تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد
دانشجویان متالورژي 85 دانشگاه صنعتی سهند تبریز

بی آرزو چه می کنی ای دوست؟

با مرده ای در درون خویش به ملال سخنی می گویم.

هوا خاموش ایستاده است

از آخرین کوچ پرندگان پر هیاهو سالها می گذرد

آب تلخ این تالاب    اشک بی بهانه من نیست

به چه می گریی       نمیدانم

زمستان ها همه در من است

به هر اندازه که بیگانه سر بر شانه ات بگذارد

باری آشناست غم

                         

+ نوشته شده در  87/04/11ساعت 13:32  توسط طالب پور  | 

نامم را پدرم انتخاب کرد!

 نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!

 دیگر بس است!

 راهم را خودم انتخاب خواهم کرد...

 

   وقتي نميتوني فرياد بزني، ناله نکن!!

                          خاموش باش.

                قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟

                 تو محکومي به زندگي کردن

           تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي

 اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟

کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود 

  عشق جنون است و جنون چیزی جر خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست. اما دوست داشتن در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد.
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
عشق تنها یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.
عشق در دریا غرق شده است و دوست داشتن در دریا شناکردن.
عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد.
عشق خشن است و شدید و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان.
عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. از عشق هرچه بیشتر بنوشیم، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر. عشق هرچه دیرتر می پاید کهنه تر
می  شود و دوست داشتن نوتر.
عشق نیرویی است در عاشق که او را به سوی معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست می برد. عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.
عشق رو به جانب خود دارد، خودخواه است و خودپا و حسود، و معشوق را برای خویش می پرستد و می ستاید اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد، دوست خواه است و دوست پا و خود ر ا برای دوست می خواهد و او را برای او دوست می دارد و خود در میانه نیست.

آری...که دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز، خود را تا سطح بلندترین قله عشق های بلند، پایین نخواهم آورد.


 

+ نوشته شده در  86/12/07ساعت 15:20  توسط طالب پور  | 

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است

 

 


آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

 عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند

 

 

 آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

  مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است

 

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

 آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم


 

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند 

 شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم . قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد 


  ما جزو کدامین دسته ایم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  86/09/08ساعت 11:15  توسط طالب پور  | 

مرداب برای آرامش نیلوفر سالها میخوابد

تا آرامش نیلوفر بر هم نخورد.

برای داشتن کسانی که دوستشان داری

صبور باش.

 

+ نوشته شده در  86/06/06ساعت 18:58  توسط طالب پور  | 

 

 دوست دارم از زندگي واز شور و شر زندگی و از اين شهر و

 

ديوارهای برافراشته فرار كنم وبه متن طبيعت و قلب جنگل های

 

بكر به آنجا كه پای هيچ نگاهی نرفته است فرو روم... در آنجا

 

كه پای هيچ انساني نرسيده و نتوانسته خرابكاری كند. پرندگان 

 

را درمشتهای مهربانم بگيرم و با دم مهربانم به پرهايشان بدمم.

 

(لوپی)

 

                                         

 

اگرعاشق چيزی هستيد رهايش كنيد اگربسويتان بازگشت ازآن

 

خودتان خواهد بود اگر نه ، هرگز از همان ابتدا به شما تعلق

 

نداشت. (ايسلينگ واش)

 

                                          

 

وقتی ديوارها بلند مي شوند نبايد به ايستادن فكر كرد حتی نبايد

 

به دور زدن فكر كرد بلكه همت بلندی می خواهد همت پريدن از

 

روی ديوار.

 

                              

 

خداوند نعمت بزرگي كه به آدمها داده است اينست كه از شنيدن

 

سكوت عاجزند و از اين روست كه همه آسوده و خوش زندگی

 

می کنند.   ( شريعتي )

 

                                        

 

 

 آدمها غا لبا پيش از مرگشان می ميرند وكم اند آنها كه هر دو

 

مرگشان يكی است. ( شريعتي ) 

 

 

                                        

 

                           

چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايیها 

 

را تنها ديدن وچه بدبختي آزاردهنده ای است تنها خوشبخت

 

بودن

 

(شریعتی)

 

                                         

 

 

 عيوب ديگران را نبايد با انگشت كثيف نشان داد.(مثل ايتاليايي)

 

                                           

 

+ نوشته شده در  86/05/23ساعت 18:0  توسط طالب پور  | 

khili jalebe ta hala be

 

manaye ghashange

 

A.B.C.D.E.F.G. deghat kardi

 

a boy can do every thing for girl

 

hala barax g.f.e.d.c.b.a

 

girl forget every thing done and

 

catch a new boy again

 

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 18:9  توسط طالب پور  | 

 

 

سلام دوستان

من زیاد وقت نمیکنم بیام ولی نظراتتونو میخونم.

 ازهمه ی کسایی که نظر گذاشتن ممنونم.

شاید بعدا زیاد بیام

 

با فریاد می توان باد را مهار کرد          با عشق می توان زندگی را آغاز کرد

اما هرگز نمی توان باد را..

 

جاودانه در زنجیر نگاهداشت

و عشق را در مشت فشرد

حقیقت را در عشق بجوییم

و فراموش نکنیم که...

با عشق آری و...

با هوس هرگز خوشبخت نخواهیم بود.

+ نوشته شده در  86/04/24ساعت 20:28  توسط طالب پور  | 

زندگی سخت نیست فقط عروسکهای کودکیمان را
 
گم کرده ایم.
 
سلام دوستان
سخنان زیرتصاویر از دکتر علی شریعتی میباشند.
 
دنیا را بد ساخته اند
 
 کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد
 
 کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری
 
اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد
 
 به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند
 
 و این رنج است. زندگی یعنی این ....
 
 

آیا در این دنیا کسی هست بفهمد

که در این لحظه چه می کشم؟ چه حالی دارم؟

چقدر زنده نبودن خوب است.خوب.

خوب.خوب.خوب.خوب.خوب.خوب.خوب.

چه شب خوبی است امشب!

همه ی دنیا به خواب رفته است و من

تنها بیدار مانده ام

نمی دانم چه کاری دارم .....

چه غم انگيز است

 عمري گداختن از غم نبودن كسي

 كه تا بود از غم نبودن تو مي گداخت

لحظات را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم

 غافل از اينكه لحظات همان خوشبختي اند

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی دم خویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را .......

+ نوشته شده در  86/04/17ساعت 19:20  توسط طالب پور  |