تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد
دانشجویان متالورژي 85 دانشگاه صنعتی سهند تبریز
*زندگی *

زندگی یعنی مسیری رو به آب ، زندگی یعنی نه بیداری نه خواب

زندگی یعنی سرای امتحان ، زندگی یعنی در ان عاشق بمان

زندگی یعنی کمی و کاستی ، زندگی یعنی دروغ و راستی

زندگی یعنی صفا ، مهر و وفا ، زندگی یعنی ستم ، جور و جفا

زندگی یعنی سفر ، راهی دراز ، زندگی یعنی جهانی رمز دار

زندگی یعنی مهی در پشت ابر ، زندگی یعنی بلا و درد و صبر

زندگی یعنی دو روزی میهمان ، زندگی یعنی فریب میزبان ....

* عشق *

عشق یعنی با تو خواندن از جنون ، عشق یعنی سوختنها از درون

عشق یعنی سوختن تا ساختن ، عشق یعنی عقل و دین را باختن

عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ، عشق یعنی گم شدن در باغ دل

عشق یعنی تو ملامت کن مرا، عشق یعنی می ستایم من تو را

عشق یعنی در پی تو در به در ، عشق یعنی یک بیابان درد سر

عشق یعنی با تو آغاز سفر ، عشق یعنی قلبی آماج خطر

عشق یعنی تو بران از خود مرا ، عشق یعنی باز می خوانم تو را

عشق یعنی بگذری از آبرو ، عشق یعنی کلبه های آرزو

عشق یعنی با تو گشتن هم کلام، عشق یعنی انتظار یک سلام

عشق یعنی دستهایی رو به دوست ، عشق یعنی مرگ در راهت نکوست

عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ، عشق یعنی دل سپردن تا ابد

عشق یعنی سروهای سر بلند ، عشق یعنی خارها هم گل کنند

عشق یعنی تو بسوزانی مرا ، عشق یعنی سایه بانم من تو را

عشق یعنی بشکنی قلب مرا ، عشق یعنی می پرستم من تو را

عشق یعنی آن نخستین حرفها ، عشق یعنی در میان برفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست ، عشق یعنی هر چه در آن یاد توست

عشق یعنی تک درختی در کویر ، عشق یعنی عاشقانی سر به زیر

عشق یعنی بگذری از هفت خان ، عشق یعنی آرش و تیر و کمان ....

و چه خوبه این همه عشق رو به خدا داشته باشیم که کسی جز خدا سزاوار عشق نیست ،چون الان همه به خاطر هوس به هم عشق می ورزند . بچه ها یادتون باشه هیچ کس لیاقت عشق شما رو نداره چون اگه داشت هیچ وقت ................ ( و در این نقطه چینها معنای زیادی هستش ).

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت

+ نوشته شده در  86/03/29ساعت 10:57  توسط حسینی  | 

چرا وقتی که آدم تنها می شه

غم و غصه اش قد یک دنیا می شه
میره و یه گوشه پنهون می شینه
ارو مثل یه زندون می بینه
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
وقتی که تنها می شم اشک تو چشام پر می زنه
غم می آد یواش یواش خونه دل در می زنه

یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل ، لب چشمه ، می نشستیم من و یار...
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
می گن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغ ابرا رو چوب می زنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمی شه
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجبی پیرت می کنه
____________________

پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه ی دل و تو می دونی
وقتی از بخت خودم حرف می زنم
چشام اشک بارون می شه تو می دونی

عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو می دونی
هر چی بهش می گم تو آزادی دیگه
می گه من دوست دارم تو می دونی
می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو می دونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاس
چرا بخت من سیاس تو می دونی
پنجره بسته می شه ، شب می رسه
چشام آروم نداره تو می دونی
اگه امشب بگذره فردا می شه
مگه فردا چی می شه تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو می دونی
هر چی بهش می گم تو آزادی دیگه
می گه من دوست دارم تو می دونی
+ نوشته شده در  86/03/29ساعت 10:54  توسط حسینی  | 

 راز دست يابي به موفقيت و آرامش درون :

 

   راز اول : ذهن خود را براي پذيرش هر چيزي اماده سازيد ولي وابسته نشويد .

 

   راز دوم : تا زماني كه نغمه ي دل خويش را شكوفا نساخته اي آرام منشين .

 

   راز سوم : نمي توانيد انچه را كه نداريد به ديگران ببخشيد .

 

   راز چهارم : سكوت سرشار از ناگفته هاست .

 

   راز پنجم : گذشته خود را رها كنيد .

 

   راز ششم : نمي توانيد مشكل خود را با همان دستي حل كنيد كه آن را افريده است .

 

   راز هفتم : هيچ گونه خشم و رنجشي قابل توجيه نيست .

 

   راز هشتم : با خود به گونه اي رفتار كنيد كه گويي همان هستي كه ارزويش را داري .

 

   راز نهم : درون خويش را گرامي بداريد هرگز نمي توانيد از نيرويي كه شما را افريد جدا شويد .

 

   راز دهم : پرهيز از تمامي افكاري كه شما را ضعيف مي كند نشانه ي خرد و فرزانگي است .

+ نوشته شده در  86/03/29ساعت 10:42  توسط حسینی  | 


عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:

1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:

* مجذوب شدن فيزيكي :
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفي :
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.

همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.

2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:

دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
* دلربايي خود خواهانه :*
هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.

* دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.

دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.

3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.

4- مرحله صمیمیت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.

5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.
 

+ نوشته شده در  86/03/24ساعت 10:29  توسط حسینی  | 

 

 اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني


از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

 عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

 روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

 ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر

 گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

 توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

 گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

 گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

 از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

 آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران

 من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

 گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

 غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

 گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو

 صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

 گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

 غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

 دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

 زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

 تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

 بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند

 

+ نوشته شده در  86/03/24ساعت 10:25  توسط حسینی  | 

نقاشی 2جانبه
+ نوشته شده در  86/03/24ساعت 10:17  توسط حسینی  | 

راستی اگه دو تا گاو ماده داشته باشیم هر فرهنگی چه جوری ازشوون استفاده میکنن؟
این موضوع فقط واسه رفع خستگی و تنوع اگه کسی چیزی بنظرش رسید اضافه کنه که دوستان استفاده کنن.(البته اقتباس از یه سایت خارجی هست که هم تغییر دادم هم اضافه کردم)فعلا اینا رو داشته باشین:
امریکای جنوبی:
یکی از دو گاو ماده را فروخته بجاش یه نر میخره و با ازدیاد نسل اموراتش را میگذراند

فرانسویها
اگه دو گاو دارن فورا اعتصاب راه میندازن که چرا 3 تا نداریم

انگلیسی ها
هر دو گاوشون جنون دارن

|ژاپنی ها
فورا طراحی گاو را جوری تغییر میدن که یک دهم حجم گاو معموولی باشه و هر ماه یه بار علوفه بخوره ولی شیر دهیش 20 برابر گاو معمولی باشه هم زمان سریعا یه کارتوون تلویزیونی میسازن به اسم"گاو کی مون"و ارزون به همه دنیا میفرووشن وقتی گاو معروف شد به سرتاسر دنیا صادر میکنن

استرالیا ئی ها
یکی رو میفروشن اوون یکی رو مجبور میکنن که به اندازه 4 گاو شیر بده وقتی هم مرد ماتم میگیرن
آلمانی ها
فورا استحکام گاو رو جوری تغیر طراحی میدن که 200 سال بمونه و شروع به بهره برداری میکنن


کانادائی ها
یکی از گاوا فرانسوی حرف میزنه یکی انگلیسی بزودی جنگ برای استقلال شروع میشه ولی بدون نتیجه بعدشم با هم اسکی بازی روی یخ ..
ایتالیا
میدوونن که گاو دارن ولی هر جه میگردن پیداشون نمی کنن
خسته میشن میرن سراغ یه کار دیگه
چینی ها
برای هر گاو 100 نفر با حقوق اندک استخدام میکنن که هر گاو 3000 نفرو شیر بده.
اگه کسی هم بخواد خبر و به دنیا مخابره کنه بدون محاکمه زندان



ایرانی ها

هردوتا گاو رو میفروشه میره یه ماشین میخره هم باهاش حال میکنه هم میره مسافر کشی!

عربستان
880 گاو دیگه میخرن تا بشه 1000 وقتی میارن میفهمن که ای داد علف ندارن و هر جی هست همش شن و ماسه اس.
فورا از اروپا علف وارد کرده و برای شیر دوشیدن واسه هر گاو یه متخصص اروپائی استخدام میکنن البته 100 نفر عرب هم که با دیشداشه (لباس بلند سفید که ما بش میگیم یخچال فریزر البته بدون شورت که وقتی ما بین آفتاب و بیننده قرار میگیره منظره بدیع و چش نوازی رو درست میکنه!!!.. واسه کیا؟ بماند) استخدام میشن که تمام وقت یعنی از ساعت 9 صبح الی 11 صبح (بمیرم واسه این عربها چقدر کار میکنن) نحوه دوشیدن رو نگاه کنن استخدام میشن . آخرش با شوونصد برابر قیمت معمول شیر تولید و با یک سوم قیمت معمول به تبلیغ شیر"الوطنی" تولید و به فروش میرسونن


روسی ها
اول دو تا گاو رو شمارش میکنن نتیجه میشه 5 تا بار دوم میشماره 42 تا بدست میاد بازم میشماره این دفه 12 تاست.خسته میشه میره سراغ بطر بعدی ودکا اسمر ینوف و به سلامتی. استالین .. نوش.. بره اوونجا که غم نباشه..


برادران فلسطینی
اولین کاری که میکنن 50% از گاواشونو به اسرائیلی ها میفروشن چه جوری؟ ساده از هر گاو نصفش البته نصفی که پستان داره رو اسرائیلی ها میخرن. بعد با پول به دست آمده عیاشی میکنن(چه جوری؟ از شیخ نشین های دوبی بپرسین- مسئله فروش دخترای باکره وارداتی از کشور همسایه!!!...) وقتی تموم شد تازه میفهمن که چه کلاهی سرشون رفته. اوون وقته که انتفاضه شروع میشه.


هندی ها
دور هر گاو 1000 نفر مثل امامزاده حلقه میزنن و گاوا ثابت اند ولی جمعیت مرتب تغییر میکنه و تو همون اطراف یه عده از گشنگی تلف میشن.نهایتا گاوا هم تلف میشن.
حالا پیدا کنید پرتقال فروش را
این وسط بجز هندی ها همه سود کردن

farjam moradi
اعضا
+ نوشته شده در  86/02/02ساعت 0:53  توسط حسینی  | 


سلام

این یک لیست کوچک از اصطلاحاتی هستش که همگیمون روزانه از آنها استفاده می کنیم. البته این لیست رو از فیلتر خودم رد کردم و مجبور شدم چیزی بیش از نصف اون رو حذف کنم.
شما هم می تونید به این لیست اضافه کنید


الف

آخرشه : نهایتشه
آشغال كله : احمق
آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند
آمار دادن : نخ دادن -توجه کی را جلب کرن
مترادفها:نخ دادن ،راه دادن

آش و لاش : آسمون جل
آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود
اخ کردن: پول رو سریع دادن
انده :نهایته
اسکل: کسی که از همه دنییا بی خبر است
مترادفها:اوشگول- وسکل – شاسگول
اسم فعال: اسگلان تپه
اسدالله خان : تریاکی خفن

بقيشو در ادامه مطلب بخونيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/02/02ساعت 0:48  توسط حسینی  | 

+ نوشته شده در  86/02/02ساعت 0:38  توسط حسینی  | 

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

 

+ نوشته شده در  86/02/02ساعت 0:24  توسط حسینی  | 

دلم خیلی تنگ شده
+ نوشته شده در  86/02/02ساعت 0:17  توسط حسینی  | 

cat.jpg

به تصویر خوب دقت کنید

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 0:24  توسط حسینی  | 

 

bazi ba booshe khereft
+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 0:26  توسط حسینی  | 

+ نوشته شده در  86/01/21ساعت 1:8  توسط حسینی  |