تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد
دانشجویان متالورژي 85 دانشگاه صنعتی سهند تبریز

 

روز ۲۱ فوریه برابر با دوم اسفند ماه روز جهانی زبان مادری است. سازمان ملل متحد مراسم گوناگونی را برای گرامیداشت این روز در بسیاری از کشورهای جهان برگزار می کند. سازمان ملل از دولت ها می‌خواهد که حق اقوام ساکن کشور خود را برای آموزش به زبان مادری‌شان به رسمیت بشناسند و زمینه تدریس زبان آنها را در نظام آموزشی کشورشان فراهم آورند.

 

در قانون اساسی ایران نیز حق آموزش به زبان مادری اقوام ساکن کشور به رسمیت شناخته شده است. اما هنوز هم، با وجود آنکه ۲۹ سال از تصویب این قانون گذشته است، این اصل به اجرا درنیامده است.

یکی از ابتدائی ترین حقوق هر انسان این است که به زبان خودش صحبت بکند، بنویسد و بخواند.

هر انسانی چند هویت دارد، ولی عمیق ترین هویتش هویت زبانی است. زیرا قبل از اینکه پی ببرد چه دینی دارد، قبل از اینکه حتی به جنسیت خودش واقف بشود که مرد است یا زن و قبل از اینکه بداند هویت طبقاتی و موقعیت اجتماعی‌اش از نظر ثروت یا خرید و فروش کار چی هست و حتی قبل از اینکه بداند به کدام ملت و سرزمین تعلق دارد و پاسپورتش به کدام کشور متعلق است، به هویت زبانی می‌رسد.

 

اين شعر زيبا اثر شاعر ترک رفعت ايلقاز است

آناندان اؤيره ندييين له يئتينمه!
اوشاغيم٫ توركجه نى گليشدير!
ديليميز ائله سينه گؤزه ل كى
دورغون گؤللريميزجه دورغون
آخار سولاريميزجا جوشغولو....
نه واركى چاغام٫
گؤزه لليك ده باخيم ايسته ر
اؤنجه توركولريميزى اؤيره ن!
سنى بؤيودن لايلالاريمزى بلله!
گئده نلره ياخيلان آغيتلارى....
هر سؤزون ان گؤزه لى توركجه ميزده
ديلينه تاخيلان لارى آريتلا!
يابانجى سؤزجوكلرى آت!
باخ٫ "دئوريم" نه گؤزه ل
"باريش"٫ نه گؤزه ل
"دايانيشما"٫ "اؤزگورلوك"...
هله "باغلی سيزليق"
ان گؤزه لى "سئوگى"
سئو توركجه نى٫ بالام!
ديلينى سئوه نلرى سئو!!!

-------------------

به آنچه از مادر آموختى بسنده نكن!
كودك من٫ زبان تركى ات را رشد بده!
زبانمان آنچنان زيباست كه٫
مانند درياچه هاى ساكنمان آرام
مانند آبهاى روانمان پر خروش.....
اما فرزند من٫
زيبائى هم مراقبت می خواهد.
نخست ترانه هايمان را بياموز!
از بر كن لالايى هايى را كه تو را بزرگ نمودند ! 
و مرثيه هاى سروده شده براى رفتگان را....
زيباترين هر واژه در تركى ماست
آلودگى هاى زبانت را پاك كن!
و واژگان بيگانه را ترك!
ببين٫ "دئوريم" (انقلاب) چه زيباست
"باريش" (صلح) چه زيباست
"دايانيشما" (همبستگى)٫ "اؤزگورلوك" (آزادى).....
و البته كه "باغلی سيزليق" (استقلال)
اما زيباترينشان "دوستى"
٫ تركى را دوست بدار٫ كودكم!
دوست بدار آنانكه زبانشان را دوست می دارند!!!!

 

من هم به نوبه خودم  "روز جهانی زبان مادری"  را به همه هموطنان ترک ، فارس ، کرد ، عرب ، بلوچ ، ترکمن و سایر اقوام ایرانی تبریک می گویم . به امید روزی که هرکس در هر نقطه ای از دنیا اجازه خوندن و نوشتن زبان مادری خود در مدارس را داشته باشد.

  

 

+ نوشته شده در  86/12/02ساعت 17:9  توسط نفیسی  | 

 

                                        

این اثر تابلوی " یادت همچنان باقیست " اثر ارد (اورود) بزرگ است
و شناخته شده ترین اثر موجود کاریکاتور می باشد
 
به نظر من این عکس احساسات و زندگی خیلی از آدم ها (من جمله خود من) رو به تصویر کشیده
 
به نظر شما چه نکاتی در این اثر هست که تا این حد بیننده رو شیفته خودش میکنه ؟
     


 

+ نوشته شده در  86/10/06ساعت 1:49  توسط نفیسی  | 

     سلام بر همه موادیون چه صنعتی ، چه استخراجي ، چه متالوژي، چه سراميك ...و كلا چه از نوع سهنديش و چه از نوع غير سهندي ( موادي جماعت هر جاي دنيا كه باشه و هر گرايشي كه بخونه بازم مواديه ) . بر و بچز شرمنده من يه مدتي نتونستم پست بزارم اما بايد بگم كه هميشه: همه آزويم (كه پست بذارم) اما چه كنم كه بسته پايم (به تخت خوابگاه)...بعد از كلاس ها تا يه فرستي پيش مياد فورا ميرم خوابگاه كه يه چرتي بزنم...خودتون كه ميدونين موادي و هزار درد سر ( آق سنا تصحيح مي كنم كه اين واو ، واو مباينت نيست).  در ضمن يه تشكر ويژه مي كنم از بر و بچز فعال كه هميشه وبلاگ رو" آپ ديت" نگه داشتن.


اين عكس در مقاله اي درصفحه 15 ضميمه "سيب" روزنامه جام جم (1386/01/23 )منتشر شده است .

 

              

 

 سه روز پس از اعلام دستيابي ايران به فرايند توليد صنعتي سوخت هسته اي توسط محمود احمدي نژاد ، روزنامه جام جم كه توسط صداو سيماي جمهوري اسلامي ايران منتشر مي شود در اقدامي شگفت انگيز ، تصويري مونتاژ شده از انيشتين را در ميانه يك مقاله علمي منشر كرد كه در آن ،به تلاش هاي رييس جمهور ايران در دفاع از حقوق هسته ايران اشاره شده است .

در تصوير به كار رفته  آلبرت انيشتين در حال نوشتن مطلبي بر روي تخته سياه است كه در نگاه نخست به نظر مي رسد متني انگليسي بر روي آن نوشته شده است ولي متن واقعي كه با حروف انگليسي ولي با جمله بندي فارسي بر روي تخته ديده مي شود، چنين است:عجب غلطي كردم اين اتم و اينا رو راه انداختم!!بابا محمود جون بي خيال شو جون من!

با توجه به اينكه در نظر اول اين مطلب به  چشم نمي آيد ،احتمالا مسؤول صفحه ، با جست وجوي اينترنتي و يافتن اين عكس از انيشتين ، آن را بدون دقت كافي در جزئيات، به كار برده است .

 اين مسأله نشان مي دهد كه در پرتيراژترين روزنامه ايران(به ادعاي خود جام جم) تا چه اندازه دقت و نظارت وجود دارد!

+ نوشته شده در  86/09/02ساعت 22:59  توسط نفیسی  | 

نمی دونم چرا امروزحس و حال مذکر سلاری بهم دست داده...من به این میگم حس panboy  درود به همه ی پسرها...از بزهکار گرفته تا بدهکار و از دانشمند گرفته تا دیوانه...چون هرچی باشه مرده..حتی نامردشم مرده

 اگه یه دوست خوب داشته باشی یه یار و همدم داری اما اگه بخوای با یه دختر دوست بشی یا حتی بخوای ازدواج کنی چی؟؟؟ من سکوت میکنم خودتون نتیجه شو ببینین:

 

اینم یه شعر در وصف به اصطلاح جیگران:

آخر يه روز تيک ميگيری ، لباسهای شيک ميگيری ، بابات را ميکنی کچل ، تا بينی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ ميزنی ، عينک رنگ رنگ ميزنی ، اين دل و اون دل ميزنی ، هي به موهات ژل ميزنی ، جنس لباسات تريکو ، موزيک فقط از انريکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شفتری ، ميشينی پشت موتوری ، تو خيالت خيلي تکی ، فکر ميکنی با نمکی ، خوشی با اين تيپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟

 

+ نوشته شده در  86/07/22ساعت 0:18  توسط نفیسی  | 

 

We don’t need no education

We don’t need no thought control

No dark sarcasm in the classroom

Teachers, leave the kids alone

Hey!Tachers! Leave the kids alon

All in all its just another brick in the wall

All in all youre just another brick in the wall

 

 

مطمعنا همتون لااقل اسم  پینک فلوید رو شنیدین و اگه فکر می کنین تا حالا هیچ تراته ای از این گروه نشنیدین, مطمئن باشین شنیدین...فقط نمی دونستین مال پینک فلوید ه . لیریک  بالایی یکی از محبوب ترین ترانه های منه که همیشه زیر زبونم زمزمه می کنم که از آلبوم" دیوار" انتخاب شده . اعضای گروه  پینک فلوید هرگز به صورت ستاره های موسیقی مطرح نبودن و خودشون به این گمنامی اسرار داشتن, حتی عکس روی جلد آلبم هاشون هم متفاوت و مفهوم دار بود.پینک فلوید بخاطر اشعار ساده وپر مفهوم وبه کار بردن صدا های عجیب مانند تیک تیک ساعت, گریه بچه, انفجار هواپیما و ...در بین مردم مخاطبان زیادی داره. یکی از سنبل های پینک فلوید "چشم بزرگ"(‌Big Eye) است...چشمی که به ورای این جهان مادی نگاه میکنه. من در اینجا به خلاصه ای از بیوگرافی پینک فلوید که از سایت ویکی پدیا انتخاب کردم, اشاره میکنم:

 

               

            از چپ به راست: نیک میسون، سید برت، دیوید گیلمور، راجر واترز و ریچارد رایت

 

پینک فلوید (انگلیسی: Pink Floyd) نام یکی از مشهورترین و خلاق‌ترین گروه‌های موسیقی راک انگلیس است، که از سال ۱۹۶۵ به رهبری سید برِت نوازنده گیتار شروع به کار کرد و در دهه ۷۰ میلادی به اوج شهرت رسید. دیگر اعضای گروه راجر واترز (گیتار بیسریک رایت (کیبورد) و نیک میسن (درام) بودند. یکی از بارزترین ویژگی‌های سبک پینک فلوید استفاده از صداهای الکترونیکی و جلوه‌های ویژه در آهنگ‌هایشان بود، و دیگری شعرهای ساده و کودکانه اما نافذ.[1]

سید برت در سال ۱۹۶۸ به دلیل عوارض ناشی از سوءمصرف مواد مخدر توهم‌زا و ناتوانی در حضور مؤثر در اجراهای زنده (و حتی در استودیو) عملاً از گروه کنار گذاشته شد و دیوید گیلمور که گیتاریست توانمندی بود جایش را گرفت. در سال ۱۹۷۳ بود که توانستند با آلبوم نیمه تاریک ماه، در امریکا خود را به فوق‌ستاره‌های موسیقی تبدیل کنند.[2] در سال ۱۹۸۶ راجر واتِرز که پس از سید برت نقش اصلی در آهنگسازی و نوشتن شعرهای پینک فلوید را بر عهده داشت به دلیل اختلاف با گروه از آنها جدا شد.

البته اعضای گروه در سال ۲۰۰۵ اختلاف های دیرینه خود را کنار گذاشتن و دو باره جمع شدن و در جولای ۲۰۰۵ در لندن در کنسرت Live8  برنامه اجرا کردن. اما راجر واتر بعدا گفت که دیگر اعضای پینک فلوید علاقه ای برای پیوستن مجدد اعضا ندارند.

                     

                              از راست به چپ : ریچارد رایت , نیک میسن , راجر واترز , دیوید گیلمور

 

 

این هم یه عکس از سید برت  بنیانگذار و مغز متفکر پینک فلوید :

 

                            

 

 

+ نوشته شده در  86/06/17ساعت 5:26  توسط نفیسی  | 

بچه ها اینی که می بینین طرح جدید یونیفرم نیرو های نظامی و انتظامی زنانست!!!!! دیزاین رو حال می کنین ...

با عرض پوزش بدلیل اینکه مانکن های موجود در نیروی انتظامی راه رفتن گربه ای بلد نبودن موقتا از مانکن های گچی موجود در بوتیک ها استفاده شد...

+ نوشته شده در  86/05/21ساعت 17:48  توسط نفیسی  | 

                                        

بچه ها تعدادي از سوالا‌ت كنكور سراسري  86 رو كه به‌ تازگي برگزار شده، عينا  اينجا مي‌آرم. فقط ذكر اين توضيح ضروريه كه هيچ‌ گونه شوخي يا طنز در اين نقل مطلب وجود نداره و سوالا‌ت عينا و بدون هيچ‌گونه تغييری آورده شده‌اند:

 

  جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري ۸۶- گروه علوم رياضي)

<بهرام كه گور مي‌گرفتي همه عمر / ديدي كه چگونه گور... گرفت>

۱)شهرام   ۲) مهرام    ۳) بهرام     ۴) آرام  

 

  جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري ۸۶- گروه علوم رياضی)

روِياهاي صادقانه: هركدام از ما هنگام... روِياهايي را مشاهده مي‌كنيم. اين روِياها انواع مختلف دارند.

 

۱)دويدن   ۲) ايستادن   ۳) خواب    ۴) نشستن

 

  جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري ۸۶- علوم تجربي)

<گل همين پنج روز و... باشد / وين گلستان هميشه خوش باشد>

۱)هفت    ۲) چهار   ۳) شش    ۴) هشت

 

  جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري ۸۶- علوم انساني)

< ...پرده‌ي پندار دريدند / يعني همه جا غير ‌خدا هيچ نديدند>

۱)مردان خد   ا ۲) مردم همه جا     ۳) مردم هميشه    ۴) مردان و زنان

 

 

                                   

 

    البته این روزا اونقد چیزای عجیب غریب می بینیم که مطمعنم اصلا تعجب نکردید... 

 طراحان سوالات هم گفتن این سوالات برای کاهش استرس داوطلبان طراحی شده!!!...عجب...

لازم به ذکره که با عوض شدن رئیس سازمان سنجش طبق رسم معمول همه طراحان قبلی عوض شدن و گویا دستور رسیده بود که از طراحان متعهد تری استفاده کنن...

 

بچه ها منم برا اینکه از این جریانات علمی عقب نمونم یه سوال فنی طراحی کردم و به سازمان سنجش ارسال کردم. امیدوارم که در کنکور سال بعد استفاده بشه :

 

 جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. ( احتمالا كنكور سراسري ۸۷ ) 

< انرژی هسته ای حق مسلم ..... است. >

 

۱)جرج بوش     ۲) فیدل کاسترو   ۳) ما     ۴) اسامه بن لادن

 

 

+ نوشته شده در  86/05/13ساعت 4:16  توسط نفیسی  | 

                       تجربۀ نخستین عشق بهروز وثوقی را به‌نقل از کتاب زندگی‌نامۀ او بشنوید!

 

                                  

کلاس نهم است. شانزده سال دارد. هنوز به دبیرستان بابک می‌رود. کاپیتان تیم بستکبال مدرسه است و پس از تعطیل کلاس‌ها، با بچه‌ها تمرین می‌کند. دیوار به دیوار مدرسۀ بابک، یک دبیرستان دخترانه است.
عصر یک روز پاییزی، با بچه‌های تیم‌شان، تو حیاط مدرسه، سرگرم بازی است. توپ را شوت می‌کند به طرف تختۀ بستکبال. شوت چنان محکم است که توپ از پنجرۀ باز یکی از کلاس‌های مدرسۀ دخترانه می‌افتد تو. همبازی‌ها به بهروز می‌گویند حالا که توپ را سوت کرده، خودش باید برود آن را بیاورد.
                                

                               

از مدرسه می‌رود بیرون. از فراش مدرسۀ دخترانه، با خواهش و تمنا، اجازه می‌گیرد و می‌رود تو.
هیچ‌کس در حیاط نیست. از پله‌ها می‌دود بالا و در کلاس را باز می‌کند. دو دختر نشسته‌اند تو کلاس و دارند درس می‌خوانند؛ با حیرت، کاپیتان تیم بستکبال مدرسۀ بابک را که لباس ورزشی پوشیده و شورت به پا دارد، نگاه می‌کنند. بهروز عرق کرده است و نفس‌نفس می‌زند. سرش را می‌اندازد پایین و می‌رود توپ را بردارد.
یکی از دخترها می‌خندد.
ـ صدای خنده‌اش را که شنیدم، سرم را بلند کردم. یک آن نگاهمان درهم گره خورد. دلم لرزید. . .
توپ را برمی‌دارد و از کلاس می‌دود بیرون.

[نخستین عشق، برگرفته از کتاب زندگی‌نامۀ بهروز وثوقی]

                           

 

+ نوشته شده در  86/05/07ساعت 1:30  توسط نفیسی  | 

ببین دیازپام ده خورانده‌اند خلق را ببین چگونه کرده‌اند مد ریای دلق را ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را ببین چگونه پول می دهیم نفت و آب و برق را ببین احاطه کرده است عدد فکر خلق را مچاله شو به جوی آب شو روان عدد بده زباله شو به گوشه ای غمین هزارساله شو عدد بده این قرار عاشقانه را عدد بده شور و حال عارفانه را عدد بده رو جهان بیکرانه را سند بزن روی رود روی رود روی رود روی رود تشنگی‌ات سد بزن عدد عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده (4) چه مانده است در برت فقط ندای ماندولین  چه مانده است در کفت فقط سرنگ انسولین انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و جالبین و زاهدین و صاحبین و مومنین گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2) آی مرد سامری خفن شدی  در سه راه آذری کفن شدی  ای نماد بی‌کسی ز پیچ و تاب این زمانه چون چلانده‌اند و تو رسن شدی

 

 

سلام بر موادیون عزیز. دوستان اگه طرفدار سبک خاصی از موسیقی هستید و اصلا هم حاظر نیستید که با سبک دیگه ای کنار بیایید ، تاهمین جا بسه دیگه لازم نیست بقیه مطلب رو بخونین...همین که وقتتون رو تلف کردین و این شعرو خوندین منّت سرمون گذاشتین..............ولی اگه هیچ وقت خودتون رو با عقاید خودتون محدود نمیکنین ، اگه همیشه دوست دارین چیزای تازه ای رو تجربه کنیین، اگه دنبال موسیقی هستید که به سبک خواصی محدود نشده ، اگه دنبال یه موسیقی هستید که متعلق به دنیای ماشینی و شهرهای بتونی امروزه  حتما باید موسیقی محسن نامجو رو به همراه فریاد های حماسی و طنّازش گوش کنین. یکی از منتقدان درباره این خواننده و آهنگ ساز محبوب امروز و ماندگار فردا ( به واژه ماندگار دقت کنین) گفته :  "انگار این آدم گوشه ای ایستاده و به تمام کسانی که می خواهند از سنت ها پاسداری کنند ، می خندد."

 بچه ها ، وقتی نیما یوشیج اولین شعر نوی خودش را در مجمع ادبی و در حظور شاعران  معاصر آن زمان خواند ، یکی از شاعران مشهور معاصر(هر چی فک کردم  اسمش یادم نیومد) سر در زیر میزش کرده بود و می خندید و می گفت این ها شعر است که این مرد میخواند؟؟؟ !!! امروز هم اشعار و موسیقی نامجو از طرف خیلی از  استادان سنت گرای موسیقی مورد خشم و تمسخر قرار گرفته چرا که تلفیق موسیقی سنتی با سایر سبک ها را توهین به موسیقی سنتی تلقی می کنند.

محسن نامجو تابحال 4 آلبوم به نام های   باد و بودا ، جبر جغرافیایی ، ترنج و عقاید نو کانتی  ساخته که هیچ کدام از وزارت ارشاد مجوز نگرفته(البته مثل اینکه آلبوم ترنج مراحل پایانی مجوز را طی میکند). او در  این باره می گوید :  " آواز ایرانی می‌تواند اینگونه جذاب شود ولی این کار باعث برخورد منفی شد و اهانت تلقی کردند. ما برای ارائه مجوز فرم‌هایی را باید پر کنیم که در آن فرم‌ها جایی برای موسیقی من در نظر گرفته نشده. سبک‌هایی مثل راک، پاپ یا سنتی همان است که همیشه بوده اما من نگاهم به آواز فراتر از این سبک‌ها است. من آواز را صدایی می‌دانم که از حنجره در می‌آید." محسن نامجو از حنجره اش مثل یک ساز استفاده می کند. او می گوید : " من فقط می خوانم اما نمی توانم بگویم سنتی، راک، پاپ یا هر چیز دیگری می خوانم من فقط می توانم بخوانم. "

 

من در اینجا به خلاصه ای از زندگی نامه و فعالیت های محسن نامجو ، که از سایت ویکی پدیا http://fa.wikipedia.org/   انتخاب کرده ام ، اشاره میکنم :                                                                       

                                         

 

محسن نامجو

محسن نامجو خواننده، موسیقی‌دان و ترانه‌سرا ، متولد اسفند ۱۳۵۴ در تربت جام است.

آموختن موسیقی و تحصیلات

وی آموزش موسیقی را از نوجوانی با نت‌خوانی و آواز آغاز کرده، و سپس ردیف موسیقی ایرانی را ابتدا نزد استاد شاکری و سپس نصرالله خان ناصح‌پور که یکی از برجسته‌ترین ردیف‌دانان ایران است آموخت. او پس از شروع به تحصیل رشتهٔ موسیقی در دانشکدهٔ هنرهای زیبا، با سبک‌های دیگر موسیقی جهان آشنا شد، و پس از مدتی در بهمن ۷۶ با نفی برداشت متعصبانهٔ موجود در دانشگاه، تحصیل را نیمه‌کاره رها کرد و فعالیت خود را به شکل تجربی و غیر آکادمیک ادامه داد.

سبک موسیقی

مشخصهٔ آثار نامجو «تلفیق» است: تلفیق سبک‌های مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تلفیق اشعار کلاسیک با شعرهایی که خود می‌سراید. در موسیقی‌های او گوشه‌هایی از سبک‌های راک، سنتی، بلوز، جاز و محلی به گوش می‌رسد. از شعرهای مولوی و جامی گرفته تا شاملو و براهنی در آثار او به گوش می‌رسد که گاهی عباراتی کوچه‌بازاری در میان ابیات آنها اضافه شده. او در این باره می‌گوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه‌است. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلا قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلا کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»

نامجو در خوانندگی از صداهای نامتعارف نیز استفاده می‌کند. به گفتهٔ خودش این مسأله حاصل این است که به حنجره به عنوان یک ابزار صوتی نگاه می‌کند، و در نتیجه بی آن که در بند سبک‌های خوانندگی باشد، هر صدایی از خود درمی‌آورد.


یکی از آهنگ‌های او با نام بگو بگو در جشنوارهٔ موسیقی وب‌گاه تهران اونیو در سال ۲۰۰۴ دوم شد.

                         

 

           برای مشاهده ی متن کامل اشعار  دیازپام ده ،عقاید نوکانتی  ، هستی از ما آلت خورده و عکس های بیشتر از این هنرمند ادامه مطلب منتظر شماست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/04/17ساعت 2:15  توسط نفیسی  | 

 

                     AL PACINO                                                        

 

هوئآآ...این تکیه کلام آلپاچینو در فیلم "بوی خوش یک زن۱" بود. این فیلم با هنرنمایی آل پاچینو برنده ی جایزه اسکار شد.

 موادیون عزیز اگه تابحال فیلم های آل پاچینو رو ندیدین نصف عمرتون بر باد...ولی نگران نباشید هنوز هم فرصت دارید چون نصف دیگه عمرتون مونده!!! فقط این نقطه رو تاکید می کنم که فیلمای آل پاچینو رو به زبان اصلی نگاه کنین چون ۴۰٪  اجرای زیبای آل پاچینو ، که بیننده رو مجذوب و مسحور خودش میکنه،  به طرز بیان جملات و واژه ها و در کل لحن صحبت او بستگی داره (البته این نظر شخصی منه).

 

خلاصه من بخاطر ارادت خاصی که به آل پاچینو دارم این پستم رو به معرفی مختصر این سوپر استار اختصاص دادم :

 

 

 

                        به من نگو بیگناهی چون به شعورم اهانت میکنی 

 

 

                                          -   در پدر خوانده    -

 

 

 

 

الفردو پاچينو در سال 1939 در يك خانواده ايتاليايي تبار در نيويورك ديده به جهان گشود .

او نيز از چمله بازيگراني است كه براي خروج از پشت ديوار بلند گمنامي و قرار گرفتن در جايگاه شايسته خود به يك اتفاق خجسته نياز داشت .
او كه تا 32 سالگي در پيچ و خم تئاترهاي برادوي و آموزشهاي اكتورز استوديو به پروزش انرژي نهفته در صحنه خود را با نقشهايي نه چندان موفق به آستانه سينما رسانده بود در سال 1972 اين امكان را يافت كه با درخشش در 2 فيلم " ناتالي و من " و " وحشت در نيدل پارك " استعداد كم نظير خود را بروز دهد.
از اين پس پاچينو گام در راهي نهاد كه تا به امروز او را به عنوان يكي از بزرگترين بازيگران سينماي جهان و يكي از اساتيد مسلم بازيگري رهنمون كرده است .
بدون شك ايفاي نقش " مايكل كورلئونه " در فيلم بي نطير ( پدرخوانده 1) گامي موثر به سوي قله هاي ترقي بود .
پس از موفقيت پدر خوانده , پاچشنو نوار موفقيتهاي خود را با دو فيلم سرپيكو و مترسك ادامه داد.
سرپيكو بار ديگر او را مانند پدر خوانده نامزد جايزه اسكار كرد .
نقش افريني دوباره او به نقش مايكل كورليونه و اين بار در فيلم پدرخوانده 2 و اين بار نيز در مقابل يكي ديگر از نوابغ بازيگري چهان يعني دونيرو بار ديگر او را نامزد جايزه اسكاري كرد كه به نظر مي رسيد زمان زيادي را بايد براي به دست آوردن آن تلاش كند .

پاچينو دهه 70 را با سه فيلم ديگر به پايان برد كه براي دو فيلم " بعد از ظهر سگي " و : عدالت براي همه " بار ديگر نامزد جايزه اسكار شد .
دهه 80 دهه سقوط پاچينو بود , شايد تنها بتوان به فيلم بي نظير برايان دي پالما " صورت زخمي " در اين دهه اشاره كرد . گرفتار شدن پاچينو در دام الكل و كوكايين پاچينو را به سمت نابودي مي كشيد
پاچينو با ترك اعتياد خود دوباره به عالم سينما بازگشت و بار ديگر شخصيت مايكل كورلئونه را اين بار در شكل و شمايلي جديد و در آخرين قسمت از 3 گانه پدرخوانده " پدرخوانده 3 " تجسم بخشيد..
پس از ترك اعتياد پاچينو دوباره با قدرت به نقش آفريني هاي خود ادامه داد و انقدر در كار خود استمرار بخشيد تا اينكه در سال 1982 آكادمي اسكار او را براي ايفاي نقش سرهنگي كور شده در فيلن " بوي خوش زن " شايسته دريافت جايزه اسكار اعلام كرد .
بازگشت باشكوه پاچينو به عالم سينما همچنان ادامه دارد و او همچنان با نقش آفريني هاي بي نظير خود بر پرده سينماها مي درخشد .

     


1. Scent of a woman

 

 

    

      برای مشاهده ی عکس های بیشتر نشانگر ماوس رو ببرید رو  "ادامه مطلب"  و چپ کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/04/10ساعت 3:20  توسط نفیسی  | 

 اینم یه خبر داغ از بازار پژو ...

گروه خودروسازی فرانسوی پژو روز چهارشنبه 27 ژوئن یک مدل خودروی کوچک جدید را معرفی کرد که افتتاح یک مدل جدید از خودروهایی است که نام آنها با عدد 8 خاتمه می یابد.

د

به گزارش خبرگزاری رویترز، مدل جدید خودروی کوچک پژو 308 در 3 ماهه چهارم سال جاری میلادی به بازار عرضه خواهد شد.
پژو 308 برای رقابت با مدل گلف فولکس واگن، اپل آسترا، رنو مگان و نیز سیتروئن C4 که همراه با پژو 308 در یک خط تولید می شود، به بازار عرضه می شود.
مدل قبلی پژو 307 که در جریان 7 سال بیش از 3 میلیون دستگاه از آن به فروش رفتند از جمله مدل های پژو محسوب می شود که در بازار اروپا، بازار اصلی اش و نیز بازارهای چین و آرژانتین با استقبال بسیاری مواجه شد.

مدل پژو 308 در کارخانه های سوشو و مولهوز تولید می شود.
گروه پژو سیتروئن، دومین خودروساز اروپایی پس از گروه فولکس واگن روی یک طرح سریع تجدید مدل هایش و کاهش هزینه هایش برای بهبود بازدهی اش حساب می کند.

بچه ها حسرت نخورین تا پیکانو داریم غم نداریم

+ نوشته شده در  86/04/07ساعت 4:12  توسط نفیسی  | 

موادیون عزیز امروز میخوام یه پست کاملا علمی بذارم تا به قول احد آقا "بتونیم سرمون رو در مقابل دیگران بلند کنیم و پز متالورژی 85 رو بدیم"...ولی اولش باید به این دو تا عکس توجه کنید:

بچه ها اگه  رو نقطه ی سیاه رنگ تمرکز کنید میبینید که هاله اطرافش محو میشه... 

                    

                                                                            

 

حالا این یکی رو داشته باشین:    تصاویر ثابت اما متحرک!

 

 

حالا نقطه علمی این تصامیر کجاست؟؟؟

در تصویر اولی من یه نقطه سیاه میبینم ولی نمیدونم  علمیه یا نه!!  این رو به عنوان پروژه به شما دانشجوها محول میکنم...

و اما تصویر دوم...من هر چی دقت می کنم تو تصویر دوم نقطه ای پیدا نمی کنم...بله درسته اصولا در تصویر دوم نقطه ای وجود نداره که حالا بخواد علمی باشه یا غیر علمی !! (این دیگه تقصیر من نیست)

خوب بچه ها امیدوارم نهایت استفاده رو از این پست کرده باشین. احد جان شما هم میتونی بری پز وبلاگمونو بدی

        منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقادات شما هستم ( فقط اگه انتقاد بی خودی بکننین نظراتتون حذف میشه) 

+ نوشته شده در  86/04/07ساعت 3:33  توسط نفیسی  | 

بچه ها من فکر کردم بد نباشه بعضی وقتا کتاب های مورد علاقمون رو به اعضای وبلاگ معرفی کنیم . من تو این پست مطالبی راجع به نویسنده ی محبوبم پائولو کوئیلو نوشتم.(البته نوشتن که چه عرض کنم...کپی پیست کردم)

پائولو كوئليو، يكي ‌ از پرخواننده ‌ترين ‌، و تاثيرگذارترين

نويسندگان ‌ امروز است‌.

برخي‌ او را كيمياگر واژه‌هامي‌دانند و برخي‌ ديگر، پديده‌اي‌ عامه‌پسند. اما در

هر حال‌، كوئليو يكي‌ از تاثيرگذارترين‌ نويسندگان‌ قرن‌ حاضر است‌.

خوانندگان‌ بي‌شمار او از 150 كشور، فارغ‌ ازفرهنگ‌ و اعتقادات‌ خود، اورا نويسنده‌ي‌ مرجع‌ دوران‌ ما كرده‌اند. كتاب‌هاي‌ اوبه‌ 56 زبان‌ ترجمه‌ شده‌اند و جداي‌ ازآن‌ كه‌ همواره‌ در فهرست‌ كتاب‌هاي‌ پرفروش‌ بوده‌اند، درتمام‌  ط‌ول‌ دوران‌ ظ‌هور او، مورد بحث‌ و جدل‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ قرار داشته‌اند.

افكار، فلسفه‌ و موضوعات‌ مط‌رح‌ شده‌ درآثار او، بر ذهن‌ ميليون‌ها

خواننده‌اي‌ تاثير گذاشته‌ است‌ كه‌ به‌ دنبال‌ يافتن‌ راه‌ خويش‌، و روش‌هاي‌ تازه‌ براي‌ درك‌ جهان‌ هستند.

  

 در ماه‌ مه‌ 2000، پائولو به‌ ايران‌ سفر كرد. او اولين‌ نويسنده‌ي                                                     ‌

غيرمسلماني‌ بود كه‌ بعد از انقلاب‌ سال‌ 1357، به‌ ايران‌ سفر مي‌كرد

پائولو با انتشارات‌ كاروان‌ قرارداد                                                                                             

همكاري‌ بست‌ و با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ ايران‌ معاهده‌ي‌ بين‌المللي‌ كپي‌رايت‌ را

امضا نكرده‌ است‌، اواولين‌ نويسنده‌اي‌ بود كه‌ رسما ازايران‌ حق‌ التاليف‌

دريافت‌ مي‌كرد. پائولو هرگز تصورش‌ را نمي‌كرد كه‌ درايران‌، باچنين‌ استقبال‌

گرمي‌ روبه‌رو شود. فرهنگ‌ ايران‌ كاملا با فرهنگ‌ غرب‌ متفاوت‌ بود.

هزاران‌ خواننده‌ي‌ ايراني‌ در كنفرانس‌ها و مراسم‌ امضاي‌ كتاب‌ اوشركت‌

كردند.

از کتاب های مشهور وی می توان به خاط‌رات‌ يك‌ مغ‌ ، كيمياگر، بريدا ،  مكتوب‌ ،ورونيكا تصميم‌ مي‌گيرد بميرد ، كوه‌ پنجم‌ ،عط‌يه‌ برتر ،كنار رود پيدرا نشستم‌ و گريستم‌ و... اشاره کرد.

 

                                       

                              

 

        اگه خواستیدمطالب بیشتری درباره ی پائولو کوئیلو  بدونید به این سایت برید :

                        http://www.paulocoelho.com.br/pers/

+ نوشته شده در  86/04/03ساعت 12:9  توسط نفیسی  | 

l o v e :

 

L : lengeye to peyda nemishe

O : omrami

V : voojoodami

E : engar eshtebah shode...mesle inke inja ye webloge elmiye

                           

 

+ نوشته شده در  86/03/29ساعت 12:17  توسط نفیسی  | 

آسمان به سکوت پرشتاب خود ادامه می دهد.

سکوتی که انحنا را می شکند.

ستارگان ,فراموششان شده ,

سوسو بزنند!

تکه پنبه های کوچک

خسته و دلگیر ,به ماه مهربان تکیه زده اند.

اندیشه این است:

انتظار خورشید,تا کی؟؟؟

 

+ نوشته شده در  86/03/27ساعت 17:43  توسط نفیسی  | 

با اینکه من فقط مطلبای دلمو تو وبلاگم می نویسم

ولی حیفم اومد این عکسو که واسم می ل شده بود تو وبلاگم نذارم!!!

دله دیکه یه هو می بینی حیفش میاد.

+ نوشته شده در  86/03/27ساعت 13:59  توسط نفیسی  | 

طرز تهيه زن:

 براي تهيه اين عنصر کافي است مقداري اکسيد اسکناس و نيترات پژو دويست و شش را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلاي ?? عيار به عنوان مهريه و کمي کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود! پس از ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد مي شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب مي کند! بعضي از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداري از عصاره ء چرب زباني به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه کار بهتر می شود 

+ نوشته شده در  86/03/27ساعت 13:15  توسط نفیسی  |