|
|
|
|
|
زندگی یعنی اتاقی تهی از فریاد و گشوده بر هجوم تنهایی زندگی یعنی در آغوش کشیدن سکوت زندگی یعنی پیر شدن در اوج جوانی زندگی یعنی سیر شدن در اوج لذت بردن زندگی یعنی دم نزدن زندگی یعنی تباهی زندگی یعنی سبب ، سبب برای ویرانی زندگی یعنی یاس |
||
|
|
|
|
|
این واژه برا ما دانشجو ها خیلی واژه عجیبی است چون فکر میکنیم (البته بعضی ها هم معتقدند ) که از این طریق می توانیم به خواسته هامون برسیم .حالابا به حق یا نبودن آن کاری ندارم.
میخوام در چند جمله حرف دلمو بزنم که در این چند روز با مشاهده وقایع اتفاقیه در دانشگاه به نظرم رسیده. کاری به این ندارم که بچه ها کارشون درسته یا نه اما اینو میخوام بگم که اونا (متحصنین ) یه خواسته هایی دارند که از این طریق می خوان بهشون برسن . افراد کمی هم نیستند که بگیم اینا اخلالگرند و میخوان آرامش فکری دانشجو ها رو به هم بزنند.یه عده (کمی) واقعا از جونشون مایه گذاشتن که به این امر تحقق ببخشن یه عده ( زیادی) جوگیر ماجرا شدندو میخوان بگن که ما هم بله.و یه عده (بازم کمی) هم هدف دیگه ای از این تجمعات دارن که دوست دارن محافل عمومی شلوغ بازی بشه و اونا هم به قول معروف از آب گل آلود ماهی بگیرن. و هستند کسانی که منتظر اینجور اتفاقاتند که برسند به اون چیزایی که هدفشونه. اینجا من میخوام بگم که از ته دل برا همه ی اینا میسوزه نه به خاطر این که حقوقی رو که به نظرشون ضایع شده بلکه از این جهت که همشون واقعا از لحاظ روحی روانی جسمانی اذیت میشن و مهمتر از اینها نگرانی هایی که پدرومادرشون دارند. به نظر من مسولین دانشگاه هر چه زود تر باید به این مسئله خاتمه بدند و رک و پوست کنده بیاند و بگند که آقا این خواستتونو میپذیریم به این دلیل و این خواستتونو نمیپذیریم به این دلیل. با بی اعتنایی هم دانشجو ها تحریک میشن وهم خودشون امور کار از دستشون در میره (اینجاش طبق اصول مدیریتی که من دارم گفتم ها... بچه ها میدونند و میخوام به اون دسته افرادی که میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن بگم که اینجا دانشگاهه و به دانشجو جماعت نمیشه با حرفای تحریک آمیز .... نمیخوام در ذهن خوانندگان این مطلب اینجوری تداعی بشه که من موافق این تحصنم نه بالاخره هر چی باشه بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار ای کاش متحصنین چند تا در خواست صنفی هم میکردند که افراد بیشتری در جمعشون حاضر می شدند دیگه چیزی به ذهنم نمیآد که بگم بازم اگه موضوع خاصی در این مورد به ذهنم اومد در قسمته نظرات به اون اشاره میکنم مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن زاه شرر بار این قفس را بر شکن و زیروزبرکن
از همه کسانی که این مطلبو میخونند در خواست میکنم که نظرشونو در رابطه با موضوع مطرح شده اعلام بفرماییند
|
||