تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد
دانشجویان متالورژي 85 دانشگاه صنعتی سهند تبریز

                       تجربۀ نخستین عشق بهروز وثوقی را به‌نقل از کتاب زندگی‌نامۀ او بشنوید!

 

                                  

کلاس نهم است. شانزده سال دارد. هنوز به دبیرستان بابک می‌رود. کاپیتان تیم بستکبال مدرسه است و پس از تعطیل کلاس‌ها، با بچه‌ها تمرین می‌کند. دیوار به دیوار مدرسۀ بابک، یک دبیرستان دخترانه است.
عصر یک روز پاییزی، با بچه‌های تیم‌شان، تو حیاط مدرسه، سرگرم بازی است. توپ را شوت می‌کند به طرف تختۀ بستکبال. شوت چنان محکم است که توپ از پنجرۀ باز یکی از کلاس‌های مدرسۀ دخترانه می‌افتد تو. همبازی‌ها به بهروز می‌گویند حالا که توپ را سوت کرده، خودش باید برود آن را بیاورد.
                                

                               

از مدرسه می‌رود بیرون. از فراش مدرسۀ دخترانه، با خواهش و تمنا، اجازه می‌گیرد و می‌رود تو.
هیچ‌کس در حیاط نیست. از پله‌ها می‌دود بالا و در کلاس را باز می‌کند. دو دختر نشسته‌اند تو کلاس و دارند درس می‌خوانند؛ با حیرت، کاپیتان تیم بستکبال مدرسۀ بابک را که لباس ورزشی پوشیده و شورت به پا دارد، نگاه می‌کنند. بهروز عرق کرده است و نفس‌نفس می‌زند. سرش را می‌اندازد پایین و می‌رود توپ را بردارد.
یکی از دخترها می‌خندد.
ـ صدای خنده‌اش را که شنیدم، سرم را بلند کردم. یک آن نگاهمان درهم گره خورد. دلم لرزید. . .
توپ را برمی‌دارد و از کلاس می‌دود بیرون.

[نخستین عشق، برگرفته از کتاب زندگی‌نامۀ بهروز وثوقی]

                           

 

+ نوشته شده در  86/05/07ساعت 1:30  توسط نفیسی  | 

روز پدر ( شنبه ۶ مرداد ) مبارک باد

 

 

ÿ    سلام بچه ها ،قراره امشب برای یه کار مهم برم تهران امیدوارم نگذارید جای خالی من در وبلاگ حس شود!!!!!!!!

+ نوشته شده در  86/05/06ساعت 14:42  توسط روجائي  | 

بروبچز عزیز موادی سلام.

امیدوارم که حالتون خوب باشه.

میبینم که این چند روزا دارین خوب  میترکونین.

این پست رو زدم که هم از شما یه تشکر کنم و هم ازتون بخام که دوباره با همین جدیدیت و تلاش ادامه بدین.

مخصوصا شما آقای نفیسی واقعا که این چند روز جاتون خالی بود.

بچه بازم ازتون تشکر میکنم بالاخره هرچی باشه جلوی اون اجنبی های ......... کمنیاوردیم و وبلاگمون دوبار جون گرفت.

راستی بتون تبریک میگم. (وبلاگو نه که روز پدرو !!!!!!!!!!!!!!!!)

+ نوشته شده در  86/05/06ساعت 11:23  توسط رنجبران  | 

 

+ نوشته شده در  86/05/06ساعت 4:43  توسط روجائي  | 

روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک ها یی به زمین می فرستند. مرد پرسید شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافی است بگویند: خدایا شکر!!!!
+ نوشته شده در  86/05/05ساعت 11:10  توسط رنجبران  | 

+ نوشته شده در  86/05/05ساعت 0:18  توسط   | 

TinyPic image

 

و خدا خر را آفرید

و به او گفت: و تو یک خر خواهی بود، و مثل یک خر کار خواهی کرد و

بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که

تاریکی شب سرمی رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد

 بود، و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد.

خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه

 سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن

فقط بیست سال زندگی کنم. و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.

 

و خدا سگ را آفرید

و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و

وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند

خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی

بود.

سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی

است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی سگ را

برآورد.

 

و خدا میمون را آفرید

و به او گفت: تو یک میمون خواهی بود. از این شاخه به آن شاخه

خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی

داد و بیست سال عمر خواهی کرد.

میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من

می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

 

و سرانجام خداوند انسان را آفرید

و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح

کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه

 موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو

بیست سال عمر خواهی کرد.

انسان گفت: سرورم! من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال

مدت کمی برای زندگی است، آن سی سالی که خر نخواست زندگی

 کند، آن پانزده سالی که سگ نخواست زندگی کند و آن ده سالی که

میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.

و از آن زمان تا کنون انسان بیست سال مثل انسان زندگی می کند! و

پس از آن، سی سال مثل خر زندگی می کند! ازدواج می کند و مثل

خر کار می کند و مثل خر بار می برد...! و پس از اینکه فرزندانش بزرگ

 شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند

نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...! و وقتی پیر شد،

ده سال مثل میمون زندگی می کند! از خانه این پسر به خانه آن دختر

می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!

 

و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست!

+ نوشته شده در  86/05/04ساعت 12:23  توسط رنجبران  | 

تا به حال چیزی در مورد استان ساحلی شنیدید؟بله درست خوندید استان ساحلی

 

اخیرا با بررسی این طرح در مجلس موافقت شده است.بنا به درخواست مردم

 

چهار شهر شهسوار(تنکابن) ،رامسر،چالوس،نوشهر ومطرح شدن آن به نماینده ی

 

این شهرها این درخواست به مجلس ارائه شد ودر دستور کار مجلس قرار گرفت

 

البته لازم گفتن است که بیش از 10 سال است که این طرح قرار بوده  به مجلس برود که بالاخره رفت!

 

آخرین اخبار که در بین مردم زمزمه می شود این است که نام این استان قرار است

 

به نام استان ساحلی وبه مرکزیت شهسوار(تنکابن) باشد.

 

بچه ها مثل این که ماهم داریم مرکز استانی میشیم!!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/05/04ساعت 0:54  توسط روجائي  | 

 

سلام. سلامی به گرمی آفتاب و آفتابه ی مشهوره ی آق رضا (یادته که رضا )

بچه ها چرا نیستید بابا ؟!؟ این اجنبی های .......  (روم به دیفال ) از خوشحالی نمیدونن چی کار کنن ! میدونین چرا خوشحالن ؟؟ آره دیگه از بس کم کاری میکنید ( و میکنم ) . من به نوبه خودم قول میدم بیشترکنم فعالیتم رو . . و اما شما .... ؟؟؟

خوب دیگه چه خبرا ؟؟ آهان آقا (خانوم) کره هم باخت !! خودشم از همون ضربات پنالتی که مارو باختوند !! حقشه . آهمون گرفت . بباز تا دیگه عبرتی بشه که مارو نبری (به هیچ کی نگین ها که یه خورده هم باید به بچه های خودمون پنالتی زدن را بیاموزیم ) عربستان هم ژاپنستان رو برد پس یه فینال کاملا غرب آسیایی و یه رده بندی کاملا شرقی ! اگه عراق قهرمان باشه آق سنا خوشحال میشه چون اصلا از این عربستان خوشم نمیاد ... اه اه اه .

یه نکته ی غیر فوتبالی و در عین حال درسی : همون طور که میدونید انتخاب واحد تحت وب هم دایره این ترم مث ترم قبل . تو سایت خود دانشگاه به صورت کلی نوشته که از فلان تاریخ تا فلان تاریخ انتخاب واحده ! ولی دقیق ترش اینجوریه که ورودیهای ۸۵  به مدت ۲ روز یعنی ۱۴ و ۱۵ شهریور میتونن انتخاب واحد کنن ( یه هورا برا ورودیهای ۸۵ علی الخصوص موادیا )  راستی برگه تاییدیه انتخاب واحد ورودیهای ۸۵ رو بعد از ظهر روز یکشنبه ۱۸ شهریور میدن ( یه هورای دیگه لطفا )  این بار برا همه دارم نوشابه باز میکنم ها  .

خوب من که خوشحال شدم که موفق به نوشتن این پست شدم . شما رو نمیدونم !!! به هر حال دست در دست هم دهیمو .... (بقیه ماجرا) ...

 

... خوشحالیه شما خوشحالیه ماست  همین ... 

 

 

                                                                            مسپا

+ نوشته شده در  86/05/03ساعت 20:7  توسط پشمینه آذر  | 

. . .

من . . . برگشتم . . .

. . .

 

 

پ.ن: اگه بخوای . . .  حتما می تونی

+ نوشته شده در  86/05/03ساعت 10:46  توسط رنجبران  | 

دوستان سلام !!!!!!!!!

میخاستم راجع به این چند روزه و همچنین چند روز آینده یه کم صحبت کنم. البته یه کم رک و به دور از شوخی.

اولش میخاستم به خاطر زحمتای این چند روز بتون بگم خسته نباشید ولی بعد دیدم کاری نکردید که بخاید خسته نباشید.

راستش مسئله اینه که این چند وقت یه عده از همون اجنبی های ........ وارد بازی با وبلاگ ما شدن و اینجوریا که بوش میاد دارن هم برنده میشن.

و من هم چون اصلا دوست ندارم این اتفاق بیفته و وبلاگ به فنا بره تصمیم گرفتم این پست رو بزنم.

آره بابا خودم میدونم امروز ۴شنبس ولی یکی از این چیزایی که میخام بگم هم همینه.

راستش این چند روزه وبلاگ بدجوری سوتو کور شده (منظورم از موقعیه که بعضی ها وقتی به هدفشون رسیدن گفتن ما دیگه تو وبلاگ کار نمیکنیم ـ واسشون متاسفم ـ ) ومسلما اون عده الآن با دیدن وضع وبلاگ خیلی حال میکنن.

مطمئن هستم که اونا هم این مطلبو میخونن و چون تاثیر قلممو تو مطالب و پست های قبلی دیده بودم (نمونش مطلب "بوی خوش خرداد" ویا نظرایی که بعضی موقعه ها میدم ) تصمیم گرفتم این مطلبو بنویسم تا هم اونا ....... بشن و هم شاید به غیرت شما بر بخوره و یه کاری بکنین.

بچه ها از امروز تصمیم گرفتیم (من و سنا) که فعلن این طرح زوج و فرد رو برداریم.

و از همه شما میخام دوباره مثل قبل شروع به فعالیت کنید. شعار اولیهء وبلاگ یادتونه :

" دست در دست هم دهیم به مهر ........"

الآن هم باید دوباره همون کارو بکنیم پس همه با هم یه یاعلی مردونه بگیمو دوباره شروع کنیم.

اگه همه موافقید دوباره از امروز شروع کنیم. پس :

یا علی

پس منتظز همکاریتون و یاعلی گفتنتون هستم. 

+ نوشته شده در  86/05/03ساعت 10:39  توسط رنجبران  | 

امروز چگونگی پیدا کردن دوست دختر(یا به قول صدا و سیما نامزد!) را به تفکیک محل زندگی و شهر محل سکونت براتون آماده کردم که امیدوارم مورد قبول واقع بشه.یه نکته دیگه اینه که این مطلب فقط و فقط(باز هم تأکید میکنم که فقط) جنبه شوخی داره و دوستان عزیز شهرستانی و تهرانی به خودشون نگیرند و ما اصلاً قصد توهین به فرهنگ و یا اعتقادات کسی رو نداریم.و امیدوارم اگر هم کسی از این مطلب ناراحت شد بزرگواری کنه و ما رو ببخشه و ازمون شکایت نکنه.من هفت تا نون خور دارم و در ضمن جوون هم هستم.منو نندازید زندان!!!

بدین وسیله اعلام می شود اوراق مشارکت تعداد محدودی دوست دختر توسط اداره نظارت بر امور داف بازی با شرایط ویژه به عرضه گذاشته میشود.این اوراق بی نام و قابل انتقال به غیر می باشد.همراه با سود 67/5 درصد. هموطنان واجدالشرائط (که شرایط لازم را در زیر آورده ایم)در صورت تمایل میتوانند تا پایان وقت اداری روز جمعه! با شماره های زیر تماس برقرار نموده و نسبت به تحویل جنس خود اقدامات لازم را انجام دهند.جهت ثبت نام میتوانید به انواع شعب بانک ملت در سراسر کشور مراجعه نمایید ... بدیهی است جنس داده شده پس گرفته نخواهد شد و بیخ ریش صاحابش خواهد ماند! ضمناً شرایط تکمیلی طی روز های آینده در روزنامه های کثیرالانتشار به اطلاع عموم خواهد رسید.شرایط اولیه به تفکیک استان محل زندگی عبارتند از:

 

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

 

 

2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

 

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک

*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

 

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*.......

 

5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

*نداشتن چشم طمع به برادر دوست دختر!

*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

*[...] و [...]

 

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!

 

7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

 

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل –برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

 

9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

 

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر دیگر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!

 

 

بهترین دوست دختر را با بهترین اخلاق از ما بخواهید.سازمان اداره و سازماندهی و نظارت بر امور روابط ! همراه با گواهینامه ایزو میزو 2000 در مدیریت و کیفیت کالا.واحد نومنه سال در سال ۸۶

 

+ نوشته شده در  86/05/02ساعت 23:58  توسط   | 

خدايا :



دلم را همچون ني لبكي چوبين بر لبهاي خود بگذار



و زيباترين نغمه هايت را در فضاي زندگي مردمان مترنم كن



چنان بنواز دلم را كه هر جا نفرتي هست عشق باشم من



هر جا ترديدي هست ايمان باشم من



هر جا نااميدي هست اميد باشم من



هر جا تاريكي هست روشنايي باشم من



هر جا غمي هست شادماني باشم من.



خدايا:



توانم ده تا دوست بدارم بي چشم داشت



و بفهمم ديگران را حتي اگر نفهمند مرا...



آمين


+ نوشته شده در  86/05/02ساعت 23:51  توسط   | 

 

picture2 

 

+ نوشته شده در  86/05/02ساعت 1:15  توسط روجائي  |