|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
چه پاسخی خواهد داشت برای درخت
از میان هزاران سوال٬ بر سر هر شاخش. دادگاهی بی قاضی٬ متهم تنهاست. شکایت کائنات را می دهد پاسخ. هل هله کنان شاخه ها در باد و عناصر پای کوبان روی خاک. جرم او تنها٬ نقص بشرست!! ضرب آهنگ رعد بر خاک:«دادگاه رسمی است!!» زیر تازیانه های باد٬ متهم استوار. قله ها پوزخند بر لبها:«متهم حرفی دارد؟!!» به آرامی چشم ها را می بندد به گذشته می نگرد٬لبهایش می لرزد! بغض را می شکند فریاد بر می دارد: « آسمان خاموش!!! ابر ها آرام!!! پوزه بند باد کجاست؟!! من اشرف مخلوقاتم آری جاهلم٬جهل نقص بشر است٬ رمز برتر شدنم!!! نادانید باد و آب و خاک نور می داند! بندها گسسته ام حد ها شکسته ام٬ من٬ خود قانونم ٬ دلیل هستی ام من٬ قدرت بی پایانم !» فریادش می رسد بر عرش نور می آید ابرهای ژنده پوش گریزان زمعرکه باد وزوز کنان می رود در غار آغوش در آغوش نور متهم آزاد است می رود تا اوج او ستاره می گردد دیگر آزادست
لطفا اگه زحمتی نیست برداشتتون رو از این مطلب حتما بگید !! همین ...
مسپا |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
اين داستان طنز زيبا كه نشان از كمال هوشمندي و ابتكار و خلاقيت و نبوغ
![]() هموطنان ايراني بخصوص در مورد استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي دارد اين داستان توسط شهرزاد ساماني ترجمه شده است. سه نفر آمريكايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شركت در يك كنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريكايي هر كدام يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه ايراني ها سه نفرشان يك بليط خريده اند. يكي از آمريكايي ها گفت: چطور است كه شما سه نفري با يك بليط مسافرت مي كنيد؟ يكي از ايراني ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهيم.
همه سوار قطار شدند. آمريكايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يك توالت و در را روي خودشان قفل كردند. بعد، مامور كنترل قطار آمد و بليط ها را كنترل كرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يك بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه كرد و به راهش ادامه داد. آمريكايي ها كه اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند كه چقدر ابتكار هوشمندانه اي بوده است. |
||
|
|
|
||
|
۱- شب داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي وقت پيش ها بميره
۲-تاحالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه |
|||
|
|
|
|
|
سلام خدمت شما عزیزان. بعد از مدت ها دو آهنگ از آلبوم جدید شادمهر به اسم "سبب" و "رسیدی" رو واستون میزارم. البته باید این کارو زودتر میکردم ولی بیخیخی. دانلود آهنگ با فرمت MP3 دريافت موزيك سبب شادمهر [ كليك كنيد ] دريافت موزيك رسيدی شادمهر [ كليك كنيد ] دانلود موزیک ویدیو
دریافت ویدئو" سبب" به کارگردانی سیروس کردونی (حجم ۸۰و۱۲مگابایت)؛[دریافت]
دریافت ویدئو "رسیدی" به کارگردانی الک کارتیو (حجم ۰۸و۱۰مگابایت)؛[دریافت]
|
||
|
|
|
|
|
اكثر ما دوست داريم ديگران دوستمان داشته باشند انگار زندگي بهتر مي شود اينكه ديگران دوستمان داشته باشند يا نه كاملا به خودما بستگي دارد به اينكه چگونه رفتار مي كنيم و چگونه با ديگران كنار مي آييم خيلي وقتها آنطور كه بايد با مردم برخورد صحيح نداريم ما مي گوييم مي خواهيم ديگران ما را همين طور كه هستيم دوستمان داشته باشند. اين بدان معناست كه ما كارهاي را كه بايد انجام بدهيم نمي دهيم و قصد تغيير دادن راه و روش خود را نيز نداريم خيلي راحت مي گوييم چرا نمي توانند من را همين طور كه هستم بپذيرند و دوست داشته باشند؟ واقعيت اين است كه براي انكه دوستمان بدارند بايد دوست داشتني باشيم. دوست داشتني شدن كار زياد سختي نيست براي شروع بهتر است وقتي با ديگران روبه رو مي شويد لبخند بزنيد و با روي باز با آنها صحبت كنيد رفتاري دوستانه و صميمي داشته باشيد از مشكلات آنها با خبر شويد و سعي كنيد دركشان نماييد و به احساساتشان توجه كنيد. وقتي با ديگران رو به رو مي شويد بلافاصله سلام كنيد منتظر نمانيد آنها سلام كنند آنها را به اسم كوچك صدا بزنيد نشان دهيد كه از ديدنشان خوشحال هستيد. طوري رفتار كنيد كا انگار از زندگي حسابي لذت مي بريد هميشه به خوبي ها فكر كنيد حتي اگر زياد هم مايل نيستيد خود را مثبت نشان دهيد هرگز شكايت نكنيد و غر نزنيد. |
||
|
|
|
|
|
اين بار ديگر نه شايعه است نه كذب بالاخره هديه تهراني بي سر و صدا رسما از دنياي تجرد خارج و به جزگه متاهلان پيوست . خبر ازدواج هديه تهراني بارها و بارها تيتر اول مجله هاي مختلف كشور بود اما خيلي زود بي اساس بودن ان مشخص مي شد همين تابستان 85 بود كه سوپر استار مشهور سيماي ايران بالاخره اپارتمانش در ولنجك را رها كرد و منزلي در خيابان مطهري خريد تا با مادرش زندگي كند. بازار شايعه همواره پشت سر اين سوپر استار داغ بود، اما او با ارامش تنها به كارهاي خود مي پرداخت تا قبل از سال 86 خبر ازدواج او دروغ سيزده محسوب مي شد خبر ازدواج هديه تهراني در سال 86 مثل بمب صدا نكرد چون هيچ كس باور نمي كرد اما با مشخص شدن واقعي بودن خبر حالا اين خبر سوپرايز 86 ملقب شد كه دوستداران اين بازيگر را غافلگير كرد بازيگري كه از هيچده سالگي روي پاهاي خود ايستاد و مشاغل مختلفي مثل ، بيزينس طلاسازي طراحي مبلمان و دكراسيون مربيگري شنا و …. تجربه كرده. او هميشه در مصاحبه هايش عنوان مي كرد كه بازيگري را تنها براي كسب تجربه بيشتر انتخاب كرده و دوست دارد او معتقد است كه تنها پرده نقره اي است كه فرصت كسب تجربيات غير ممكن در زندگي را به او مي دهد. بعد از وارد شدن به سينما و كسب موفقيت بالاخره دست به محك زدن خود در عالم تاهل زد. هديه تهراني متولد اول تير ماه 1351 شمسي در تهران، اين اولين مطالبي است كه در دفتر قطور محضر بدون درج جزئيات بيشتر درج مي شود. بالاخره سوپپر استار سينمايي ايران پاي سفره عقد مي نشيند و او و اقا داماد خوشبخت در دفتر ثبت 46 امضا مي زنند. از شاهدان اين ازدواج هيلدا خواهر كوچكتر هديه تهراني كه او هم در هنر دستي بر اتش دارد و مادرش مي توان نام برد. تنها بازيگر زني كه توانست 10 سال تمام بدون رقيب در سينماي ايران به فعاليت بپردازد. هيچ كدام از فيلم هاي كه در انها به ايفاي نقش پرداخت هرگز با حادثه اي به نام شكست در روي گيشه مواجه نشد. تنها سوپراستار زني است كه در تاريخ سينماي ايران دستمزدش بالاتر از مردان بوده است. بالاخره سوپر استار بي رقيب و شريك و يكتاز در عرصه بازيگري ايران شريك پيدا كرد. هومن، بهمن ماهي است متولد 1359 ليسانس كارگرداني سينمايش را از دانشكده اصفهان گرفته است. اقا داماد خوش شانس كه اصالتا لاهيجاني است 8 سال كوچكتر است اما عشق كوچك و بزرگي نمي شناسد. پدر و مادرش هنوز هم در همين شهر شمالي در كار پرورش گل فعاليت دارند اما اقا داماد هم در شهرك غرب تهران زندگي مي كند و يك 206 دارد. روز اول فروردين 86 با حضور اقوام درجه اول هومن و هديه مراسم عقد كنان به صورت مختصر و خصوصي در تهران برگزار و جشن عروسي به بعد موكول شد. |
||
|
|
|
|
|
این کیه که قد آینه عکسشو زدن به دیوار چقده شبیه من نیست ، نه خدایا منم انگار اگه این منم که مارو چه به اینهمه اشاره با کی اشتباه گرفتین؟ من نه ماهم نه ستاره چشمتو رو آینه وا کن ، واسه ماه ستاره کم نیست اونکه آرزوشو داری حتی قدر خودتم نیست نمیدونم خیلی از ما نقشمون تو قصه چی بود اگه رو میشد دلامون، اگه این شب شیشه ای بود دیگه جز شب چی میتونه سایه هر دوی ما شه؟ اگه تصویر ستاره پشت پرده ای نباشه عینک خیال و وهمو از رو چشم قصه بردار من همینم که میبینی، نه اون عکسهای رو دیوار
مسپا |
||
|
|
|
|||||||
|
سلام خدمت همه عزیزان
میخاستم (باید) این پستو زودتر میزدم ولی چون نظرات کم بود باید یه کم منتظر میشدم. طبق آمار زیر گزینه اول رای آوورد (!! خودتون ببینید که چقد استقبال شده :
پس دیگه از امروز پست در روزای زوج نذارین چون اونوقته که منو مجید حذفش میکنیم !!!!!!!!!! ضمنا هرکس فقط ۳تا پست میتونه بذاره والا بازم حذف میشه !!! |
||||||||
|
|
|
|
|
نام اصلي: افسانه |
||
|
|
|
|
|
www.loo3.com یارو زنش دو قلو ميزاد، ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه، به حسابداری بیمارستان ميگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!
www.loo3.com از گدايي پرسيدند: «چرا گدايي ميكني؟» گدا جواب داد: «براي اين كه پولي به دست بياورم و محتاج مردم نباشم.» www.loo3.com دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه www.loo3.com اگه زنبوری دنبال یه گل خوشکل می گشت جون هر کی دوست داری نگو من کجام www.loo3.com اگه دوستم داری دنبال این نقطه ها بیا. . . . . . . . . . . . . . . . . دیدی کمبود محبت داری! www.loo3.com دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز تموم ميشه . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه www.loo3.com عشق مث ساعت شنی میمونه که مغز رو خالی میکنه و قلب رو پر www.loo3.com امروز روز جهانی بلایای طبیعی است روزت مبارک (بلا) www.loo3.com هر وقت احساس كردي به آخر خط رسيدي .... از اتوبوس پياده شو... |
||
|
|
|
|
|
سلام . از همون سلاما ... یه معمای باحال دارم براتون . بشینید رو این فکر کنید . فکر آدم رو خیلی خوب باز میکنه ( فرصت خوبیه . آقا امتحانا هم که میخواد شروع شه فکرتون باز میشه و اما معما : آقا ( خانوم ) ما ۵ تا خونه داریم (من نه ها تو هر خونه یه نفر زندگی میکنه که هر کودوم ملیتی دارند . هر کودوم یه حیوون خانگی دارن . یه سیگار به خصوص و یه نوشیدنی . هر خونه هم یه رنگی داره . خوب .... ؟ ملیتا اینان : نروژی - آلمانی - دانمارکی - سوئدی - انگلیسی حیوونا اینان : سگ - ماهی - پرنده - گربه - اسب (آخه اسب هم حیوون خانگیه نوشیدنیها : قهوه - آب - شیر - چای - روم به دیفال آب جو سیگاراشون : Blends - Dunhill - Pall mallk - Blue Master - Prince رنگ خونه ها هم اینان : سفید - سبز - آبی - قرمز - زرد ( نکته : به ترتیب نیستن ها اینا که نوشتم . هویجوری شانسی نوشتم ) حالا باید بگین که کودوم ملیت حیووونش ماهیه ؟ (یه چیزی تو مایه ی پیدا کنید پرتغال فروش رو بگین دیگه ... جواب ؟ منتظرم ....... آهان یادم رفت راهنمایی هم داره ! : 1)خانه ی سبز طرف چپ خانه ی سفید 2) صاحب خانه ی کنار خانه ای که گربه دارد سیگار Blends دارد . 3) صاحب خانه ی کنار خانه ای که اسب دارد سیگار Dunhill دارد . 4) صاحب خانه ی کنار خانه ای که صاحبش نوشیدنی آب دارد سیگار Blends دارد . 5)خانه ی کنار خانه ی نروژی رنگ آبی دارد 6)نوشیدنی خانه ی وسطی شیر است . 7)ملیت خانه ای که رنگ قرمز دارد انگلیسی است . 8)حیوان سوئدی سگ است . ۹) نوشیدنی دانمارکی چای است . ۱۰) نوشیدنی خانه ی که رنگ سبز دارد قهوه است . ۱۱) کسی که سیگارش Pall Malk است پرنده دارد . ۱۲) خانه ی اول ملیت نروژی دارد ۱۳)صاحب خانه ای که رنگ خانه اش زرد است سیگارش Dunhill است . 14)کسی که نوشیدنیش آب جو است سیگار Blue Master دارد . 15) سیگار آلمانی Prince است . 16) این همه راهنمایی کردم بسه دیگه ... پس سوال چی شد ؟؟ اینکه ماهی حیوون خونگی کیه ؟ همین ....
مسپا |
||
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود تو در كنار من بشيني محال بود هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود چشمان مهربان تو پاك و زلال بود پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري با تو چه قدر كوچه ما بي مثال بود نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود سيب درخت بي ثمر آرزوي من يك عمر مانده بود ولي كال كال بود گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود سهم من از عبور تو رنج و ملال بود چيزي شبيه جام بلور دلي
|
||
|
|
|
|
|
رفتم که نباشم سر راهت رفتم که نبينم روی ماهت رفتم غم تنهايی کشيدم اما همه جا خواب تو ديدم اين فاصله ها چاره نبوده هر جا يه نشونی از تو بوده رفتم....
بدترین درد این نیست که..................... عشقت بمیره
بدترین درد این نیست که.....................به اونی که دوستش داری نرسی
بدترین درد این نیست که.....................عشقت بهت نارو بزنه
بدترین درد اینه که..............................یکی رو دوست داشته باشی و اون ندونه !
خدا حافظ خوشگلم...
|
||
|
|
|
|
|
اگر فهمیدید چطور میشه که این ۱۲ تا بازیکن میشن ۱۳ تا جایزه دارید.
|
||
|
|
|
|
|
درس ریاضیات اونقدر سخت هست که بعضی ها سوتی های به این بزرگی توش بدن. اینجا بعضی از سوتی های تاریخی دانش آموزان و دانشجویان در جواب دادن به سوال های ریاضی رو میبینید این بیچاره سعی خودشو کرده و ظاهرا دیگه چاره ای نداشته. حتما استاد هم از اون کسایی بوده که به راه حل نمره نمیدن.
هر چند من اگر جای استاد بودم به خاطر خلاقیتش نمره اش رو می دادم.
این دوست نابغه هم که موفق شده x رو پیدا کنه
اینم جواب آقا پیتر وقتی ازش خواسته شده این چند جمله ای رو بسط بده
این که دیگه آخرشه . کاش استادا اینجوری هم نمره میدادن
اینم که دیگه بدون شرحه
|
||
|
|
|
|
|
بيا كه از تو پديدار شد ترانه سبز به اوج شاخه هجران بود نشانه سبز به هر كجا كه سفر مىكنى به يادم باش چرا كه بر دل من هستيك جوانه سبز به خون سرخ شفق در رگ سياهى شب دلم گرفته و مىگيرد آن بهانه سبز هزار جمعه به يادت دلم بهانه گرفت عنايتى به دل من كن اى كرانه سبز! قسم به نيمه شعبان كه ماه آن ماهى شب و سحر به تو انديشم اى يگانه سبز دلم هواى تو دارد چرا نمىآيى زمانه اى كه بيايى شود زمانه سبز ز هجر روى تو بىتاب گشتهام اما به انتظار تو مىمانم اى يگانه سبز
|
||
|
|
|
|
|
1- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
2- چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
3- چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
4- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
5- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
6- چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
7- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟
8- آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
9- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
10 - چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
11- چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
12- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
|
||
|
|
|
|
|
خدایا، مرا ببخش! به خاطر لحظههایی که به یاد تو نبودهام! به خاطر سجدههایی که زود از سر مهر برداشتم. به خاطر همهی درهایی که کوبیدهام و خانه تو نبودهاند. به خاطر همه حاجاتی که از غیر تو خواستهام. به خاطر همه وعدههایی که تو به من دادی و من باور نکردم. به خاطرهمه آنچه به خاطر سعادت من از من خواستی و من اعتماد نداشتم. به خاطر همه آنچه خواستی به من بفهمانی و من نفهمیدم. به خاطرهمه نعمتهایت که شکر نکردهام. به خاطرهمه مهربانیهایت که با گناه پاسخ دادهام. به خاطر همه چشم پوشیهایت که سوءاستفاده کردهام و گستاختر شدهام. به خاطر همه آنچه در راه من خرج کردهای و من هیچ در راه تو خرج نکردهام. به خاطر... مرا ببخش! نه به خاطر آنکه من لیاقت بخشیده شدن دارم. به خاطر اینکه تو شایستهی بخشیدنی! نه به خاطر آنکه گناهان من بخشودنی هستند. به خاطر اینکه تو اهل عفو و مغفرتی و گذشت کار توست. نه به خاطر اینکه من خوب شدهام؛ به خاطر اینکه تو خوبی! نه به خاطر آنکه مرا خوشحال کنی. به خاطر اینکه پیامبرت و اولیاء تو خوشحال شوند. مرا ببخش! نه به خاطر من . به خاطر "آنکه" گناهان من اول او را اذیت میکند. به خاطر "آنکه" گناهان من، غربت و آوارگی و غیبت او را تمدید میکند. به خاطر "آنکه" هر هفته پرونده اعمال مرا بدست او میدهند! به خاطر "آنکه" این بار نمیداند با چه رویی پیش تو شفاعت مرا کند. به خاطر "آنکه" قرار است بر زمین آقایی و سروری کند و گناهان من مانع این کار شدهاند. به خاطر "آنکه" دوستش داری و او تو را دارد! به خاطر "آنکه" ناراحتی او ناراحتی توست و خوشحالی او خوشحالی تو! به خاطر امام زمان مرا ببخش. گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم غمم از دل برود چون تو بیایی
به امید ظهورش ...
مسپا |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دایره های طوسی
تصویر بالا که به دایره های "طوسی" معروف است، چگونگی ترسیم یک خط راست با استفاده از دو دایره را نشان می دهد. |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
|
|
|
|
|
نام اصلي: چکامه |
||
|
|
|
|
|
گوشه هایی از فیلم ۳۰۰
سیصد از پیش از اکران واکنشهای متفاوتی را به دنبال داشته و به ویژه ایرانیان مقیم آمریکا نسبت به محتوای آن اعتراضاتی را داشتهاند.
در این فیلم از صدای اعظم علی، موسیقیدان ایرانی مقیم آمریکا، در ساخت قسمتهایی از موسیقی فیلم استفاده شده است. سپاه ایران به انواع و اقسام وسایل و امکانات عجیب و غریب مجهز است. از کرگدنهای غولآسا گرفته تا دیو و حیوانات اسطورهای و تمام این امکانات در برابر اسپارتها به درد نخور به نظر میرسد، سربازان اسپارت در هر نبردی با موفقیت کامل و بدون دادن هرگونه تلفاتی پارسها را از پای در میآورند.
خوب دوستان گلم منتظر نظراتتون نسبت به این فیلم ۳۰۰ هستم.
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
ازنظرم پنهان شدی , اما با ردپایت که بر قلبم به جا مانده چه کنم ؟؟!!
ازمن فرسنگ ها دور شدی , اما کاش قلبت را نزد قلبم جا می گذاشتی... تو رفتی اما یادت لحظه ای رهایم نمی کند...
تو رفتی اما چه بی بهانه...
تورفتی بی آنکه مجالی برای التماس بیابم : نرو...
بگو به چه جرمی مرا رها کردی؟؟!! بازهم بـــــــــاران می بارد...
امشب دل من همچون آسمان ابری و گرفته است...
بازهم بــــــــــاران می بارد... تو رفتــــــــی, تورفتــــــــی...
تو نیـــــستی,تو نیـــــستی... دریک شب پاییزی مهمان دلم شدی...
اما در یک شب سرد زمستانی در بوران و برف گم شدی...
و من نیز گم شدم... اما من هنوز هم چشم به راهم ...
چشمان من هنوز به راهی که تو رفتی خیره مانده...
آری گمشده ای هستم درآن شب زمستانی...
انتظار بازگشتت به وجودم گرما می بخشد... منتظرم که مرا بیابی...
منتظرم که بهاررا برایم به ارمغان بیاوری... بازهم بــــــــارن می بارد...
من از پشت پنجره به خیابان پاییز زده می نگرم...
چشم من نیز چون ابر می بارد...
از کوچه دل گذر نکردی ای عشق ... بر حال دلم نظر نکردی ای عشق روزم به هوای دیدنت ، شب گردید ... شبهاي مرا سحر نكردي ، اي عشق چون رهگذري فتاده ام بي سامان ... ياد از من رهگذر نكردي ، اي عشق ياد از من رهگذر نكردي ، اي عشق |
||
|
|
|
|
|
خورشید با پرتو هایی از زندگی بر زمین خسته از زندگی تابید و زندگی ای دوباره به زمین و زمینیان بخشید
خورشید بی آنکه ذره ای از وجودش را دریغ کند می تابید و می تابید و می تابید. و مردمان بی آنکه بدانند چگونه دوباره زنده اند بی آنکه خورشید را ببینند زندگی می کردند و خورشید باز می تابید و می تابید و می تابید هنگام غروب خورشید با چشمان سرخش که پر از اشک بود زمین را می نگریست در انتظار لبخندی بود یا دستی که به نشانه ی محبت یا تشکر به سویش دراز شود ولی زمینیان باز زندگی می کردند و خورشید را نمی دیدند خورشید رفت و ماه آمد ماه،این ماده ی معصوم ،نور سفید خویش را با تمام معصومیتش نثار زمینیان خفته کرد تا باز زندگی کنند ولی آنها باز هم ماه را نمی دیدند ماه هنگام طلوع خورشید در انتظار دستی برای محبت یا تشکر بود ولی زمینیان ماه را هم ندیدند . ماه رفت خورشید آمد ..... تا کی می خواهیم این نعمت ها را ببینیم و نبینیم تا کی می خواهیم از زندگی شکوه کنیم قدر آنچه خدا داده را نمی دانیم ما نا شکریم خداوند را عذاب می دهیم
|
||
|
|
|
|
|
حرفی به من بزن، تو که جز اندوه چیزی را نمی بینی ،
حرفی به من بزن، تویی که شب هایت بوی اشک می دهد، حرفی به من بزن ،تویی که دستانت اشنای گونه هایت است ، حرفی به من بزن، آیا آن کسی که این جسم آشنا را به تو بخشیده ، جز درک حس زیبای زنده بودن از تو چه می خواهد ؟
|
||
|
|
|
|
|
بعضی ها انگار اولین بار اینها را دیدند ......
بعضی ها عاشق بچه اند...
بعضی ها هم عاشق موسیقیند....پاپ باشه سنتی باشه...
بعضی ها هم عاشق زدن زنگ هستند...میخواد زنگ مدرسه با شه یا زنگ خونه مردم
بعضی ها میگن مگه حاجی دل نداره....
بعضی ها هم میگن مگه حاجی چشم نداره....
بعضی ها م که تیراندازیشون بی نظیره.... همیشه میزنند وسط خال
بعضی ها هم عاشق سهرابند...سهراب اینجا... سهراب اونجا....
بعضی ها هم اگه چیزی نپوشند خیلی بهتر....
بعضی ها هم میرن المپیاد اول میشن اینجوری باهاشون رفتار میشه میبینی دنیا را...
بعضی ها هم عاشق راپورتند...پسر برو به اق باقر بگو شهردارش کردیم
بعضی ها هم میگن مگه احمدی نژاد معلم مرد نداشت....
بعضی ها هم واقعا چیزند...شما بهش چی میگین...ما میگیم....
بعضی ها هم املا شون بینظیر...
بعضی ها حتی از سایه رییس شون هم میترسن....
بعضی ها هم واقعا کنجکاوند...خصوصا اگه عکس...
بعضی ها هم منتظر دیدن نتایج خیلی از همایش ها هستن....
بعضی ها هم که همش معترضند
بعضی ها هم میگن اگر این یه قلم جنس هم ازاد اعلام بشه ...خیلی عالی میشه
بعضی ها هم عاشق غیبتند.....
بعضی ها هم که سلطانند ...عشقند....فقط شادمهر
بعضی ها هم واقعا نازند....
بعضی ها هم عاشق عکس قدیمیند.....
|
||
|
|
|
|||
عزیزان میدونند که این عکسها ترکیب جدید استاد هستش قبل از این گروه استاد با همایون و کلهر و علیزاده همکاری میکرد که کارهای نابی با این گروه از خودشون بجای گذاشتن مخصوصا مرغ سحری که در سال ۸۲ در سوگ بم با همخوانی همایون خوندن اشک حضار در سالن رو در آورد (من سی دی اون کنسرتو دارم هر کی بخواد میتونم در اختیارش بذارم) واقا محشره این شجریان فقط امیدوارم مثل بسطامی یا عبداللهی یا... بعد از رفتنشون مردم عاشقش نشن همین الآن باید قدرشو بدونیم |
||||
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
می توان با بهانه ی ساده ای زندگی کرد ،باران
می توان با بهانه ی ساده ای مرگ را انتظار کشید،عشق می توان خدا را جست وجو کرد می توان خدا را یافت،در همین نزدیکی آری می توان خدا را در میان تکه پاره های نامه های عاشقانه یافت می توان خدا را در ابری یافت که می بارد می توان خدا را دید،دید خدا گنجشکی است که تکه نانی بر منقار دارد،پرواز می کند خدا انسانی است که شبها پای سجاده می گرید خدا علی است که سر در چاه می گرید خدا فاطمه است که با پهلوی شکسته از دنیا می رود خدا حسین است که تشنه لب از دنیا می رود خدا مهدی است که هست و می آید خدا،خداست خدا.......
|
||
|
|
|
|
|
فصل سرد از راه می رسد
ما در رشد سریع مکعبهای سیمانی گم شده ایم ما داریم خویش را روی زمینی که از نفس کشیدن باز مانده دفن می کنیم دستان ما دیگر در معصومیت خاک باغچه سبز نمی شوند و ما همدیگر را با نفس هامان آلوده می سازیم ما به نومیدی معتادیم،ما خوشبختی را غریبانه می نگریم و ما ،ما بودن خویش را میان ماهای زیادی از مردمان از دست داده ایم ما نخواستیم تا بتوانیم زندگی کنیم ما می توانستیم شاد باشیم با هم باشیم،زندگی کنیم ، نخواستیم و نشد ما داریم میمیریم روی زمین . ما انسان ها قدر خود را نمی دانیم و بی آنکه بدانیم از کجا و برای چه آمده ایم ،به جایی می رویم که نمی دانیم کجاست ؟ ما تباه شدیم ،آیا کسی دوباره سیب را از باغ انزوا خواهد چید ؟ آیا پرستو ها عاشقانه به سمت کلبه های خویش خواهند پرید ؟ آیا عشق خواهد زایید ؟ نه عشق مرده است و زمین دارد می میرد
|
||
|
|
|
|
|
دوست دارید هرچی رو که میخاید به دست بیاورید ؟؟؟؟ مثلا به عشقتون برسید یا حتی با دختر بیل گیتس ازدواج کنید ؟؟؟؟ هیچ کاری نداره فقط متن زیر رو بخونید و یاد بگیرید.
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید: پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم! پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است! مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد و معامله به این ترتیب انجام می شود
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید!!!!
نظر شما چیه؟
|
||
|
|
|
|
|
با سلامی مجدد خدمت تمامی گلهای موادی
اول تشکر:از همه ی کسایی که زحمت میکشن صمیمانه تشکر میکنم دوم تذکر:چون نویسندگان وبلاگ بیشتر شده و هر آن مطلب جدید گذاشته میشه. من خودم که نمیتونم همه ی مطالبو بخونم شمارو نمیدونم. من پیشنهاد میکنم که از این به بعد فقط روزهای فرد پست گذاشته شه که همه بتونن مطالبو بخونن و جمعه ها هم تعطیل کسی پست نذاره. البته همه روزها میتونیم نظر بدیم ها پس به گزینه های زیر رای بدین تا سریع نتیجه بگیریم ۱-گذاشتن پست فقط روزهای فرد و جمعه ها تعطیل ۲-هرکس هر روز فقط یه پست بذاره ۳-افرادی روزهای فرد و افرادی روزهای زوج پست بذارن
|
||
|
|
|
|
|
الف : اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها ب : بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم ادامه دارد ...
مسپا |
||
|
|
|
|
|
سلام .
سلامی به گرمی همون آفتاب و آفتابه ی مشهور آقا رضا رنجبران ( همین خوبه رضا جون . اونی که جدید زدی بماند فعلا ... آقایون و بانوان گرامی ( اینم میتونید بخونید : پسرا و دخترای عزیز میخوام یه بخشی رو را بندازم با عنوان الفبای موفقیت که با تمامی حروف الفبا جملات قصاری ساخته میشه . هر بار ایشالا ۲ یا ۳ تا از حروف رو براتون میزنم . و خوشحال میشم (البته ترسیدم بگم مجبورید ها
لطفا همکاری کنید ها . فکر کنم آخر سر چیز جالبی بدست بیاد .
مسپا |
||
|
|
|
|
|
به نام خدایی که غفور است و رحیم زندگی بی تو عذابی است وخیم
تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت . تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم. تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست . میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم. می دانی چرا؟ چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار است ولی در عین حال دلپذیر هم هست ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید . پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری . بنابراین: هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران. ای عشق من ، ای عزیزترینم: چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من شدی . پس: برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است. بنابراین: قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :
|
||
|
|
|
|
|
English : I Love You |
||
|
|
|
|
زندگی مرگ است و مرگ است
زندگی .......پس بدرود بر مرگ
و مرگ بر زندگی
|
||
|
|
|
|
|
يه شب بی بهانه تر از قطره های بارون ,شگفت انگيز تر از آبی آسمون و عميق تر از سياست رنگين کمون پا گذاشتی تو زندگيم ! چقدر تعجب کردم وقتی دست به دستم دادی بدون اينکه از فردای نا معلوم رويای اقاقيا واهمه داشته باشی . همون موقع انگار کتيبه خدا رو به خوشبختی ما داشت ورق می خورد , همه فرشته های آسمونی رو به قبله وحدانيت عشق برامون سجده کردن و چند لحظه بعد همه ابرها برامون يه دريا لبخند فرستادن . از اون روز ديگه دستهام از يادنيلوفرهای آبی غافل نشدن , گرچه ميدونم اين رويای شيرين ابدی نيست ولی... مي دونم همونطور که بی بهانه اومدی بی بهانه هم خواهی رفت , مي دونم روزی که بری من ميشم تنها ترين برکه روی زمين , مي دونم هميشه بايد يادم باشه تو مال من نيستی
|
||
|
|
|
|
|
خیلی دوست دارم ببینمت ولی حیف که بلیت باغ وحش گرونه
سلام عزیزم پلیس یک جسد میمون شبیه انسان پیدا کرده وقتی شنیدم خیلی نگران شدم اگه سالمی یک اس ام اس بده از نگرانی در بیام
امیدوارم عمرت مثل دستمال توالت سفید دراز و مفید باشه |
||
|
|
|
||||
|
مهدي سلوكي در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنيا آمد، پدرش افسر نيروي هوايي ارتش و اصالتا تهراني است، زماني كه مهدي به دنيا آمد، سرهنگ سلوكي مامور به خدمت در پايگاه هشتم شكاري نيروي هوايي در اصفهان بود و به همين دليل شناسنامهاش را در اصفهان گرفتند پس از پايان ماموريت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمك تهران سكني گزيد.
مادر او اصالتا اراكي است، فرزند اول خانواده محمد در سوم اسفندماه سال 1358 به دنيا آمد، او مجري شبكه تهران است. خانواده سلوكيها اصيل و متعصب و مذهبياند. پدر و مادر هر دو تحصيلكرده و اهل فرهنگ و هنر بودند. مهرماه سال 1367، مهدي به كلاس اول رفت، از آنجا كه محمد در كلاس پنجم همان دبستان درس ميخواند، ديگر بچههاي مدرسه حريف شيطنتهاي او نميشدند. مهدي بسيار باهوش و با استعداد و پرحافظه بود، اما به خاطر همان شيطنتها فرصت كمتري براي درس خواندن ميگذاشت و هميشه شب امتحان براي نمره زحمت ميكشيد! برادرش هم به او كمك ميكرد و اين روال در دوران راهنمايي هم ادامه داشت تا اينكه وارد دبيرستان شد. مهدي هنرستان و رشته گرافيك را برگزيد در حالي كه در كودكي خود و خانوادهاش آرزوي مهندسي، خلباني و پزشكي داشتند. او در هنرستان مالك اشتر تهران، درس خواند و در همين مقطع هم بود كه جذب كار هنري و تلويزيوني شد تا آنقدر سرش شلوغ شود كه
ديگر زياد به درسها نرسد. البته مسير آيندهاش را هم انتخاب كرده بود و گرافيك ديگر به كارش نميآمد. او سال 79 ديپلم گرافيكش را گرفت و ديگر تمام وقت روي كار هنري و حرفهاي زوم كرد و انرژي گذاشت. پس از پايان دوران خدمت سربازي و در شرايطي كه چند مجموعه بازي كرد و چند برنامه را به عنوان مجري در كارنامه داشت، احساس كرد كه در دانشگاه بايد شركت كند، به همين دليل براي كنكور خواند و در رشته بازيگري دانشگاه آزاد اراك قبول شد، منتهي حجم بالاي كار و كمبود وقت اجازه داد، او تا ليسانس پيش برود. گفتني است مهدي سلوكي نقاشي چيرهدست است. درباره او ميگويند: هميشه معلمها و ناظمها از دستش شاكي بودند و هر روز يك جاي بدنش درد ميكرد تا اجازه بگيرد و به منزل برود! ديگر همه دستش را خوانده بودند، اما مهدي آنقدر طبيعي نقش بازي ميكرد كه اصلا جرقه بازيگر شدنش هم توسط يكي از معلمان زده شد و روزي به او گفت: تو بهتر است بروي هنرپيشه شوي! مهدي از كودكي نقاش قابلي بود تا جايي كه نزديكانش وقتي ميخواستند در هنر براي او آيندهاي تصور كنند، او را در جايگاه يك نقاش حرفهاي و مشهور ميديدند. عشق به نقاشي باعث شد او پس از دوره راهنمايي قيد دبيرستان و
خلباني و پزشكي را زده و وارد هنرستان گرافيك شود. زماني كه ماجراي بازيگر شدنش پيش آمد، هنوز نقاشي هنر اول مهدي بود و تا قبل از پخش مجموعه نرگس مهدي نيز در تمام مصاحبههايش رسما ميگفت كه بازيگري نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و هميشه تاكيد داشت كه نقاشي را ترجيح ميدهد اما امروز ديگر چنين نيست. مهدي حتي تجربه برگزاري نمايشگاه نقاشي را هم با يكي از دوستانش دارد؛ چندي پيش نمايشگاهي به نام «سحرآميز» برگزار شد. مهدي در ميان ساير هنرها به خطاطي هم مسلط است اصلا خط خوش در خانواده سلوكيها ارثي است و پدر و برادرش هم بسيار خوش خط هستند. |
|||||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
والا شک داشتم این پستو بزنم یا نه. ولی به هرحال همه جوونیمو آره دیگه ........... هر روز و مخصوصا در شهر هاي بزرگ دختران و پسران جواني را ميبينيم که در انظار عمومي مشغول عشق بازي هستند ، گاهي با همسر خود و گاهي با ....... و لحظاتي بعد هم بايد جوابگوي پليس باشند و گويا اين داستان هميشه ادامه دارد
|
||
|
|
|
|
|
ینم یه تمرین واسه موادیا !!!!!!!!!!!!!
استخراجیا زیاد به خودتون فشار نیارید. تا ترم دیگه باید صبر کنید !!!!!!!!!! در شکل زیر متیف و سلول واحد را مشخص کنید !!!؟؟؟!!!؟؟؟!!
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
آرزوهایت را یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه، خدایادش نمیره، ولی تو یادت میره چیزی را که امروز داری، آرزویدیروزت بوده
پس سعی کن یادداشت کنی ...
مسپا |
||
|
|
|
|
بی تومن اسیر دست آرزوهای محالم
|
||
|
|
|
|
|
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی
ولی حالا که به آن دعوت شده ای تا میتوانی
مسپا |
||
|
|
|
|
|
من نمی خواهم همچو فرشتگان بر بال ابر ها سفر کنم
می خواهم پا بر خاک مقدس نهم می خواهم نسیم نوازشم کند می خواهم باد را در آغوش گیرم من دلم روی زمین می گیرد آسمان می خواهم می خواهم تا اوج با خویشتن تنها باشم من مردم نمی خواهم من نمی دانم که چرا مردم از شب می ترسند و هر که از شب نترسد قهرمان است خدای من آه خدای من چگونه می شود از شب از شبی این چنین آرام ترسید شبی که مردمان در سیاهی آن چهره ی منفورشان را پنهان می کنند شب ای شب معصوم آه ای شب معصوم
|
||
|
|
|
|
|
نه مرادم ، نه مريدم ، نه پيامم ، نه كلامم ، نه سلامم ، نه عليكم ، نه سپيدم ، نه سياهم ، نه چنانم كه تو گوئي ، نه چنينم كه تو خواني ، نه آنگونه كه گفتند و شنيدي ، نه سمائم ، نه به زنجير كسي بسته و بردۀ دينم ، نه سرابم ، نه براي دل تنهائي تو جام شرابم ، نه گرفتار و اسيرم نه حقيرم ، نه فرستادۀ پيرم ، نه بهر خانقه و مسجد و ميخانه فقيرم ، نه جهنم ، نه بهشتم ، چنين است سرشتم ، اين سخن را من از امروز نه گفتم ، نه نوشتم ، بلكه از صبح ازل با قلم نور نوشتم . حقيقت نه برنگ است و نه بو ، نه به هاي است و نه هو ، نه به اين است و نه او ، نه بجام است و سبو ، گر به اين نقطه رسيدي بتو سربسته و در پرده بگويم ، تا كسي نشنود اين راز گهر بار جهان را . آنچه گفتند و سرودند تو آني ، خود تو جان جهاني ، گر نهاني و عياني ، تو هماني كه همه عمر بدنبال خودت نعره زناني ، تو نداني كه خود آن نقطه عشقي ، تو اسرار نهاني ، همه جا تو ، نه يك جاي ، نه يك پاي ، همه اي ، با همه اي ، همهمه اي ، تو سكوتي ، تو خود باغ بهشتي ، تو بخود آمده از فلسفه چون و چرايي ، بتو سوگند كه اين راز شنيدي و نترسيدي و بيدار شدي ، در همه افلاك بزرگي ، نه كه جزئي ، نه چون آب در اندام سبوئي ، خود اوئي ، بخود آي ، تا بدر خانه متروكه هر كس ننشيني و بجز روشني شعشعه پرتو خود هيچ نبيني و گل وصل بچيني . بخود آ
|
||
|
|
|
|
|
سلام بچه ها سلامی به گرمی بخار های ایران شرق (اینو جدید ساختم واسه آقا سنا)
امروز دوباره بعد از مدتها تلویزیون رو دیدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ساعت ۱۱ بود که همه خانواده جمع شدن که سریال جدید کانال یک (فک کنم یک بود) رو ببینن. خیلی واسم جالب بود. اگه شما هم این فیلم رو دیده باشین حتما توجه کردین که فیلم مال دوران جنگ جهانیه ( حدود ۷۰ سال پیش). به دانشگاش توجه کردین. دانشگاهی که مال ۷۰ سال پیشه. به نظر شما دانشگاه های ما تا ۷۰ سال دیگه هم اینجوری میشن ؟؟؟؟؟؟ مطمئنم جواب همتون منفیه. پس با این حساب ما تا الآن ۱۴۰ سال عقب افتادیم. به نظر شما چقد میخایم عقب مونده بمونیم !!! به نظر شما مشکل از کجاست؟؟؟؟؟ بعد از جنگ های جهنی آلمان تقریبا با خاک یکسان بود. درسته؟؟؟ ولی ما هیچیمون نشد. پس یعنی آلمانها تو این ۶۰ سال این همه پیشرفت کردن ولی ما همون جوری موندیم. هرکی نظر خودشو بده. به قول معروف ما آینده سازای ایرانیم. شاید بتونیم ایرانو یه روزی به اروپا برسونیم. نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟
|
||