تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد
دانشجویان متالورژي 85 دانشگاه صنعتی سهند تبریز
همیشه می دانستم که

                                             خواستن شروع رسیدن است

                                      

                                             پس بخواهیم تا برسیم

+ نوشته شده در  86/02/31ساعت 21:31  توسط نصرتي  | 

دانشگاه صنعتی شریف                                ۵۷ 

مرکز تحقیقات فیزیک نظری وریاضیات               ۴۶

دانشگاه تربیت مدرس                                  ۴۴

دانشگاه تهران                                            ۳۶

دانشگاه تبریز                                             ۳۱

دانشگاه تربیت معلم                                    ۲۹

دانشگاه رازی                                             ۲۸

دانشگاه امام حسین                                   ۲۶

دانشگاه شیراز                                           ۲۲

دانشگاه امیر کبیر                                        ۱۷

دانشگاه صنعتی اصفهان                               ۱۴

دانشگاه کاشان                                           ۱۴

دانشگاه اصفهان                                          ۱۱

انرژی اتمی                                                 ۱۱

آیا شما دانشگاه خودمونو در این بین دیدی؟؟چرا هیچ نا ونشانی از

 صنعتی سهند نیست؟؟این نتیجه بی مسئولیتی دانشجویان 

 است یا  مسئولان؟؟؟؟؟  

+ نوشته شده در  86/02/31ساعت 21:30  توسط نصرتي  | 

این شرکت ودانشگاه قراردادی را برای همکاری بلندمدت در فناوری نانو امضا کرده اند.شرکت فنلاندی

سازنده تلفن های همراه یک مرکز تحقیقاتی با ۱۰ نفر محقق در دانشگاه کمبریج ایجاد خواهد کرد

تا با بخش های مختلفی مانند مرکز نانوعلم وبخش الکترونیک دانشکده مهندسی همکاری کند.

در حال حاضر حجم وفضا در گوشی های تلفن همراه از اهمیت خاصی برخوردار است.در تلفن های

همراه امروزی کارکردهای مختلفی مانند دوربین دیجیتالی/رادیو و... مورد استفاده قرار می گیرد.

محققان شرکت نوکیا تلاش می کنند تا با استفاده از فناوری نانو قطعات الکترونیکی وتراشه های

بسیار کوچک بسازند.

این شرکت به کمک دانشگاه کمبریج کمیته راهبری مشترکی را تشکیل خواهند داد تا پروژه های

مختلفی را در حوزه فناوری نانو تعریف وانتخاب کند.بنابراین نوکیا نیز به فهرست شرکتهایی پیوست

 که به دنبال استفاده از دانش فنی وعلمی دانشگاه کمبریج هستند.( www.nanowerk.com

+ نوشته شده در  86/02/31ساعت 21:14  توسط نصرتي  | 

خيام در سال‌هاي 430 تا 440 هجري قمري، يعني حدود هزار سال پيش در نيشابور، چشم‌هايش را براي نخستين‌بار باز كرد و 80 تا 90 سال بعد، همان‌جا، براي آخرين بار بست.

در اين 80 – 90  سال، 125 رباعي سرود، اما هيچ‌كدام در آن ايام منتشر نشد. مردم آن روزگار، نگاه ويژه او را به مرگ و حيات، چندان خوش نمي‌داشتند و براي درك دنياي بزرگ انديشه متفاوت او، قرن‌ها زمان لازم بود.

«امروزه معرفت و شناخت جامع شخصيتي چون حكيم عمر خيام نيشابوري مي‌تواند الگويي شايسته، فراروي تمام پژوهندگان علم و دانش و ادب، به‌ويژه نسل جوان كشورهاي اسلامي قرار دهد تا با تكيه بر پيشينه غني و پرافتخار خويش، آوازه بزرگي و عظمت اين مرز و بوم مقدس را به گوش جهانيان برسانند.»

اما خيام كه در تمام عمر، دست از تفكر برنداشت و حتي هرگز ازدواج هم نكرده همان‌طور كه وزير ارشاد مي‌گويد، الگوي عالمان نيز مي‌تواند باشد. حتي بيش از اديبان. او اثر بزرگ خود را در جبر وقتي نوشت كه هنوز حتي 30 سال هم نداشت. khayam

كتابي درباره معادله‌هاي درجه سوم به زبان عربي كه هنوز اثري قابل استناد است. پس از آن رساله‌اي در شرح مشكلات كتاب مصادرات اقليدس كه يكي از مهم‌ترين متون رياضي كهن است و هم‌ارز با نظريه اقليدس قرار مي‌گيرد، نوشت.

تدوين تقويم جلالي، تحليل مسائل بنيادين موسيقي و بسياري ديگر از رساله‌ها و يافته‌هاي ديگر علمي، ازجمله ديگر دستاوردهاي خيام است. ولي شهرتش در بين عامه مردم غرب نيز بسيار تحت تأثير ترجمه رباعياتش توسط فيتز جرالد انگليسي است.

از نكات جالب زندگي خيام، هم مكتب بودن با حسن صباح و خواجه نظام‌الملك است. هرچند زندگي خيام، همچون بسياري ديگر از بزرگان آن روزگار ايران، آميخته با افسانه است، اما مي‌گويند اين سه يار دبستاني در زمان كودكي، به يك مكتب مي‌رفتند و با يكديگر عهد كردند كه هركدام به جايگاهي رسيد، آن 2 را ياري دهد.

هنگامي كه سال‌ها بعد، نظام الملك به وزيري سلجوقيان رسيد، به خيام فرمانروايي نيشابور و حومه را پيشنهاد داد، ولي خيام نپذيرفت. نظام‌الملك هم در عوض براي او 10 هزار دينار مقرري تعيين كرد تا در نيشابور به او پرداخت كنند.

(محمدعلي فروغي در مقدمه تصحيحش از رباعيات خيام مي‌گويد اين داستان سند معتبري ندارد و براي اين‌كه راست باشد لازم است حسن صباح و خيام بيش از 120 سال عمر كرده باشند...)

حالا تنديس خيام در بخارست، پايتخت روماني است و هتلي به‌نام او در تونس ساخته‌اند، اما او در كهكشان‌ها، جايگاه والاتري دارد. يكي از حفره‌هاي كره ماه، به  افتخار اخترشناس بزرگ ايران، «عمر خيام» نام‌گذاري شده است و  يك سياره كوچك نيز در سال 1980 به‌نام او ناميده شد. يكي از موضوعات مورد بحث دو تن از شخصيت‌هاي رمان معروف «گرگ دريايي» نوشته جك لندن، خيام است.

مارتين لوتركينگ در سخنراني تاريخي‌اش از خيام شاهد مثال آورد و انجمن ادبي عمر خيام در لندن در سال 1983 دو بوته گل سرخ بر مزار فيتز جرالد كاشت و لوحي را نصب كرد كه بر آن نوشته است: «اين بوته‌هاي گل سرخ كه در باغ كيو پرورده شده و تخم آن‌را سيمپسن از سر مقبره عمر خيامي در نيشابور آورده است، به دست چندين تن از هواخواهان ادوارد فيتز جرالد از جانب انجمن عمر خيام، غرس شد.»

+ نوشته شده در  86/02/29ساعت 11:28  توسط رنجبران  | 

اولای وبلاگ یه آمار گذاشتم که این وبلاگ ۴ تا بزدید کننده و ۴ تا نویسنده و ۴ تا نظر دهنده داره... یادتون هست ؟؟؟؟

با کمال افتخار اعلام میکنم این ۴ نفر به ۲ نفر (من و مجید) تقلیل یافت.

امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشید و شاهد پیشرفت های بیشتر !!!!!!

+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 23:5  توسط رنجبران  | 

 

اگر کسی خواسته باشد که بداند چند ساعت از روز گذشته است بجای همواری چنان بایستد که سایه او بر زمین بیفتد

اگر هشتاد قدم سایه دارد ------ یک ساعت از روز گذشته است

اگر چهل قدم سایه دارد ------ دو ساعت از روز گذشته است

اگر بیست قدم سایه دارد ------ سه ساعت از روز گذشته است

اگر ده قدم سایه دارد ------ چهار ساعت از روز گذشته است

اگر سه قدم سایه دارد ------ پنج ساعت از روز گذشته است

اگر سایه نداشته باشد ------ آنگاه نصف النهار است

+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 23:2  توسط رنجبران  | 

اگر تا كنون به ساختارآدرسهاي پست الكترونيكي توجه كرده باشيد ، حتماً مي دانيد كه درهمه آنها علامتي به شكل يكa به همراه دايره اي دورآن وجود دارد. اين علامت به طورمعمول ات ساين ((At sign ناميده مي شود. اما واقعيت تعجب آور اين است كه هيچ اسم و رسمي بين المللي براي آن وجود ندارد و در زبانهاي مختلف اسمهاي بسيار عجيب و غريبي به اين علامت داده اند. بعضي از آنهاعبارتند از:

هلندي: دوميمون

دانماركي: خرطوم فيل

فنلاندي: دم گربه

آلماني: ميمون معلق

يوناني: اردك كوچك

مجاري: كرم

كره اي : حلزون

نروژي : دم خوك

روسي: سگ كوچك

مسلماً شما هم با خواندن اين اسم ها كلي خنديده ايد . اما اين اسامي به خاطر شباهت فيزيكي شان با شكل @ انتخاب شده اند ، با كمي دقت متوجه خواهيد شد كه خيلي هم اسم هاي بي ربطي نيستند.

تا پيش ازابداع پست الكترونيكي علامت @ را تاجرين براي مشخص كردن قيمت واحد كالاها به كارمي بردند. اما اين علامت با پيدايش پست الكترونيكي معروفيت جهاني پيدا كرد. به دليل استفاده مهم آن، حتي كشورهايي كه تا قبل ازآن اين علامت را نديده بودند ، هم مجبور شدند آن را به صفحه كليد رايانه هايشان اضافه كنند.

اگرچه منشأ واقعي پيدايش اين علامت ناشناخته است، اما حدس هايي در اين مورد وجود دارد مبني بر اين كه راهبان قرون وسطي آن را ابداع كرده اند. چون درآن زمان كار طاقت فرسا و خسته كننده حروفچيني كتابهاي چاپي توسط اين راهبان انجام مي شد و آنها هميشه به دنبال راههايي براي كوتاه كردن نوشته ها بودند. ممكن است به نظر برسد كهat خود به خود كوتاه است. اما در زبان لاتين و انگليسي به وفور ديده مي شود . بنابراين راهبان تصميم گرفتندt را به صورت دايره اي دورa بچرخانند و درنهايت علامت @ را به جاي لغتat درست كردند . تاجرهايي كه اين علامت را در كتابها ديده بودند نيز تصميم گرفتند آن را در كارهاي خود استفاده كنند. همانطور كه خوانديد با پيدايش پست الكترونيك همه چيز دگرگون شد و استفاده از @ در جهان متداول گرديد. 

+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 23:1  توسط رنجبران  | 

متن زير تقريبا سرگذشت اکثر کسانيست که قدر عزيزترين چيز زندگيشون را نميدونند و شايد سرگذشت تک تک ما :

وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادر) بهت غذا میداد و تو رو می شست و به اصطلاح تر و خشک می کرد تو هم با گریه کردن و اذيت کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی

وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری تو هم این طوری ازش تشکر می کردی که ، وقتی صدات می زد ، محل نميگذاشتي و فرار می کردی

وقتی که 3 ساله بودی، اون ، با عشق تمام غذایت را آماده می کرد تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق ، ازش تشکر می کردی

وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید تو هم، با رنگ کردن میز و ديوار ازش تشکر می کردی تا نشون بدي چقدر هنرمندي !

وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری تو هم، با انداختن خودت تو گِل، ازش تشکر کردی

وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد تو هم ، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم!، ازش تشکر کردی

وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی خرید تو هم، با پرت کردن توپ به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی

وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی ميخرید تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر ميکردی

وقتی که 9 ساله بودی، اون ، هزینه کلاس هاي اضافي تو رو پرداخت تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری ازش تشکر کردی و بجاش فقط فکر مسخره بازي بودي

وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو معطل تو بود و رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس تقويتي و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببره تو هم ، با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی

وقتی که 11 ساله بودی اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد تو هم ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه و بگذاره که راحت باشين و اينجوري ازش تشکر کردی و زحمت کشيده !

وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلویزیون و ماهواره بر حذر داشت تو هم، صبر کردی تا از خونه بیرون بره و کار خودت را بکني و و اينجوري ازش تشکر کردی

وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی تو هم، ايجوري ازش تشکر کردی : تو سلیقه ای نداری ، من هر جور راحتم زندگي ميکنم ، قيافم مثل اين بچه بسيجي ها باشه خوبه !

وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانه تو رو پرداخت کرد تو هم،ازش تشکر کردی ، با فراموش کردن زدن يک تلفن يا نوشتن یک نامه ساده

وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه
تو هم با قفل کردن درب اتاقت! نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه و اينجوري ازش تشکر کردی که خستگيش کاملا در بره

وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی و به تو رانندگی یاد داد تو هم هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی و بعضي وقتها هم خوردش ميکردي

وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی

وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد تو هم ، بخاطر اين همه زحمتي که برات کشيده بود تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی

وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد تو هم با گفتن يه خداحافظِ خشک و خالی ، بیرون خوابگاه ازش جدا شدي ، به خاطر اینکه نمی خواستی بهت بگن بچه مامانی و اون هموم جا خشکش زد

وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ تو هم ، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره من خودم واسه زندگيم بلدم تصميم بگيرم

وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد يک خط مشی برای آینده ات داد تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی : من نمی خوام مثل تو باشم ، فکراي تو قديمي است و دنيا عوض شده

وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت تو هم ازش پرسیدی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه ميکنی

وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت ، بجاي کاد يه عالمه اثاثیه داد تو هم پیش دوستات بهش گفتي : اون اثاثیه ها چقدر زشت هستن

وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه ، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد تو هم چون ديگه هيکلت بزرگتر از اون شده بود با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی : مــادررر ، لطفاً ، با من کل کل نکنيد اعصاب ندارم

وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه تو هم بجاش یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی که مادرت مزاحم نباشه

وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده" و چون خانومت ميخواست بره پارک فوري قطع کردي

وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا سالگرد وفات پدرت رو یادآوری کنه تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی و بهش تسليت گفتي

وقتی که 50 ساله بودی، اون، ديگه خيلي پير بود و مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی

و سپس، یک روز بهت ميگن مادرت در تنهائي مرده و چند روز بعد جنازه بو گرفته اون را همسايه ها پيدا کردن و تو ............ و تو راحت ميشي ، اما تمام کارهایی که تو (در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد چون ديگه کسي نيست که فقط بخاطر خودت نه بخاطر چيزهاي ديگه ، تو رو از صميم قلب دوست داشته باشه

اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی ... و، اگه زنده نیست، محبت های بی دریغش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر و از خدا بخواه که اونها را بيامرزه

همیشه به یاد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون در طول عمرت فقط یک مادر داری ولي هزاران دوست ، هزاران فرصت تفريح ، هزاران ساعت وقت براي کارهاي ديگه و .........

امروز وقتي مادرم را ديدم رويش را ميبوسم و بهش ميگم ماماني دوستت دارم و به دوستانم هم ميگم که من از ته قلبم مامانم را دوست دارم.
+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 21:51  توسط رنجبران  | 

نویسنده: زهرا بهشتي
منبع: danaee.com


چکيده :

ايران کشور بزرگي از نظر سرمايه عظيم مغزهاي متفکر و انديشمندي است که در تمام اعصار، دنيا را در برابر اين قوم باهوش و تمدن‌آفرين، به تعجب وا داشته است. متاسفانه کشور ما، به دلايل شرايط و موانع خاصي در دهه‌هاي اخير نتواسته است از اين نظر جايگاه درخور خود را در معادلات توسعه جهاني داشته باشد. توسعه و پيشرفت جوامع حاصل اتصال حلقه‌هاي توسعه ي علمي، توسعه ي صنعتي و توسعه ي اقتصادي است. با اتصال زنجيروار دانشگاه به عنوان متولي توسعه علمي و صنعت به عنوان عامل توسعه صنعتي مي‌توان نتايج بسيار مثبتي در زمينه ي توسعه ي اقتصادي به بار آورد که کشور را هر روز به سمت پيشرفت و پويايي حرکت خواهد داد. اين توسعه و پيشرفت توانايي‌هاي بالقوه را به بالفعل تبديل خواهد کرد و هر روز باعث توليد علم و نگاه سازنده و مبتکرانه در زمينه علم خواهد شد. دانشگاه با توليد علم و فن‌آوري روح تازهيي به صنعت مي‌بخشد و با تحول صنعت و مسلح شدن آن به دانش و علم روز، کشور به سوي خودکفايي و توسعه اقتصادي گام‌هاي موثر برخواهد داشت. با حرکت جامعه به سوي پايه‌گذاري تحقيقات بنيادي، پژوهش‌هاي علمي و آموزش‌هاي کاربردي مي‌توان نيروي انساني متخصصي تربيت کرد که خود متولي توليد علم و فن‌آوري ‌باشند و اين سرمايه‌هاي عظيم، آينده ي صنعت و اقتصاد کشور را تضمين خواهند کرد.

واقعا ارزششو داره كه ادامشو بخونيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 1:17  توسط   | 

به كمك اين فناوری، چنانچه يك گوينده به طور مثال به زبان انگليسي صحبت كند، رايانه قادر خواهد بود بدون وقفه صحبت‌هاي او را به زبان‌هاي آلماني و يا اسپانيايي براي شنوندگان پخش كند.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از خبرگزاری سلام، نرم‌افزار ترجمه همزمان توسط دانشمندان اروپايي و آمريكايي مركز بين‌المللي فناوري‌هاي پيشرفته ارتباطي InterACT براي نخستين‌بار در دانشگاه "كارنيج ملون" در آمريكا به نمايش گذاشته شد.
طبق خبرهای جدید به‌دست آمده، گروهي از دانشمندان اروپايي و آمريكايي موفق به ارایه فناوری جديدي شده‌اند كه به كمك آن مي‌توان صحبت‌هاي يك فرد را به صورت همزمان به زبان ديگري ترجمه كرد.
به كمك اين فناوری، چنانچه يك گوينده به طور مثال به زبان انگليسي صحبت كند، رايانه قادر خواهد بود بدون وقفه صحبت‌هاي او را به زبان‌هاي آلماني و يا اسپانيايي براي شنوندگان پخش كند.
نرم‌افزار ترجمه ارایه شده توسط مركز InterACT از فناوری تشخيص صداي رايانه‌اي و تكنيك‌هاي آماري براي شناسايي و انتخاب كلمات و جملات بهره مي‌گيرد.
اين فناوری براي دستيابي به چارچوب مناسب ترجمه از مجموعه بزرگ مقالات ترجمه شده موجود در بانك اطلاعاتي خود استفاده مي‌كند.
پيش از اين تلاش‌هاي زيادي براي توليد يك نرم‌افزار جامع ترجمه هزمان انجام شده بود، اما به گفته مسئولان دانشگاه پيتزبورگ، هيچ‌كدام كارايي نرم‌افزار ارایه شده از سوي مركز تحقيقاتي InterACT را نداشته‌اند.
+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 1:11  توسط   | 

مديرگروه نانو فناوري پژوهشكده رنگ گفت:استفاده از فناوري نانو ذرات در صنعت رنگ، مانع از كپك زدگي محصول توليد شده مي‌شود.

دكتر"سوسن رسولي" روزچهارشنبه درگفت وگوبا خبرنگار علمي ايرنادراين باره گفت: استفاده ازفناوري نانو ذرات در تركيبات رنگي،مقاومت محصول را در برابر رطوبت و ديگر عوامل فاسدكننده افزايش داده و آن راچهارتاپنج سال تازه و قابل استفاده نگه مي‌دارد.

وي به پوشش‌هاي هوشمند كه زير مجموعه فناوري نانو هستند اشاره كرد و اظهار داشت: توليد پوشش‌هاي خود پاك‌كننده يا زودپاك‌شونده نيز از ديگر محصولات فناوري نانو است.

وي در ادامه در خصوص پوشش‌هاي هوشمند گفت: اينها پوشش‌هايي هستند كه كارايي خاصي را در يك محيط خاص ايجاد مي‌كنند.

رسولي اضافه كرد: كثيف نشدن و آسان تميز شدن از خصايص بارز پوشش‌هاي هوشمند است كه از آن در شيشه اتومبيل، روكش صندلي هواپيما و بعضادرنماي ساختمان استفاده مي‌شود.

مدير گروه نانو فناوري پژوهشكده رنگ گفت: همچنين كاربرد ديگراين گونه پوشش هابراي استتار لوازم جنگي است زيرا تجهيزات را به رنگ محيط درآورده و درمقابل نور رنگشان تغيير مي‌كند.

وي درادامه گفت و گو با ايرنا بااشاره به ضد باكتري بودن اين پوشش‌ها گفت: اين نوع پوشش‌ها در تصفيه پساب‌ها نيز كاربرد دارند.

رسولي خاطرنشان كرد: اندازه طول موج نور ‪ ۲۰۰‬تا ‪ ۴۰۰‬نانو متراست اما اندازه طول موج نانو ذرات زير ‪ ۱۰۰‬نانو متراست، بنابراين پايين بودن طول موج نانو ذرات، باعث مي‌شود تا نور را از خود عبور دهد و اين باعث شفافيت و درخشندگي بيشتر رنگ مي‌شود.

+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 1:5  توسط   | 

همايش مجازي دانشجويي مهندسي موادايران بااستفاده ازشبكه جهاني اينترنت در خرداد ماه سال جاري در دانشگاه تبريز برگزار مي‌شود.

دبير علمي اين همايش روز دوشنبه در اين رابطه گفت: اين همايش با رويكرد ترويج فرهنگ به كارگيري سيستم‌هاي مديريت اطلاعات ساخت يافته، جهت دهي به فعاليت‌هاي پژوهشي دانشجويان برگزار مي‌شود.

وي اضافه كرد: اساتيد ، دانشجويان و علاقه‌مندن براي شركت در اين همايش تا ‪ ۳۰‬ارديبهشت ماه جاري فرصت دارند مقالات خود را به آدرس اينترنتي ‪ WWW.VMEC.IR‬ارسال كنند.

محمد دلجوان، كاهش چشمگير هزينه‌ها، سريع‌تر شدن فرآيندهاي ارتباطي، امكان سرويس دهي در زمان واقعي به چند كاربر و قابليت باز توليد مستقيم محتوا را از عمده‌ترين مزاياي برگزاري اين همايش عنوان كرد.

به گفته‌ي وي، نام اين سايت به نحوي انتخاب شده است كه دانشجويان هرساله بتوانند به همان سايت مراجعه كرده و اطلاعات مورد نياز خود را در مورد آخرين همايش مجازي دانشجويي مهندسي مواد كسب كنند.

وي گفت: مقالات پذيرفته شده پس از پايان همايش در قسمت آرشيو سايت قرار خواهد گرفت و اين امر موجب تشكيل مجموعه مفيدي از مقالات مهندسي مواد در شبكه جهاني اينترنت خواهد شد.

دلجوان تصريح كرد: مقالات پس از داوري و پذيرش به صورت مجموعه مقالات به صورت ‪ cd‬و كتابچه به اعضاي هيات علمي، نويسندگان و شركت‌كنندگان در همايش در دانشگاه‌ها ارسال خواهد شد و به مقالات برتر در هر مقطع جوايزي اعطا خواهد شد.

وي يادآور شد تاكنون ‪ ۲۴‬مقاله از دانشگاه‌هاي كشور به سايت همايش ارسال شده است

+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 0:57  توسط   | 

یا ابا صالح به ما توفیق بده که از منتظرانت باشیم
+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 0:42  توسط   | 

 
 
هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد؛
بنشينيد و فكر كنيد.
 
يك دقيقه وقت بگذاريد
و كار كوچكي براي ارج نهادن به خود انجام دهيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته و
دلواپسي هاي آينده پاك كنيد
يك دقيقه وقت بگذاريد
و فكر كنيد يك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش
غصه خوردن و تنش عصبي دارد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
تا از افكار منفي خلاص شويد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
تا به تمدد اعصاب بپردازيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد
يك دقيقه وقت بگذاريد
و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت
به وجود بياورد
و بلأخره آخرين دقيقه روز خود را به اين اختصاص دهيد
كه تصميم بگيريد به هيچ وجه در مورد آنچه ديگران ممكن است
درباره شما بگويند يا فكر كنند نگران نباشيد.
 
+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 0:37  توسط   | 

از فـراق دوری تـــو مـسـت و حیـرانـم هنــوز
بـا نـبـودت روز و شب سر در گـریـبـانم هنـوز
حـرف هایـت می دهـد بـوی صـفـا و همدلی
مـن بــه دنـبـال امـیـد چـشـم زیـبـاتـم هـنـوز
مهربـانـا خنـده ات چون شهد شیـرین عـسل
مـن بـه یـاد خنـده های پـر مهر زیبـاتـم هنـوز
کـی بــه آخــر می رسـد ایـن انتظار من خـدا
من به یادت روز و شب مجنون و فرهادم هنوز
 
+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 0:34  توسط   | 

خبرنگار رجانيوز گزارش داد، ‍پايگاه اطلاع رساني مركز اسناد انقلاب اسلامي در گزارشي افشاگرانه به قلم «ابوحامد زرين قلم» به بررسي موشكافانه پرونده حسين موسويان، معاون حسن روحاني پرداخته است. در اين گزارش به صراحت به اتهامات و اقدامات موسويان پرداخته شده است. حجت الاسلام روح الله حسينيان رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي است.
متن كامل اين گزارش در ادامه مي آيد:


 

 
به دنبال دستگیری سید حسین موسویان معاون مركز تحقیقات استراتژی و عضو تیم هسته‌ای ایران در دولت خاتمی سؤالات ، ابهامات و شایعات گوناگونی در جامعه مطرح شد.
موسویان كیست؟ چگونه مراحل ترقی را پیمود؟ چرا و به چه اتهامی دستگیر شد؟ چرا به سرعت آزاد شد؟
این‌ها سؤالات و ابهاماتی بود كه به فاصله كوتاهی در صفحه‌ی سایت‌ها، برگ روزنامه‌ها و سر زبان‌ها جاری شد. در این مقاله سعی می‌كنیم در حد مقدور به این سؤالات پاسخ دهیم.

 

1ـ حسین موسویان كیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/02/28ساعت 0:17  توسط   | 

سلام بچه ها اینم چند تا تیتر جنجالی روزنامه ها بهتر ببینید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/02/26ساعت 20:32  توسط عليمحمدي  | 

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!

اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!



اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!



اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد!

+ نوشته شده در  86/02/26ساعت 17:20  توسط   | 

Today is Mother's Day in Britain


Among the parents, the status of the mother is three times higher than that of the father. Quran says :

“In travail upon travail did his mother bear him, and in years twain was his weaning.” (31 :14)


The prophet (Peace Be Upon Him) greatly stressed mothers’ rights by saying

"Heaven is beneath the feet of mothers"
Today Britain celebrates Mother's Day, here in the UK mother's day always falls on a Sunday so the date varies from one year to the other, unlike Libya and I think all of the Arab world that celebrates it on 21 March.

It is a chance for people to show their appreciation and love to their mothers although I believe every day should be a mother's day.
Happy Mother's Day to all British mothers and mothers all over the world
+ نوشته شده در  86/02/23ساعت 11:33  توسط رنجبران  | 

تنها بازمانده‌ي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد.او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند كسي نمي آمد.سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد.اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود'''''''''''''''' به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان ميرود.متاَسفانه بدترين اتفاق ممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود.از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فرياد زد: "خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟"صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد.كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته '''''''''''''''' از نجات دهندگانش پرسيد:"شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟"آنها جواب دادند:" ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم."وقتي اوضاع خراب مي شود'''''''''''''''' نا اميد شدن آسان است.ولي ما نبايد دلمان را ببازيم '''''''''''''''' چون حتي در ميان درد و رنج '''''''''''''''' دست خدا در كار زندگي مان است.پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد '''''''''''''''' ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند.
+ نوشته شده در  86/02/22ساعت 21:51  توسط رنجبران  | 

نظرتون راجع به دو تا مطلب زیر چیه ؟؟؟؟!!!!

شكسپير ميگه :

اگه عاشق شدي، به عشقت نچسب بذار بره، اگه برگشت كه مال توئه، اگه بر نگشت سم كه داري خود كشي كن !!!

نظر شما چيه ؟؟؟

اگر خدا شوي هرگز نخواهي مرد ...

فقط هميشه تنها خواهي ماند.

نظر شما چيه ؟؟؟

+ نوشته شده در  86/02/22ساعت 21:48  توسط رنجبران  | 

قلبم سنگين است. ديگر نمي‌خواهم کوله بار خاطراتت را به دوش بکشم. نمي‌خواهم شب و روز به انتظار روز عذاب تو بنشينم. تصميم دارم تو را با تمام خوبيها و بديهايت فراموش کنم. خاطراتت را به خاک بسپارم تا همه باور کنند تو براي من مرده‌اي.
اين روزها شنيده‌ام کسي قلبت را شکسته است. مي‌دانم بخاطر قلب شکسته خودت از من حلاليت خواستي. مي‌دانم تصميم داري به سوي سرنوشت خود بروي و دستي را که از من دريغ کردي در دست ليلاي ديگري بگذاري.
ديگر برو. به سلامت مسافر. پشت سرت نه اشکي هست و نه آهي. اينجا کسي دلش براي تو تنگ نمي‌شود. حيف از روزهاي خوش زندگیم که به دست تو سپرده بودم. قبول دارم که دستهاي پاييزي تو لايق لحظه ‌هاي بهاري قلبم نبود.
نمي‌خواهم با يادآوري تو و خاطراتت لحظه‌هايم را خراب کنم؛ زندگيم را در اين حالتي که هست دوست دارم... مخصوصاً در کنار دوست عزيزي که براي تاريکيهايم چراغ آورد و زخمهاي به جا مانده از خنجر تو را التيام بخشيد. خاطرات خوب و بد تو را براي هميشه به خاک مي‌سپارم و تو را به خدا...!
خداحافظ مسافر...

+ نوشته شده در  86/02/22ساعت 21:19  توسط رنجبران  |