تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد
دانشجویان متالورژي 85 دانشگاه صنعتی سهند تبریز

ویلهلم کنراد (Wilhelm Konrad Roentgen ) در سال ۱۸۹۶ موفق شد اولین عکس بوسیله اشعه ایکس را از دستان همسرش بگیرد. وی در سال ۱۹۰۱ موفق به دریافت اولین جایزه نوبل فیزیک گردید. تصاویر زیر ویلیام کنراد به همراه اولین عکس گرفته شده از بدن انسان را نشان می دهد.

ویلهلم کنراد (Wilhelm Konrad Roentgen ) و اولین عکس از بدن انسان ویلهلم کنراد (Wilhelm Konrad Roentgen ) و اولین عکس از بدن انسان

+ نوشته شده در  86/02/14ساعت 19:9  توسط رنجبران  | 

    

 برای اخرین بار

            

                 عشق یعنی انتظار و انتظار                

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

 

 

عشق يعنی سوز نی ، آه شبان      عشق يعنی معنی رنگين کمان
 
عشق يعنی شاعری دل سوخته        عشق يعنی آتشی افروخته
 
عشق يعنی با گلی گفتن سخن    عشق يعنی خون لاله بر چمن
 
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن     عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
 
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز        عشق يعنی عالمی راز و نياز

 

+ نوشته شده در  86/02/14ساعت 18:41  توسط رنجبران  | 

البته ا. اول بگم هدف من توهین به کسی نیست و فقط می خوام بچه ها شاد بشن

سوسكه سياه مست ميكنه، شب ميره بغل دمپايي ميخوابه !!!

تركه ميره مكه؛ وقتي برمي گرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ تركه ميگه: خدا كه خانه نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن !!!

رشتیه تلوزيون رو روشن ميكنه، ميزنه كانال يك، ميبينه يك ملاهه نشسته داره صحبت ميكنه. ميزنه كانال دو، ميبينه چهار تا ملا نشستن دارن باهم حرف ميزنن. ميزنه كانال سه، ميبينه يك مجلسيه 15 تا ملا نشستن باهم بحث ميكنند. ميزنه كانال چهار، ميبينه صدهزار تا ملا نشستن تو يك سالن، يكيشون داره براي باقي حرف ميرنه. داد ميزنه: هوي اصغر! زود اون دبه نفتو بيار، لونه‌شون رو پيدا كردم !!!
 مارمولكه ميره مشهد، ميشه مشمولك! چند وقت بعد بزرگ ميشه، ميشه مشمول! ... ميبرنش سربازي !!!

يه روز دختر تركه ميره پيشه باباش ميگه: بابا نقاشيم قشنگه؟ باباه ميگه: آره دخترم. حالا بگو چي كشيدي؟ دختره مي كه يه گاو با علف. باباه ميگه: پس كو علفا؟ دختره ميگه: گاوه همشو خورده! باباه باز مي پرسه: پس كو گاوه؟ دختره ميگه: گاوه علفاش تموم شد رفت !!!

 به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد !

تركه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين مي اومدم !!!

عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بود و داشت بچه‌ها رو تماشا مي‏كرد، يه بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچه شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي !!!

آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن خلاصه اونقدر پاچه خواري ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون خر‌چرخ ميزده! ، يهو آرنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اه‌ ... باز اين سيريش پيداش شد !!!

پرگاره رو جو ميگيره، مربع رسم مي كنه !!!

لره دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: مرتيكه تو كه فرقون داري،‌ چرا اينارو ميزاري رو كولت؟! تركه ميگه:  ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد !!!

                                                                                                                               

+ نوشته شده در  86/02/14ساعت 18:12  توسط عليمحمدي  | 

http://www.nurc.ir/index.php?Page=definition&UID=3662
+ نوشته شده در  86/02/13ساعت 23:1  توسط افتخاری  | 

عشق ، یعنی …

عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

+ نوشته شده در  86/02/13ساعت 13:59  توسط عليمحمدي  | 

۝  دکتر شريعتی می گويد دوست داشتن برتر از عشق است. منظور دکتر از عشق، عشقی است که با يک نگاه و بدون شناخت بوجود آمده باشد.(آنچه که مرسوم بوده) بين پسر و دختر بطور غريزی احساساتی وجود دارد که وقتی شدت می گيرد با عشق اشتباه گرفته می شود ، منظور دکتر اينچنین عشقی است.- شيفتگی و دلباختگی.
+ نوشته شده در  86/02/13ساعت 13:57  توسط عليمحمدي  | 

 

    Bora Bora
    جزيره رويايي و ديدني «بورابورا» حدود 160 مايلي (240 كيلومتري) شمال غربي تاهيتي (Tahiti) تقريباً در فاصله 2600 مايلي جنوب هاوايي واقع شده است. جمعيتي حدود 4000 نفر در اين جزيره ساكن هستند. «بورابورا» در سال 1722 كشف شد و بدون شك زيباترين جزيره روي زمين است. نام قديمي آن «واويوا» (Vavaiu) نشان مي‌دهد كه ساكنين اوليه «بورابورا»‌ي هفت ميليون ساله، اهل «تونگا» (Tonga) بوده‌اند. جالب است بدانيم كه در زبان محلي «تاهيتي» حرف B وجود ندارد، نام اصلي جزيره «پوراپورا» (Pora Pora) به معناي «اولين تولد» است.
    درياچه افسانه‌اي بورابورا، با توجه به نوشته «جميزمي‌شي نر» نويسنده (James A. Michener) آنقدر هيجان‌انگيز و زيبا است، كه در واقع انسان از توصيف آن عاجز است. راههاي زيادي است كه شما را قادر مي‌سازد تا زيبايي و يگانگي آن را تجربه كنيد، گنج بي‌نظيري كه نمونه آن را در هيچ نقطه دنيا نخواهيد يافت، موج‌سواري، غواصي، شنا، قايق‌سواري، ماهيگيري … از جمله مواردي است كه تنها گوشه كوچكي از ميليونها زيبايي اين جزيره را به شما نشان خواهد داد.
    جزيره‌ي اصلي بورابورا و چند جزيره كوچك ديگر كه در اطراف آن قرار دارند، همه به طور كامل با صخره‌هاي دريايي مرجاني محاط شده‌اند. شهرت و زيبايي فريبنده بورابورا، هرساله، سيل عظيم توريست‌ها را جذب مي‌كند. دور تا دور جزيره را آبهاي آبي‌رنگ و صخره‌هاي مرجاني احاطه كرده است. در مركز جزيره كوه آتشفشان بلندي واقع شده است كه خود سمبولي است از شگفتي. غواصان و شناگران، عاشق بورابورا هستند، چرا كه، از بودن در ميان تعداد انبوهي از ماهي‌هاي رنگارنگ آبهاي نواحي گرمسيري، لذت مي‌برند. آب گرم و شن‌هاي سفيد ساحلي كه كم و بيش به چشم مي‌خورند.
    سوار بر قايق، به ديدن جزيره برويد، غذا خوردن كوسه‌ها با فاصله كمي از آنها را تماشا كنيد، به راستي ديدن كوسه‌هاي گرسنه هنگامي كه تنها چند متر با شما فاصله دارند، بسيار جالب و ديدني است.
    براي عبور و مرور، تنها يك راه ورودي است كه درست در نقطه‌ي مقابل روستاي «وي تيپ» (Vaitape) قرار دارد. داخل روستا، جاده‌ي تقريباً سنگ فرش شده‌اي است كه به قسمت‌هاي باستاني، سنگرها و توپ‌خانه‌هاي قديمي كه به جامانده از جنگ جهاني دوم، مي‌رسد.
    اگر قصد داشتيد يكي از جزاير جنوب اقيانوس آرام را ببنيد، بايد بدانيد، بورابورا بهترين انتخاب خواهد بود. بهترين زمان براي سفر به بورابورا، هنگام درخشش خورشيد، از ماه مي تا سپتامبر است.
    جزيره بورابورا واقعاً ارزش ديدن را دارد. جزيره فوق‌العاده و فريبنده‌اي كه بهترين مكان براي تعطيلات است. به جرات مي‌توان گفت كه در دنيا هرگز چنين مكاني را نخواهيد يافت.

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 14:6  توسط رنجبران  | 

يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه(
بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت  جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.

ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.

هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از”ام اس ان” يا “آي سي كيو”هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست “اد” مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد

 

+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 11:54  توسط نجیبی  | 

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق           تا بگویم شرح درد اشتیاق

هرکسی از ظن خود شد یار من                از درون من نجست اسرارمن

آتش است این بانگ نای و نیست باد        هرکه این آتش ندارد نیست باد

نی حدیث راه پر خون میکند                   قصه های  عشق مجنون میکند

در نیابد حال پخته هیچ خام                    پس سخن کوتاه باید والسلام

قابل توجه ........

+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 0:43  توسط   | 

۱-ماه و سنگ
اگر ماه بودم.به هر جا كه بودم.
سراغ تو را از خدا مي گرفتم.
واگر سنگ بودم.به هر كجا كه بودي.
سر رهگذار تو جا ميگرفتم.
اگر ماه بودي ـبه صد نازـشايد
شبي بر لب بام من مي نشستي
وگر سنگ بودي.به هر كجا كه بودم
مرا مي شكستي.مي شكستي

۲-

وا هواي بهار است و باده باده ناب
به خنده خنده بنوشيم و جرعه جرعه شراب
در اين پياله ندانم چه ريختي پيداست
كه خودش به جان هم افتاده اند آتش و آب
فرشته روي من اي آفتاب صبح بهار
مرا به جامي از اين آب آتشين درياب
به جام هستي ما اي شراب عشق بجوش
به بزم ساده ما اي چراغ ماه بتاب
گل اميد من امشب شكفته در بر من
بيا و يك نفس اي چشم سرنوشت بخواب
مگر نه خاك ره اين خرابه بايد شد
بيا كه كام بگيريم از اين جهان خراب


+ نوشته شده در  86/02/11ساعت 17:48  توسط نجیبی  | 

 
+ نوشته شده در  86/02/11ساعت 14:3  توسط محمدزاده  | 

۱۱ اردیبهشت ،

 

 روز جهانی کارگر مبارک

+ نوشته شده در  86/02/11ساعت 0:55  توسط روجائي  | 

توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشی می کنه! جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشی می کنه! بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نيست!

 

توی اسپانيا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در مياره و با زن محبوبش به آمريکای جنوبی فرار می کنن!

 

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضيه رو به يه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

 

توی فرانسه: خيلی کم کار به جاهای باريک می کشه! دو تا مرد با همديگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه!

 ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/02/11ساعت 0:27  توسط رنجبران  | 

 

وقتی دلت تنگ شد ، به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.

 

وقتی نا امید شدی،به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

 

وقتی پر از سکوت شدی ، به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

 

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه، به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.

 

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 15:44  توسط رنجبران  | 

عشق حقیقت محض است اما نگاه عاشق افسانه وخیالی بیش نیست(اندره جووینیوکار)

کسانی که موافق و مخالف این حرفن همراه با علتش بگند اگر مایل بودین بحث هم می کنیم

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 11:16  توسط نجیبی  | 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  86/02/09ساعت 16:24  توسط محمدزاده  | 

نتیجه این نظر سنجی خیلی جالب بود. مخصوصا واسه دو گزینه آخر ...

به نظر شما این ترم از فیزیک چندنفر میفتن ؟؟!!!!!
کمتراز 5 نفر ( 1رای، 6%)
بین 5 تا 10 نفر ( 3رای، 20%)
نیمی از کلاس ( 3رای، 20%)
همه منهای 3 نفر ( 4رای، 26%)
هیچکس !!!!! ( 4رای، 26%)
+ نوشته شده در  86/02/09ساعت 0:59  توسط رنجبران  | 

خدایاخطا از من است می دانم از من که سالهاست گفته ام ایاک نعبد اما به دیگران هم دلسپرده ام از من که سالهاست گفته ام ایاک نستعین اما به دیگران هم تکیه کرده ام اما.... رهایم نکن بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم.
+ نوشته شده در  86/02/09ساعت 0:36  توسط رنجبران  | 

I dreamed  I  had an interview with GOD.

"So you want to interview with me?" GOD said.

"If you had the time"I said.

GOD smild."My time is eternlly.What question do you have in mind for me."

"What surprises you most about humankind?"

GOD answered: "That they they get bored with childhood,they rush to grew up.And

then look to be child again.

That they lose their health to make money,and then lose their money to restore their

 health."

That by thinking anxiously about the futur,they forget the present.Such they live

 neither in the present nore the future.

That they live as if they will never die.And die as though they have never lived."

GOD'S hand took mine and we were silent for a while.And then I asked: " as a parent

What are some of the life's lessons you want your children to learn?"

"To learn they can not make any one love them,all they can do is let themselves be

loved.

To learn that it is not good to compare themselves to others.

To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they

love and it can take many years to heal them.

TO learn that a rich person is not the one who has the most but is one  who needs

the least.

To learn that there are people who love themdearly ,but simply do not know how to

express or show you their feelings.

To learn that 2 people can look at the same thing and see it differently.

to learn that it is not enough that they forgive themselves."

thank you and is there anything  else you'd like to say?

"JUST KNOW THAT I'M  HERE .........  ALWAYS

+ نوشته شده در  86/02/08ساعت 20:37  توسط نصرتي  | 

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تومی نگرد

به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد

دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد

 

همه چیز در پایان خوب است اگر خوب نباشد بدانید که به پایان نرسیده است

+ نوشته شده در  86/02/08ساعت 19:59  توسط نصرتي  | 

دخترک خنده کنان گفت که چیست

راز این حلقه ی زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین تنگ گرفته است به بر

 

راز این حلقه که در چهره ی او

این همه تابش و رخشندگی است

مرد حیران شد و گفت :

حلقه ی خوشبختی است ، حلقه ی زندگی است

 

همه گفتند مبارک باشد

دخترک گفت : دریغا که مرا

باز در معنی آن شک باشد

 

سالها رفت وشبی

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر

دید در نقش فروزنده ی او

روز هایی که به امید وفای شوهر

به هدر رفته ، هدر

 

زن پریشان شد و نالید که وای

وای ، این حلقه که در چهره ی او

باز هم تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است !!!

+ نوشته شده در  86/02/08ساعت 17:20  توسط رنجبران  | 

وجود خدا نیاز به اثبات ندارد ولی نظر بزرگان در این زمینه خالی از لطف نیست.

 

                                                         اثبات وجود خدا

 

موجود كوچكی كه در زير برگ درختان آواز می خواند برای اثبات وجود خدای بزرگ كافی است. « ويكتور هوگو، نويسنده ی معروف »

 

غرايز عجيب و غريب حشرات به روشنی نشان می دهند كه در درست كردن و اداره ی دستگاه طبيعت اراده و مشيتی در كار است كه انكار شدنی نيست.« هانری فابر »

 

هر وقت در لحظات تشويش و اندوه از خدا كمك خواسته ام هميشه با گشايش روبرو شده ام. « گوته ، دانشمند معروف »

 

ممكن نيست اين نظام را در مجموعه ی شمسی مشاهده می شود بر تصادف حمل كرد ، پس چاره ای جز اين نيست كه به وجود مسبب اصلی اين نظام اعتراف شود. « لاپلاس ، دانشمند علم نجوم »

 

جهان دارای نظم است و هرج و مرج بر آن حاكم نيست و هر امری دارای آغاز و انجام است ، و نمی توانيم مدار امور هستی را بر تصادف بنا نمائيم. « سقراط ، فيلسوف معروف »

 

در عالم مجهول ، نيروی عاقل و قادری وجود دارد كه جهان گواه اوست.... « آلبرت انيشتاين ، فيزيكدان مشهور »

 

طبيعت در حال قيام كتاب خود را گشوده و از روی آن آفريدگار بزرگ را تسبيح و تجليل می كند. « آيزاك واتسن »

 

دنيا در نتيجه ی خلقت بوجود آمده و قوانين خلقت ما فوق قوانين طبيعی است چون قوانين طبيعی خود نيز مخلوقند. « ادوارد لوتر كيسل ، جانور شناس و حشره شناس  معاصر»

 

 

+ نوشته شده در  86/02/08ساعت 17:13  توسط رنجبران  | 

۹ اردیبهشت،

 

روز جوان مبارک باد.

+ نوشته شده در  86/02/08ساعت 17:0  توسط روجائي  | 

گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
+ نوشته شده در  86/02/08ساعت 13:44  توسط   |