تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان مهندسی مواد
دانشجویان متالورژي 85 دانشگاه صنعتی سهند تبریز
                        RAP   

Mr.s & dof.s 

از این به بعد به جای کلکل با من, رپ گوش کنید تا مغز کوچیکتون حال بیاد.

     به هر حال

           اگه می خای شاخ شی پاشو بیا وسط

                     ولی زیادی به سبک من نکن حسد

           چون سبک کار من محشر

                      هومن از همه رپ خونا سرتر

اگه به فیزیک علاقه دارید زیر را ببینید

http://cph-theory.persiangig.com 

+ نوشته شده در  86/01/31ساعت 23:40  توسط   | 

قطعهاي از پر پرواز كم است                                      یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است            عرق شرم زمین است که سرباز کم است

+ نوشته شده در  86/01/31ساعت 13:5  توسط   | 

لغو عضویت شیمیدانان ایرانی در انجمن آمریکا با اعتراض دانشمندان پایان می یابد / عدم انتشار مقالات ایرانی در نشریات خارجی جدی نیست
موضوع لغو عضویت دانشمندان ایرانی در انجمن آمریکا موضوع چندان مهمی نیست که نیاز به دخالت و اعتراض دولت داشته باشد و با اعتراض سایر دانشمندان در ایران و خارج از کشور پایان می یابد.

دکتر بهزاد سلطانی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه مباحث علمی و سیاسی نباید با یکدیگر تداخل پیدا کنند، افزود: خواست تمامی دانشمندان در جهان این است که عوامل سیاسی در فعالیت ها و انجمن های علمی تأثیر گذار نباشد. دانشمندان در تمامی کشور ها با حرکت هایی مانند لغو عضویت شیمیدانان ایرانی در انجمن آمریکا مخالف هستند و نسبت به آن نیز اعتراض می کنند.

وی ادامه داد: اقدام امریکا در خصوص لغو عضویت ایرانیان در انجمن شیمی با  اعتراض هایی از جانب سایر اعضای خارجی این انجمن و برخی دانشمندان در کشورهای دنیا همراه بوده است. انجمن شیمی ایران نیز طی نامه ای رسمی اعتراض خود را نسبت به این امر اعلام کرده است.

مدیر کل امور پژوهشی وزارت علوم اقدام انجمن شیمی آمریکا را اقدامی بچه گانه و با افراط گرایی سیاسی عنوان کرد و گفت: این جریان توسط سازمان های علمی و بین المللی مانند یونسکو پیگیری و پیش بینی می شود توسط خود دانشمندان به زودی خاتمه یابد.

وی با اشاره به ممنوعیت چاپ برخی مقالات در نشریات بین المللی اضافه کرد: یک یا دو مورد در زمینه جلوگیری از چاپ مقالات ایرانی در نشریات بین المللی عنوان شده است که دلیل آن نیز مشخص نیست.

سلطانی گفت: در حال حاضر این موضوع جدی نیست و موارد زیادی در این زمینه مشاهده نشده است اما وزارت علوم در صورت جدی شدن اقدامات لازم را انجام خواهد داد.

+ نوشته شده در  86/01/31ساعت 13:0  توسط   | 

 

كاش ميدانستي زندگي با همه وسعت خويش

 

 

محفل ساكت غم خوردن نيست

 

 

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست

 

 

اضطراب هوس ديدين و ناديدن نيست

 

 

زندگي خوردن و خوابيدن نيست

 

 

زندگي  جنبش و جاري شدن است

 

 

از تجلي گه  آغاز  حيات

 

 

تا  به   جايي كه  خدا  ميداند

 

 

 

+ نوشته شده در  86/01/31ساعت 2:26  توسط   | 

در يكي از افسانه هاي صحرايي حكايت مردي آمده كه مي خواهد به آبادي ديگر نقل مكان كند و اثاثش را روي شتر مي گذارد : قاليچه ها ، وسايل پخت و پز ، چمدان پر از لباس و...
و حيوان همه اينها را تحمل مي كند . مرد وقتي مي خواست حركت كند ، به ياد يك پر آبي رنگ زيبا افتاد كه پدرش به او داده بود . رفت پر را پيدا كرد و اورد و روي شتر گذاشت . شتر در زير سنگيني اين بار فرود افتاد و مرد .
حتما آن مرد با خود فكر كرده :
- شترم حتي نتوانست وزن يك پر را تحمل كند !
گاهي ما درباره ديگران همين فكر را مي كنيم ... بدون اينكه بفهميم يك شوخي كوچك ما حكم همان قطره اي را دارد كه كاسه صبر شخصي را لبريز مي كند .  

                                                                       مكتوب دوم اثر پائولو كوئيلو

+ نوشته شده در  86/01/31ساعت 2:17  توسط رنجبران  | 

به مناسبت سالگرد فوتش ...

سال 1358، اولین نشانه ها ی  ناراحتی جسمی و آشکار شدن علائم سرطان خون در سهراب بود. او دی ماه همان سال جهت درمان به انگلستان رفت و اسفند به ایران بازگشت. اما اول اردیبهشت 1359 ، ساعت 6 بعد ازظهردر بیمارستان پارس تهران با دنیا وداع کرد.

سهراب سپهری، مردمی تمام قامت است با روحی بزرگ که برای چون منی نقشها در خاطرات دور و نزدیک دارد. آشنایی با او باز شدن پنجره های تخیل و نو اندیشی را برایم در سنین نوجوانی باز کرد، با سهراب بودن، طی کردن لحظه های خوش زندگی است.

محل تولد سهراب باغ بزرگی در محله دروازه عطا بود. سهراب درباره محل تولدش می گوید : " ... خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. برای یادگرفتن، وسعت خوبی بود. خانه ما همسایه صحرا بود . تمام رویاهایم به بیابان راه داشت... "

هنگامی که به مدرسه رفت، آسمان سیاه بود:" ... مدرسه، خواب های مرا قیچی کرده بود . نماز مرا شکسته بود . مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود . روز ورود، یادم نخواهد رفت : مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند . خودم را تنها دیدم و غریب ... از آن پس و هربار دلهره بود که به جای من راهی مدرسه می شد.... "

و هنگامی که از مذهب می گوید، اذانش را باد گفته است بر سر گلدسته سرو:" ... در دبستان، ما را برای نماز به مسجد می بردند. روزی در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید. مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم. بی آنکه خدایی داشته باشم ... "

کار هم می کرد، به واقع زندگی و شعرش آمیخته جدانشدنی است" خرداد سال 1319 ، پایان دوره شش ساله ابتدایی. دبستان را که تمام کردم، تابستان را در کارخانه ریسندگی کاشان کار گرفتم. یکی دو ماه کارگر کارخانه شدم . نمی دانم تابستان چه سالی، ملخ به شهر ما هجوم آورد . زیان ها رساند . من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادی ها شدم. راستش، حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. اگر محصول را می خوردند، پیدا بود که گرسنه اند. وقتی میان مزارع راه می رفتم، سعی می کردم پا روی ملخ ها نگذارم...."

در آخرین روزهای اسفند سال 1339 سفری به دهلی کرد و پس از اقامتی دوهفته ای در هند به تهران بازگشت. تیرماه سال 1341، پدر سهراب فوت کرد: " ... وقتی که پدرم مرد، نوشتم : پاسبانها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود وگرنه من می دانستم و میدانم که پاسبان ها شاعر نیستند. در تاریکی آن قدر مانده ام که از روشنی حرف بزنم ..."

اکنون، آرامگاه او در صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان است. فضایی ساده  و دوست داشتنی خارج از هر گونه دخل و تصرف ها ، بر سنگ قبر او نوشته اند:

... به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من ...

خدایش بیامرزدش، نشانه ای بود در زمین برای اهل اشاره.

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 17:28  توسط رنجبران  | 

نيمه شبِ پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توى صف اتوبوس

گفتم : سلام حافظ
گفتا عليك جانم

گفتم كجا روى تو گفتا خودم ندانم
گفتم بگير فالى گفتا نمانده حالى

گفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خيالى
گفتم كه تازه تازه شعروغزل چه داري؟

گفتا كه مى سرايم شعر سپيد بارى
گفتم زدولت عشق،گفتا كه كودتا شد

گفتم رقيب گفتا ، او نيز كله پا شد
گفتم كجاست ليلي؟مشغول دلربايي؟

گفتا شده ستاره در فيلم سينمايى
گفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروز

گفتا عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم بگو ز مويش،گفتا كه مِش نموده

گفتم بگو ز يارش ، گفتا ولش نموده
گفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنون

گفتا شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم كجاست جمشيد؟جام جهان نمايش

گفتا : خريد قسطى تلوزيون به جايش
گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه كاره؟

گفتا : شدست منشى در دفتر اداره
گفتم بگو ز اهد آن رهنماى منزل

گفتا كه دست خود را بر دار از سر دل
گفتم ز ساربان گو با كاروان غم ها

گفتا آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم بگو ز محمل يا از كجاوه يا دى
گفتا پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوك مدادى

گفتم كه قاصدك كوآن باد صبح شرقى
گفتا كه جاى خود را داده به فاكس برقى

گفتم بيا ز هد هد جوييم راه چاره
گفتابه جاى هد هد،ديش است وماهواره

گفتم سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا به پست داده آورد يا نياورد‌؟

گفتم بگو ز مشكِ آهوى دشت زنگى
گفتا كه ادكلن شد در شيشه هاى رنگى

گفتم سراغ دارى ميخانه اى حسابى
گفت آنچه بود از دم ، گشته چلوكبابى

گفتم : بيا دوتايى لب تر كنيم پنهان
گفتا نمى هراسى از چوب پاسبانان

گفتم بلند بوده موى تو آن زمان ها
گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها

گفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتي؟
گفتا نديده بودم هالو به اين خرفتى !!!

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 17:25  توسط رنجبران  | 

خدایا

               به داده ونداده وگرفته ات شکر

 

که داده ات نعمت است ونداده ات حکمت

 

 وگرفته ات امتحان.

 

                                       

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 12:36  توسط نصرتي  | 

آثاری با قدمت بیش از ۸هزار سال شامل ظروف سرامیکی وبرنزی وجواهرآلات وابزارآلات ووسایلی

برای آرایش مو وچهره متعلق به تمدنی ناشناخته در نزدیکی دریاچه ای در یونان کشف شده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز این آثار متعلق به ۶هزار سال پیش از میلاد هستند ودر ۲عملیات جداگانه

کاوش که برای دستیابی به آثاری متعلق به دوره نوسنگی وعصر آهن در منطقه آمینتایو در شمال

یونان انجام شدند از دل خاک بیرون آمدند.اکنون آثاری شامل خانه ای ۷۳۰۰ ساله وباقی مانده مواد

غذایی انبار شده در ویرانه هایی متعلق به دوران نوسنگی کشفشدهاند.همچنین تعدادی از قبور

 متعلق به انسان های آن دوران کشف شده که در یکی از آنها که متعلق به دختری بوده آثاری شامل

جواهرآلات ووسایل آرایش چهره ومو کشف شده است. 

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 12:30  توسط نصرتي  | 

mrs & dofs

به من میگن هومن;کلکل نکنید با من

از این به بعد من میگم شما گوش میدید

                                                    

                                                          ?ok

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 12:28  توسط   | 

سکوت

           صدای رسای آفرینش است

 

گوش بسپار به نغمه دل انگیز شکوفایی یک عشق

 

                                            در لابلای بوته های سبز وتازه زندگی

نگاه کن!

             جوانه در سکوت می رویدوگل در سکوت می شکفد...

 

وتو نیز اینگونه!در غوغای غربت وتنهایی ام با شکوه روییدی...

 

به خانه کوچک قلبم ای مهربان خوش آمدی...

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 12:16  توسط نصرتي  | 

بخاطر زیاد بودن متن بصورت لینک زدم

عواقب گناه

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 11:53  توسط محمدزاده  | 

اگه میخواین کلیپ دانلود کنید بخونید

۱.میرین تو سایت http://www.youtube.com

۲.اسم خواننده مورد نظرتون رو مینویسید لیستی از کلیپهاش میاد رو یکیش کلیک کنین

۳.آدرس یو ار ال ور بردارید (کپی بزنید)

۴.برید به سایت http://www.youtube.chaters.ir

۵.یو ار الی رو که کپی کردید اینجا پست کنیدو الی آخر

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 11:47  توسط افتخاری  | 

 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 11:34  توسط محمدزاده  | 

 

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 11:28  توسط محمدزاده  | 

از همان روزي كه دست حضرت قابيل

گشت آلوده به خون حضرت هابيل

از همان روزي كه فرزندان آدم

زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد

آدميت مرد!

گر چه (آدم) زنده بود

از همان روزي كه يوسف را برادرها به چاه انداختند

از همان روزي كه با شلاق و خون ديوار چين را ساختند

آدميت مرده بود

 

بعد دنيا هي پر از آدم شد و  اين آسياب ،

گشت و گشت

قرن ها از مرگ آدم هم گذشت

اي دريغا

آدميت بر نگشت!

 

قرن ما

روزگار مرگ انسانيت است

سينه دنيا ز خوبي ها تهي

صحبت از آزادگي، پاكي ، مروت ، ابلهي ست!

صحبت از موسي و عيسي و محمد نابجاست

قرن موسي چوبه هاست!

 

روزگار مرگ انسانيت است:

من، كه از پژمردن يك شاخه گل

از نگاه ساكت يك كودك بيمار

از فغان يك قناري در قفس

از غم يك مرد در زنجير حتي قاتلي بر دار

اشك در چشمان و بغضم در گلوست

وندر اين ايام زهرم در پياله ، اشك و خونم در سبوست

مرگ او را از كجا باور كنم؟

 

صحبت از پژمردن يك برگ نيست

واي جنگل را بيابان مي كنند

دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان مي كنند

آنچه اين نامردمان با جان انسان مي كنند

 

صحبت از پژمردن يك برگ نيست

فرض كن: مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست

فرض كن: يك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست

فرض كن: جنگل بيابان بود از روز نخست!

در كويري سوت و كور

در ميان مردمي با اين مصيبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت ، مرگ عشق

گفتگو از مرگ انسانيت است

 

فريدون مشيري

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 1:8  توسط رنجبران  | 

 

یک دعای متفاوت 

 

 

 ای خدای بزرگ (پدر آسمانی) ، کمکمان کن تا به خاطر بیاوریم

آن کسی که دیشب در خیابان راه ما را بست ، مادر تنهایی بود که

ان روز بعد از نه ساعت کار می راند که با عجله به طرف خانه اش

برود تا شام درست کند ، به درس بچه ها برسد ،

رخت ها را بشوید و چند دقیقه ی با ارزش را کنار فرزندانش بگذراند.

 

Heavenly father , Help us remember that the jerk who cut

Us off in traffic last night was a single mother who worked

Nine hours that day and is rushing home to cook dinner,

Help whit homework , do the laundry and spend a few

Precious moments with her children.

 

 کمکمان کن تا به خاطر بیاوریم آن مرد جوان ژنده پوش و بی تفاوتی

که تنش را خا لکوبی کرده و بدن اینکه هیچ تغییر مثبتی در زندگی اش بدهد،

شاگرد مدرسه ی مضطرب نوزدهساله ای بود که همه ی حواسش در پی

امتحانات نهایی اش بود و میترسید نتواند برای ترم بعد وام (تحصیلی)

بگیرد و مخارج تحصیلاتش را بپردازد.

 

Help us to remember that the pierced , tattooed,

Disinterested young man who can 't make change

Correctly is a worred 19-year-old college student,

Balancing his apprehension over final exam whit his

Fear of not getting his student loans for next semester.

 

خدایا به یادمان بیاورآن آدم بی تفاوتی که هر روز در یک گوشه نشسته

و گدایی میکند (در حالی که باید کار کند!) اسیر اعتیادی است که ما

فقط میتوانیم آن را در وحشتناک ترین کابوسهای شبانه مان ببینیم.

 

Remind us , Lord ,that the scary looking bum ,

Beggin for money in the same spot every day

(who really ought to get a job!) is a slave to

Addictions that we can only imagine in our worst

Nightmares.

 

کمکمان کن تا به خاطر بیاوریم آن زوج پیری که آهسته و با زحمت

در راهروی فروشگاه ( ضمن سد کرد راه دیگران) قدمی میزنند و

از لحظات خود بهترین استفاده را می برند (اگرچه نتیجه ی آزمایش های

هفته ی قبل زن نشانگر این بود که آخرین سال خرید مشترک آن دو خواهد بود

میخواهند که این لحظه های آخر را با هم مزمزه کنند)

 

Help us to remember that the old couple walking

Annoyingly slow throught the stor aisles and blocking

Oure shopping progress are savoring this moment ,

Knowing that based on the biopsy report she got back

Last week, this will be the last year that they go shopping

Together.

 

ای خدای بزرگ ( پدر آسمانی ) هر روز به یادمان بیاور که از میان همه ی

نعمت هایی که به ما ارزانی داشته ای ، بالاترین آن محبت است،

اگر چه کافی نیست که به عزیزانمان محبت کنیم.

خدایا دلهامان را بگشا ، نه فقط به روی نزدیکانمان ، بلکه به روی همه ی انسانها.

 

Heavenly father, remind us each day that, of all the gifts

You give us, the greatest gift is love. It is not enough to

Share that love whit those we hold dear. Open oure hearts

Not to just those who are close to us, but to all humanity.

 

یاری مان کن تا دیر قضاوت کنیم و زود ببخشیم .

یاری مان کن تا شکیبایی ، همدلی و مهربانی کنیم .

 

Let us be slow to judge and quick to forgive ,

Show patience , empathy and love !

 

                  The End

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 0:53  توسط رنجبران  | 

cat.jpg

به تصویر خوب دقت کنید

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 0:24  توسط حسینی  | 

وقتی نگاهت دم از جدایی می زند به خاطر بیاور که:"عشق با دو هجای صامت پایانی اش تنها یک بخش است!!"

 

باید ببینمت! چرا که روی نوار قلبی ام پیوسته نام تو بود وپزشک نیز بر آخرین نسخه ام تو را تجویز کرد!!!

بیا تا دیر نشده.

 

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق.مرا در خود کشیده ای برمودای من!!!

 

لبخند می زنیم به آسمان به هر جایی که امکان دارد به زمین.

 

خداوند عاشق ماست  

                                    چه سعادتی والاتر از این!!!!!!!

+ نوشته شده در  86/01/29ساعت 22:43  توسط نصرتي  | 

ستارخان , سردار ملي

 

ستار خان از سرداران جنبش مشروطه خواهي ايران، و ملقب به سردار ملي است. در مقاومت تبريز وي جانفشاني‌هاي بسياري کرد.

مقدمه

ستار قره‌داغي سومين پسر حاج حسن قره داغي در سال 1285 ق ( 1868 ميلادي) به دنيا آمد. او از اهالي قره‌داغ آذربايجان بود که در مقابل قشون عظيم محمد علي شاه پس از به توپ بستن مجلس شوراي ملي و تعطيلي آن که براي طرد و دستگير کردن مشروطه خواهان تبريز به آذربايجان گسيل شده بود ايستادگي کرد و بناي مقاومت گذارد. وي مردم را بر ضد اردوي دولتي فرا خواند و خود رهبري آن را بر عهده گرفت و به همراه ساير مجاهدين و باقرخان سالار ملي مدت يک سال در برابر قواي دولتي ايستادگي کرد و نگذاشت شهر تبريز به دست طرفداران محمد علي شاه بيفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان، به زمان کودکي اش بر مي‌گشت. او و دو برادر بزرگ‌ترش اسماعيل و غفار از کودکي علاقه وافري به تيراندازي و اسب سواري داشتند، اما اسماعيل فرزند ارشد خانواده در اين امر پيشي گرفته بود و شب و روزش به اسب تازي، تيراندازي و نشست و برخاست با خوانين و بزرگان سپري مي‌شد، سرانجام او در پي اعتراض به حاکم وقت دستگير و محکوم به اعدام شد. اين امر کينه‌اي در دل ستار ايجاد کرد و نسبت به ظلم درباريان و حکام قاجاري خشمگين شد.

جواني

ستار در جواني به جرگه لوطيان (جوانمردان، يا اهل فتوت) محله اميرخيز تبريز درآمد و در همين باب در حالي که به دفاع از حقوق طبقات زحمتکش بر مي‌خاست با مأمورين محمدعلي شاه درافتاد و به ناچار از شهر گريخت و مدتي به راهزني مشغول شد، اما از ثروتمندان مي‌گرفت و به فقرا مي‌داد. سپس با ميانجيگري پاره‌اي از بزرگان به شهر آمد و چون در جواني به درستي و امانتداري در تبريز شهرت داشت به همين دليل مالکان حفاظت از املاک خود را به او مي‌سپردند. او هيچ گاه درس نخواند و سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما هوش آميخته به شجاعتش و مهارت در فنون جنگي و اعتقادات مذهبي و وطن دوستي اش، او را در صف فرهيختگان عصر قرار مي‌داد.

مقاومت

او در مدت يازده ماه از 20 جمادي الاول 1326 ق تا هشتم ربيع الثاني 1327 ق رهبري ِ مجاهدين تبريز و ارامنه و قفقازي‌ها را بر عهده داشت و مقاومت شديد و طاقت فرساي اهالي تبريز در مقابل سي و پنج الي چهل هزار نفر قشون دولتي، با راهنمايي و رهبريت او انجام گرفت، به طوري که شهرت او به خارج از مرزهاي کشور رسيد و در غالب جرايد اروپايي و امريکايي هر روز نام او با خط درشت ذکر مي‌شد و درباره مقاومت‌هاي سرسختانه وي مطالبي انتشار مي‌يافت.

در اواخر کارِ محاصره تبريز قواي روسيه با موافقت دولت انگليس به سوي تبريز آمد و راه جلفا را باز کرد. قواي دولتي با ديدن قواي روس به تهران بازگشت و محاصره تبريز پايان گرفت، اما ستارخان حاضر به اطاعت از دولت روس نشد و در اواخر جمادي الثاني 1327 ق (اواخر ماه مه 1909 م) به ناچار با همراهانش به قنسول خانه عثماني در تبريز پناهنده شد. در منابع ذکر شده‌است که ستارخان به کنسول روس (پاختيانوف) که مي‌خواست بيرقي از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زينهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من مي‌خواهم که هفت دولت به زير بيرق دولت ايران بيايند. من زير بيرق بيگانه نمي‌روم.»

پس از عقب نشيني قواي روس مردم شهر به رهبري ستارخان در برابر حاکم مستبد تبريز رحيم خان قد علم کردند و او را از شهر بيرون راندند، اما اندکي بعد ستارخان در زير فشار دولت روس، دعوت تلگرافي ِ آخوند ملامحمدکاظم خراساني و جمعي از مليون را پذيرفت و با لقب سردار ملي به سوي تهران حرکت کرد. در اين سفر باقرخان سالار ملي نيز همراه او بود.

هدف دولت مشروطه از اين اقدام که به بهانه تجليل از ستارخان و باقرخان صورت گرفته بود در واقع کنترل آذربايجان و خلع سلاح مجاهدين تبريز بود. روز شنبه 7 ربيع الاول سال 1328 ق در شب عيد نوروز، جمعيت زيادي از مردم و رجال شهر از جمله يپرم خان ارمني براي وداع با ستارخان و باقرخان جمع شدند و آنان درميان هلهله جمعيت از منزل خود بيرون آمدند و به سوي تهران حرکت کردند. در بين راه نيز در شهرهاي ميانه، زنجان، قزوين و کرج استقبال باشکوهي از اين دو مجاهد راستين آزادي به عمل آمد و هنگام ورود به تهران نيمي از شهر براي استقبال به مهرآباد شتافتند و در طول مسير چادرهاي پذيرايي آراسته با انواع تزيينات، و طاق نصرت‌هاي زيبا و قالي‌هاي گران قيمت و چلچراغ‌هاي رنگارنگ گستردند. در سرتاسر خيابان‌هاي ورودي شهر، تابلوهاي زنده باد ستارخان و زنده باد باقرخان مشاهده مي‌شد. تهران آن روز سرتاسر جشن و سرور بود. ستارخان پس از صرف ناهار مفصلي که در چادر آذربايجاني‌هاي مقيم تهران تدارک ديده شده بود به سوي محلي که براي اقامتش در منزل صاحب اختيار (محلي در خيابان سعدي کنوني) در نظر گرفته بودند رفت. او مدت يک ماه مهمان دولت بود، اما به دليل وجود سربازان و کمي جا دولت، محل باغ اتابک (محل فعلي سفارت روسيه) را به اسکان ستارخان و يارانش و محل عشرت آباد را به باقرخان و يارانش اختصاص داد. پس از چند روزي که نيروهاي هر دو طرف در محل‌هاي تعيين شده اسکان يافتند مجلس طرحي را تصويب نمود که به موجب آن تمامي مجاهدين و مبارزين غيرنظامي از جمله افراد ستارخان و خود او مي‌بايست سلاح‌هاي خود را تحويل دهند. اين تصميم به دليل بروز حوادث ناگوار و ترور مرحوم سيد عبدالله بهبهاني و ميرزاعلي محمدخان تربيت از سران مشروطه گرفته شده بود.، اما ياران ستارخان از پذيرفتن اين امر خودداري کردند. به تدريج مجاهدين ديگري که با اين طرح مخالف بودند به ستارخان و يارانش پيوستند و اين امر موجب هراس دولت مرکزي شد. سردار اسعد به ستارخان پيغام داد که «به سوگندي که در مجلس خورديد وفادار باشيد و از عواقب وخيم عدم خلع سلاح عمومي بپرهيزيد.»، اما باز ياران ستارخان راضي به تحويل سلاح نشدند.

مرگ

بعدازظهر اول شعبان 1328 ق قواي دولتي، که جمعا سه هزار نفر مي‌شدند به فرماندهي يپرم خان، يار قديمي ستارخان در تبريز و رئيس نظميه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پيغام، هجوم نظاميان به باغ صورت گرفت و جنگ بين قواي دولتي و مجاهدين آغاز گشت. در اين جنگ قواي دولتي از چند عراده توپ و پانصد مسلسل شصت تير استفاده کردند و به فاصله 4 ساعت 300 نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند. ستارخان راه پشت بام را در پيش گرفت، اما در مسير پله‌ها در يکي از راهروهاي عمارت تيري به پايش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکي بعد قواي دولتي او را دستگير کردند و به منزل صحصام السلطنه بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند ( 30 رجب 1328 ق).

بعد از اين وقايع، ستارخان خانه نشين شد و پزشکان حاذق براي مداواي پاي او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جايي نرسيد و در تاريخ 28 ذي الحجه 1332 هـ. ق ( 25 آبان 1293 ش / 16 نوامبر 1914 م) در تهران دار فاني را وداع گفت و در باغ طوطي در جوار بقعه حضرت عبدالعظيم حسني در شهرري درحالي که هزاران هزار تهراني با چشماني گريان جنازه او را تشييع مي‌کردند به خاک سپرده شد. او هنگام فوت حدود 53 سال داشت.

منبع:

تبيان آذربايجان شرقي

+ نوشته شده در  86/01/29ساعت 10:35  توسط محمدزاده  | 

1 ) مرتفع ترين

مرتفع ترين پايتخت جهان شهر لاپاز، در بوليوي است. اين شهر 12 هزار پا از سطح دريا ارتفاع دارد.

2 ) بلندترين صداي جهان

بلندترين صداي جهان صداي گردش زمين به دور خودش مي باشد و آنقدر شديد است که اگر ما بشنويم فورآ خواهيم مرد

3) زيبا ترين و بلند ترين ساختمانها

ساختمان هاي شهر نيويورک در کشور آمريکا، بزرگ ترين و بهترين ساختمان هاي جهان معرفي شدند.

4 ) بلندترين کوه هاي جهان

عموما فکر مي شود که بلندترين کوه هاي جهان در تبت قرار دارد .ولي اگر خاطرات مسافران به قطب جنوب برسي شود , آنان از کوه هايي صحبت کرده اند که بسيار بلندتر از اورست است .

5 ) بلندترين بادگير

بلندترين بادگير در ايران در شهرستان ابرکوه در استان يزد قرار دارد.اين باد گير زيبا به صورت يک بادگير بزرگ در پايين ويک بادگيرکوچکتر برروي آن مي باشد.اين بادگير در خانه آقازاده قرار داردو
مربوط به عصرقاجار مي باشد

6 ) بلندترين جراثقال سيار

جراثقال 810 تني مارک " روزن کرانزک 10001 " بلندترين جراثقال سيار در جهان است. قدرت بالابري ( حداکثر وزن بار ) آن 984 تن و طول بازوي متحرک آن 202 متر است.

7 ) بلندترين طناب

براي مسابقات طناب کشي که در جشنواره سالانه ناهاسيتي ( در اوکيناواي ژاپن ) در اکتبر 1995 برگزار شد، طنابي به طول 172 متر و قطر 1/54 متر از الياف گياه برنج تهيه گرديد. وزن اين طناب عظيم الجثه 26/73 تن بود.

8 ) بلندترين مجتمع آپارتماني

ساختمان 100 طبقه موسوم به جان هنکاک سنتر در شهر شيکاگو، با 343/5 متر ارتفاع ، بلندترين مجتمع آپارتماني در جهان به شمار مي رود.

9 ) بلندترين ساختمان بانک

ساختمان 72 طبقه فرست بنک تاور (First Bank Tower) بانک مونترال در شهر تورنتو در کانادا با 284/98 متر ارتفاع ، بلندترين ساختمان بانک در جهان است.

10 ) بلندترين شمع

بلندترين شمع جهان در نمايشگاه استکهلم در سال 1897 به نمايش گذاشته شد که ارتفاعش 24/38 متر و قطرش 2/59 متر بود

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 1:12  توسط رنجبران  | 

پژوهشگران مي‌گويند تماس با باكتريهاي مفيد خاك، با تقويت دستگاه ايمني بدن مانند داروهاي ضد افسردگي، در بهبود روحيه افراد موثر است.

به گزارش پايگاه اينترنتي لايوساينس، پژوهشگران دسته‌اي از موشها را در معرض ميكرب بي‌ضرر خاك يعني "‪ "Mycobacteroum vaccae‬قرار دادند، سپس آنها را مورد آزمايشي قرار دادند كه براي بررسي اثربخشي داروهاي ضد افسردگي روي آنها، انجام مي‌شود.

موشها مدت پنج دقيقه در يك ظرف آب قرار داده شدند تا مدت زماني كه به شنا كردن و تلاش براي نجات ادامه مي‌دهند مشخص شود. محققان دريافتند موشهايي كه در معرض باكتري قرار گرفته بودند بسيار بيشتر از موشهاي گروه شاهد به تلاش خود ادامه دادند.

كريس لوري سرپرست اين مطالعه از دانشگاه بريستول در انگليس مي‌گويد موشهاي گروه اول شيوه رويارويي فعالتري داشتند.

موشهايي كه داروهاي ضد افسردگي دريافت كردند عزم بيشتري براي فرار داشتند. اين يافته‌ها در شماره آنلاين مجله "‪ "Neuroscience‬منتشر شده است.

نتايج اين مطالعه مشابه يك تحقيق پزشكي است كه چند سال پيش انجام شد و طي آن بيماران سرطاني با باكتري تحت درمان قرار گرفتند. در اين مطالعه بهبود قابل توجهي در كيفيت زندگي اين بيماران مشاهده شد.

از آنجا اين باكتري عمر بيماران را طولاني‌تر نمي‌كند، ديگر به عنوان درماني براي سرطان مورد توجه نيست. با اين حال بيماران سرزندگي بيشتر، افزايش عملكرد قواي ادراكي و كاهش درد را گزارش دادند.

دانشمندان هنوز نمي‌دانند اين باكتري چگونه روحيه را بهبود مي‌بخشد.

پژوهشگران مي‌گويند ميكرب‌ها سلولهاي ايمني را وادار به آزاد كردن ماده شيميايي "سيتوكين" مي‌كنند و از اين طريق بطور غيرمستقيم بر مغز تاثير مي‌گذارند.

برخي از اين مواد شيميايي مي‌توانند اعصابي را كه پيامها را از بدن به مغز مي‌برند فعال كنند.

تحريك اعصاب برخي ياخته‌هاي عصبي مغز را وامي‌دارد ماده شيميايي سروتونين در قشر پيشاني مغز آزاد كنند. از جمله فعاليتهاي اين ناحيه از مغز تنظيم روحيه است. با آنكه تعداد بسيار كمي از ياخته‌هاي عصبي در مغز سروتونين مي‌سازند، اما اين ياخته‌ها در تمام قسمتهاي مغز فعاليت دارند.

دانشمندان علت بروز افسردگي را فقدان سروتونين در مغز مي‌دانند.

در مطالعات قبلي تماس با باكتري در اوان كودكي با ايمني در برابر آسم و آلرژي‌ها در بزرگسالي مرتبط شناخته شده است. كشف جديد "فرضيه بهداشت" را قوت مي‌بخشد و نشان مي‌دهد تماس با باكتري نه تنها دستگاه ايمني را تقويت مي‌كند بلكه آسيب پذيري در برابر بيماريهايي مانند افسردگي را نيز كاهش مي‌دهد.

اين مطالعات به درك نحوه ارتباط بدن با مغز و پي بردن به اهميت دستگاه ايمني در سلامت رواني كمك مي‌كند.

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 1:4  توسط   | 

 

bazi ba booshe khereft
+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 0:26  توسط حسینی  | 

[IMG]http://i14.tinypic.com/30vosbk.jpg[/IMG]
+ نوشته شده در  86/01/27ساعت 18:20  توسط رنجبران  | 

دعوت به همكاري

در راستاي افزايش گنجينه لغات زبان تخصصي اينجانب ،رامين روجائي اقدام به تهييه فايل اكسل لغات استاتيك كرده ام و براي تكميل آن نياز به همكاري دارم

+ نوشته شده در  86/01/26ساعت 16:34  توسط روجائي  | 

+ نوشته شده در  86/01/26ساعت 14:20  توسط رنجبران  | 

يه روز به يك ماره ميگن جرا افسورده اي ؟ ميگه اخه دو سال بود با دوختر همسايهمون دوست بودم اخر فهميدم يك تيكه شيلنگ بوده
ملا نصرالدين خرش رو گم كرده بود و داشت خدا رو شكر ميكرد ازش ميپرسن: ملا چرا داري اينقدر شكر ميكني؟ ملا ميگه: خدارو صد هزار مرتبه شكر من سوار خر نبودم وگرنه الان خودم هم با اون زبان بسته گم شده بودم
يه ابادانيه ميخواست فرار كنه خارج ولي راهشو بلد نبود رفت لب مرز ديد بعضي ها ميرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور مي كنن خوشحال شدكه راهشو پيدا كرده. رفت نزديك مرز و رفت تو پوست يه گوسفند همينكه رسيد به مرز پليس دستگيرش كرد وبه زندان انداخت.از پليسه پرسيد: اين همه ادم رفتند تو پوست گوسفند واز مرز عبور كردند چطور شد كه شما فقط منو ديدي؟ پليسه گفت : اخه پدرسوخته كدوم گوسفنديه كه عينك ريبون ميزنه؟
يك بابايي حواسپرتي داشته، ميره كلاس "مِديتيشن" (شرمنده اسمش تخميه، ديگه همينه كه هست!). يك روز رفيقش ازش ميپرسه: رضا ديروز عصركجا بودي؟ - كلاس داشتم. - ااِاِِ.. ايول بابا... كلاس چي؟ - ... ... اي بابا... يادم رفته اسمشو... چي بود ... يك جور اسم گل بود به گمونم! - رز؟ - نه. - شقايق؟ - نه - نرگس؟ - آهاا! ايول... نرگس جون، قربونت يك دقيقه از آشپزخونه بيا، بگو اسم اين كلاسي كه من ميرم چيه؟
يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين
يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم
يه روز يه فيله داشت تو رودخونه شنا ميكرد يه مورچه مياد بيرون ميگه:‌آقا فيله يه دقه مياي بيرون فيله ميگه : واسه چي مورچه ميگه : يه دقه بيا فيله هم مياد بيرون مورچه خوب فيله رو نگا ميكنه بعد ميگه: خوب هيچي برو فيله كلافه ميشه ميگه: دددددددددد يعني چي مورچه ميگه : هيچي فكر كردم كه مايومو تو پوشيدي!!!
دوتا مگس سر يه گه نشسته بودن داشتن گه خوري ميكردن مگس اوليه ميگه:‌ميدوني اين گهي كه ما ميخوريم مال يكي كه اسهال شده بود مگس دومي ميگه: ااااااااااااااااااااااااااااا سر غذا حالم به هم نزن!!!
صفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به رانندهه ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه!!
 نفر به دوستش ميگه من ديشب خواب ديدم دوتايي رفتيم اون دنيا؛مارو بردن يه جايي كه يه حوض پراز عسل ويك حوض پر از گه وكثافت بود بعد گفتند هركدومتون بپريد تو يكي از اين حوضها توهم زود پريدي توحوض عسل منهم مجبورشدم برم تو حوض گه .دوستش خودشو باد ميكنه وميگه ما اينيم ديگه خوب بعدچي شد؟يارو ميگه هيچي بعدش گفتند بياييد بيرون وهمديگرروليس بزنيد
+ نوشته شده در  86/01/26ساعت 12:26  توسط نجیبی  | 

دوستان سلام .

همونطور  که حتما تا الآن فهمیدید امروز ۲۶ فروردین تولد منه . البته ۳ روز پیش تولد احد بود پس با ۳ روز تاخیر : احد تولدت مبارک ... .

و امروزم تولد منه. پس قبل از همه خودم تولدمو به خودم تبریک میگم ایشااله که ۱۰۰۰ ساله بشم.

اما امروز به جز تولد من تولد یه اسطوره دیگه هم هست. یه اسطوره سینما. که اتفاقا هردوی ما در یک روز ولی با اختلاف ۱۰۰ سال (!!!) متولد شدیم و تاریخ تولد هردومون به میلادی میشه ۱۶ آپریل ۸۹.

حتما فهمیدید که اون اسطوره کیه ؟؟؟

آره اون کسی نیست جز چارلی چاپلین .

به همین مناسبت یه بیو گرافی و کلی عکس از چارلی واستون گذاشتم. آخه من خودم خیلی با فیلمهاش حال میکنم و اکثرشون رو هم دارم.

توصیه میکنم حتما بخونید :

ابتدا توجه شما را به قسمتی از موسیقی فیلم عصر جدید که ساخته چارلی چاپلین هست جلب می کنیم.حتما این آهنگ رو شنید.میتونید این آهنگ رو واسه رینگتون گوشیتون هم بذارید مثل من .به ملودی های زیبای تم اول و دوم آن دقت کنید.(حتما دانلودش کنید ) Audio File قسمتی از موسیقی فیلم عصر جدید

 

چارلز اسپنسر چاپلین در 16 آوریل سال 1889 در یک خانواده انگلیسی به دنیا آمد. کودکی او در صحنه های سرگرم کننده تفریحی می گذشت ، به همین خاطر از همان کودکی به هنرهای نمایشی روی آورد. او دوران کودکی و جوانیش را در فقر و تنگدستی گذراند و به همین خاطر در طول عمر همدردی عمیق خود را نسبت به تنگ دستان حفظ کرد.

چاپلین در سال 1913 در کمپانی کی استون به عنوان بازیگر سیار نمایش های وودویل استخدام شد و در نخستین فیلمش به نام در تلاش معاش نقش یک شیک پوش تیپیک را بازی کرد اما در دومین فیلمش به نام مخمصه غریب میبل در شکل یک ولگرد کوچولو ظاهر شد ، نقشی که بعد ها او را مشهور کرد و از یک فرد عامی به یک فرد مهم بدل کرد.

 


ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/01/26ساعت 1:9  توسط رنجبران  | 

 

انجمن علمی مواد برای ویژه نامه شماره ۲ «پاتیل» روز دوشنبه         ۲۷/۰۱/۸۶ ساعت ۱۱ صبح در ساختمان ب-۱ کلاس ۲ جلسه دارد عزیزانی که علاقه به همکاری در ویژه نامه شماره ۲ را دارند میتوانند حضور بهم رسانند.

ویژه نامه پاتیل ۱ نیز تا روز یکشنبه ۲۶/۰۱/۸۶ آماده  خواهد شد و عزیزان میتوانند با مراجعه به دفتر انجمن آن را دریافت نمایند .  

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 14:4  توسط محمدزاده  | 

در پرتيراژترين روزنامه ايران(به ادعاي خود جام جم البته) تا چه اندازه دقت و نظارت وجود دارد!؟....

در تصوير به كار رفته در شماره ۲۳ فروردین جام جم ، آلبرت انيشتين در حال نوشتن مطلبي بر روي تخته سياه است كه در نگاه نخست به نظر مي رسد متني انگليسي بر روي آن نوشته شده است

 متن واقعي كه با حروف انگليسي ولي با جمله بندي فارسي بر روي تخته ديده مي شه :عجب غلطي كردم اين اتم و اينا رو راه انداختم!!بابا محمود جون بي خيال شو جون من! 

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 13:49  توسط رنجبران  | 

 برای اخرین بار

می توان رشته ان تار شکست

می توان کاسه ان تار شکست

می توان گفت نزن بر ان طبل گران

چکاوک اما نتوان گفت نخوان.

                          امید وارم همیشه بخوانید اما، نه فاش

                           بلکه چنان بخوانید که بر دل نشیند.

                                                                    

+ نوشته شده در  86/01/23ساعت 0:50  توسط رنجبران  | 

+ نوشته شده در  86/01/22ساعت 17:41  توسط نجیبی  | 

ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن    بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیدم

ای نوازش تو بهترین امید زیستن          من زاوج لذتی نگفتنی گذشتم

در درشهرستان عشق رشته کوهی است به نام محبت

دراین رشته کوه رودی جاری است به نام صفا

این رود به آبریزی میریزد به نام وفا

همه به آه بلندی میریزند به نام وداع...

دزیرنخل بلند ارزوها می نشینم مرغ خیال را به کرانه های دور پرواز می دهم با خود می اندیشم چقدر زیبا بوداگر...

درروی زمین با تلاقی بنام غرور نبودوهیچ کس را در کام خود نمی کشاندبا خود میاندیشم چقدر زیبا بود اگر...

در ساحل محبت وفاداری و صمیمیت گام بر می دا شتم.

چقدر زیبا بوذ . چه خوب می شد اگر...

شربت تلخ بی وفا یی در کام هیچ رنج دیده ای ریخته نمی شدوهیچ انسانی با تیغ زهر الود تحقیراز پای در نمی امد.چقدر زیبا بود اگر...

هیچ کس در زندان سرد وتاریک تنهایی محبوس نمی شد.  خوب می شد اگر...

دوباره باز می گشتی وغمها تنهایی ها را در هم می شکستی.

به تو مي انديشم اي سراپا همه خوبي  تك و تنها به تو

 مي انديشم همه وقت همه جا من به هر حال كه باشم به تو مي

انديشم   تو بدان اين را تنها تو بدان  تو بيا تو بمان بامن  تنها

توبمان

 

آهنگهای جدید دی جی نگار‌‌‌‍* صوتي*

 ای خدای مهربون

 قایم موشک

 همین حالا بگو

 یه کمی من دوستم داشته باش

 

وقتي كه با شبنم نگات ميگرفتم وضو

دوباره ديدن تو واسم شده يه ارزو

ميخوام واسه اخرين بار بگيرمت در اغوش

شايد كه اين بار غمت بشه واسم فراموش

واست نوشتم نامه اي شايد دلت بسوزه

نيستي اما دوست دارم هنوزم كه هنوزه

غم غربت چشات مثل غروب درياست

نشسته در نگاه من يه دنيا عشق و التماس

بد جور دلم تنگه واست ميخوام كه باز ببينمت

ستاره ي سهيلمي از اسمون بچينمت

واست نوشتم نامه اي شايد دلت بسوزه

نيستي اما دوست دارم هنوزم كه هنوزه

-------------------------------------------------------------------------------------

من توروتابينهايت ميپرستيدم ولي هرگزنفهميدي

التماست كردمو در خود شكستم غرورم و بازم نفهميدي

عاشق نبودي تا كه بفهمي دردم و احساسمو

هرگز نخواستي تاكه ببيني ناله هاي قلبمو

دلم شكستي برو دلمو شكستي برو

برو ديگه نه نميخوامت

دلم شكستي برو دلمو شكستي برو

فقط اينه جوابت

برو برو ديگه نه نميخوامت

به پاي تو نشستم از عشقت مست مستم

دلمو شكستي اما هنوز عاشقت هستم

از يادمن نميري مردم از اين اسيري

چه كار كنم كه امروز از عشق من تو سيري

دلم شكستي برو دلمو شكستي برو

برو ديگه نه نميخوامت

دلم شكستي برو دلمو شكستي برو

فقط اينه جوابت

برو برو ديگه نه نميخوامت

-------------------------------------------------------------------------------------

رفتي سفركه من فراموشت كنم

ازيادم بري ترك اغوشت كنم

نگو كه من عاشق وعاشقتر شدم

از اولش ديوانه تر بد تر شدم

-------------------------------------------------------------------------------------

نگات يادم نميره كه اتيش به جون ميزنه

نگذر از عشق به سادگي نگذر از اين دلداگي

بي تو چه جوري زندگي؟

بي تو نميشه زنده بود

عشق تو قلبمو ربود

پيوسته يا اي تاروپود

با تو جهنمم بهشت خدا رو قلب من نوشت

تويي كتاب سرنوشت

اشكم امون نميده

عكساتو باز ببينم

برگرد تو اي همه كسم

برگرد تو اي هم نفسم

نيستي و من دلواپسم

بي تو نميشه زنده بود

عشق تو قلبمو ربود

پيوسته يا اي تاروپود

با تو جهنمم بهشت خدا رو قلب من نوشت

تويي كتاب سرنوشت

...............................................................................................

كو خوبي كدوم مهر ما كه چيزي نديديم

از اين دنياي شيرين فقط سختي چشيديم

كدوم قه كدوم شانس ما كه شانسي نداريم

داريم پشت سر هم همش هي بد مياريم

ما خون جگر خورديمو سوختيمو ساختيم

به جرم زنده بودن همه هستي رو باختيم

اخه از تو چه پنهون دلم دست خودم نيست

ديگه اين چشم و اون چشمي كه عاشقش شدم نيست

+ نوشته شده در  86/01/22ساعت 16:35  توسط نجیبی  | 

هرکی نظر نده کچل بشه
+ نوشته شده در  86/01/22ساعت 15:43  توسط   | 

موسسه فتوژورناليسم از ميان عكس هاي ارسال شده اين سه عكس را شايسته عنوان برترين عكس هاي سال 2006 دانسته است.

عصر ايران ـ دو مرد فلسطيني كه خود را از اعضاي گروه جهاد اسلامي معرفي كرده اند به يك مرد در ميدان عمومي شهر كرانه غربي در جنين شليك مي كنند. شهود و اعضاي جهاد اسلامي اعلام كردند: اين مرد كه در برابر صدها نفر اعدام شد به دادن اطلاعات به نيروهاي اسراييلي و كمك به آنان در قتل دو فلسطيني متهم شده است. اين متهم كه نامش باسم ملاح و 22 ساله بود در شهر عربي ـ اسراييلي "ام الفهم" كار مي كرده است.


عكس از محمد بالاس عكاس AP



پليس ضدشورش كره جنوبي براي آرام كردن يك تظاهرات در شهر پيونگ تائك در 65 كيلومتري جنوب سئول و در نزديكي پايگاه نظامي هومفريس آمريكا به خشونت متوسل شده است. پليس با استفاده از باتوم، به مردم و دانشجوياني كه به گسترش پايگاه نظامي آمريكا و ايجاد مراكز فرماندهي جديد در كره جنوبي اعتراض كرده اند پاسخ مي دهد.


عكس از سئوكيونگ لي عكاس بلومبرگ نيوز



اجساد بي جان كودكان كشته شده در بمباران قانا توسط نيروهاي اسراييلي به سمت آمبولانس ها برده مي شود. در حمله 30 جولاي دست كم 16 كودك جان خود را از دست دادند كه نكته اي قابل تامل در جنگ 33 روزه بود.


عكس از كارولين كول عكاس لس آنجلس تايمز


+ نوشته شده در  86/01/22ساعت 15:35  توسط   | 


چندي پيش گزارشي از مردي که به نظر مي‌رسيد باردار است منتشر شده است، شکم اين مرد که سانجو باگات نام دارد به طور ناگهاني ورم کرده و به نظر مي‌رسيد که در حال زايمان مي‌باشد.

او که در شهر ناگپور در هند زندگي مي‌کند مي‌گويد در تمام طول زندگي از شکم متورم بزرگ خود احساس خجالت و ناراحتي مي‌کرده است، ولي بالاخره يک شب ناراحتي ظاهري او به نگراني بسيار بزرگتري تبديل شد و او را به سرعت راهي بيمارستان کردند.

در ابتدا پزشکان فکر مي‌کردند که غده سرطاني بزرگي در شکم باگات وجود دارد بنابراين تصميم به جراحي و خارج‌سازي آن از شکم مرد گرفتند. پزشکان فکر مي‌کردند که اين تومور به قدري بزرگ است که به ديافراگم وي فشار وارد آورده و تنفس او را با مشکل رو به رو کرده است.

ولي آنها پس از آغاز جراحي متوجه پديده عجيبي شدند که تاکنون با آن برخورد نداشتند، بعد از شکافت عميق شکم مرد يک گالن حاوي مايعات در شکم او پاره شد و سپس اتفاق بسيار عجيبي رخ داد که حيرت همگان را برانگيخت.

پزشکان متوجه تعداد بسيار زيادي استخوان در داخل شکم مرد شدند، در ابتدا يک عضو از بدن و سپس عضو ديگري، مقداري مو، يک فک و قسمت‌هايي از اعضا تناسلي را از شکم مرد خارج کردند.

در داخل شکم باگات يک موجود ناقص وجود داشت که پا و دست کاملا شکل گرفته و کامل ناخن‌هاي بسيار بلند داشت.

در ابتدا به نظر مي‌رسيد که اين مرد هندي باردار بوده و بچه‌اي در شکم خود پرورش داده ولي گروه پزشکي بيمارستان هند متوجه شدند که برادر دوقلوي باگات در شکم وي قرار داشته که به تدريج در شکم او رشد پيدا کرده و به قدري بزرگ شده که زندگي او را به خطر انداخته است.

«جنين در جنين» يکي از شگفت انگيزترين پديده‌‌هاي پزشکي در دنيا به شمار مي‌آيد. جنين که در درون جنين ديگر قرار دارد از خون دوقلوي خود حتي بعد از تولد همچنان تغذيه مي‌کند تا جايي‌که کاملاً رشد کند.

پزشکان هندي خاطر نشان کرده‌اند که تاکنون کمتر از 90 مورد جنين در جنين در تاريخ پزشکي در دنيا مشاهد شده است.

+ نوشته شده در  86/01/22ساعت 15:33  توسط   | 

 

 بمبی که چهار سرباز انگلیسی را کشت احتمالاً ساخت ایران بود.

فرمانده پليس بصره امروز گفت بمبی که روز پنج شنبه چهار سرباز بريتانيائی، از جمله دو زن را کشت، از نوعی است که تا کنون در جنوب عراق استفاده نمی شده است .

اين فرمانده پليس عراق از کشور خاصی نام نبرد اما گفته می شود اين نوع بمب ها که در کنار جاده کار گذاشته می شوند ساخت ايرانند.

آمريکا بارها جمهوری اسلامی را متهم کرده است که اين نوع وسايل انفجاری را در اختيار گروه های شيعه افراطی در عراق قرار می دهد.

تونی بلر، نخست وزير بريتانيا روز پنج شنبه پس از انتشار خبر کشته شدن چهار سرباز اين کشور در بصره ،احتمال کشته شدن اين سربازان را توسط وسايل انفجاری ساخت ايران مطرح کرد.

دولت بريتانيا اعلام کرده است که در حال تحقيق درمورد اين انفجار است.

+ نوشته شده در  86/01/21ساعت 22:46  توسط روجائي  | 

 

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزا بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.
+ نوشته شده در  86/01/21ساعت 22:27  توسط رنجبران  | 

+ نوشته شده در  86/01/21ساعت 1:8  توسط حسینی  | 

۱-دردنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است

۲-هميشه غمگين ترين و رنج آورترين لحظات آدم توسط همون كسي ساخته ميشه كه شيرين ترين و بياد موندني ترين لحظات رو براي آدم بوجود آوردن

۳-وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن. براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو. ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه. حالا فهميدي چرا اب دريا شووره  ؟!

+ نوشته شده در  86/01/21ساعت 0:47  توسط رنجبران  | 

کاش مي دانستيم زندگي کوتاست
کاش از ثانيه هاي زندگي لذت مي برديم
کاش قلبي رو براي شکستن انتخاب نمي کرديم
کاش همه را دوست داشتيم
کاش معني صداقت را ما هم مي فهميديم
کاش هيچ کودک فقيري ديگر خواب نان تازه وداغ را نمي ديد
کاش دلهايمان دريايي مي شد
کاش مي فهميديم زندگي زيباست
و
لذت مي برديم تا نهايت
کاش ميدانستيم که ما نمي دانيم فردا برايمان چه اتفاقي مي افتد
کاش بهانه اي براي ناراحت کردن دلهاي زخم خورده نبود
کاش...
کاش...
کاش...

دو سه تا کاش هم شما اضافه کنید

+ نوشته شده در  86/01/20ساعت 19:14  توسط رنجبران  | 

ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری connect نشی! ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره! ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو! ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه! ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن! ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه! ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن! ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !! ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه! ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد! ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵! ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰ ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق! ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو! ضدحال يعنی history پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه! ضدحال يعنی نفر ۱۱کنکور شدن! ضدحال يعنی پژو RD! ضدحال يعنی فیلم ژاپنی! .ضدحال يعنی id caller داشتن! ضدحال یعنی عشق یه طرفه! ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰! ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد! ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن! ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن! ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن! ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه! ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه! ضدحال یعنی با gf-ات بری کافیشاپ دخترخالتو ببینی! ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه! ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی! ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!
+ نوشته شده در  86/01/18ساعت 17:22  توسط   | 

 

خواهم در خانه ات اکنون شوم ، ای یار نشد

ماهی برکه جیحون شوم ، ای یار نشد

 

در ره عشق سبک بال گشودم پر پرواز

تا همای آسمان نیلگون شوم ، ای یار نشد

 

میکده ها بربستم تا از ین سو دلم آزاد شود

بلکه هوشیار به تو مجنون شوم ، ای یار نشد

 

خرم آن روز دعای سحرم را براتی گیرم

با پیک سحر صاحب قارون شوم ، ای یار نشد

  

 

                                       

+ نوشته شده در  86/01/18ساعت 17:10  توسط   | 

با سلام

 

در مورد تشکیل کلاسها که از چهاردهم باشه یا هیجدهم

 

لطفا بحث کنین تا نتیجه بگیریم.

+ نوشته شده در  86/01/18ساعت 0:5  توسط محمدزاده  | 

در این گونه چیدمان اتمی،اتمها در رئوس و مرکز دو قاعده شش ضلعی یک منشور شش وجهی قرار می گیرند. البته در فاصله نصف ارتفاع نیز سه اتم جای خواهند داشت. مطابق اشکال زیر:

درشكل تشابه و نزديكي اين شبكه را با شبكه fcc مي توان مشاهده كرد. در این شبکه ها به شعاع شش ضلعی منتظم قاعده a گفته مي شود و به ارتفاع منشور، c مي گويند. نسبت c بر a ، تعيين كننده بسياري خواص و خصوصيات مواد متبلور شده در اين شبكه است.در اينجا هم با مطالعه ماده به وسيله اشعه ايكس مي توان به شعاع اتمهاي تشكيل دهنده شبكه پي برد. از ديدگاه تردي يا شكل پذيري اين مواد بين شبكه هاي fcc و bcc هستند. مثل روي، منيزيم، تيتانيوم و ...

+ نوشته شده در  86/01/16ساعت 15:8  توسط رنجبران  | 

در این شبکه اتمها در رئوس یک مکعب و در مراکز وجوه آن قرار دارند. یک هشتم از هر اتم هر ر‌أس متعلق به هر سلول شبکه است و از اتمهای وجوه نصف هر اتم متعلق به سلول شبکه است.

مطابق شکل زیر:

 

اما قطر هر وجه طبق شکل برابر است با چهار برابر شعاع اتمها و خود قطر وجه رادیکال دو برابر طول ضلع سلول شبکه است که با آنالیز نتایج مطالعه نمونه ها با اشعه ایکسِ، این طول ضلع معلوم می گردد.

فلزات با این نوع شبکه از قبیل نیکلِ،مس،آلومینیوم و ... فوق العاده شکل پذیر و چکش خوار هستند.اصولاْ فلز شکل پذیری یافت نمی شود مگر اینکه شبکه آن از این نوع باشد. توضیح این مطلب نیاز به دانش بیشتری دارد اما به ذکر این نکته بسنده می کنیم که در این چیده شدن فضایی اتمها، امکان لغزیدن و سر خوردن آنها بر روی یکدیگر بیشتر است.

+ نوشته شده در  86/01/16ساعت 15:7  توسط رنجبران  | 

عید مبعث بر تمام عاشقان پیامبر مبارک

یا محمد ، ای پناه فرشیان

تکیه گاه کائنات و عرشیان

باغبان یاس پربار خدا

بوسه ات مهر گلوی کربلا

با وجود تو، زمین معنا گرفت

خلقت هفت آسمانم سر گرفت

ای امین روزگاری که در آن

نطفه حوا به کامش شد نهان

تا درون سینه ات کوثر نشست

پشت لات و هبل و عزی شکست

قبله حاجاتمان ابروی توست

آبروی شیعه هم از روی توست

جان زهرایت شفاعت می کنی؟

شیعه را فردا حمایت می کنی؟

شیعه یعنی مصطفی و مرتضی

شیعه یعنی یک علی و یک خدا

شیعه یعنی دست حق ، دست علی

دین احمد را علی اول ولی:

درد دل دارم قلم در محضرت

در شب یلداییش، با معذرت

در نبوت، زور و زر قدی کشید

پرده چشمان آدم را درید

سکه سکه روی هم انباشت او

نام آدم را زخود برداشت او

سیب سرخ شهوتش را از بهشت :

چید و با یک خط تازه هی نوشت

بر بدنهای هزران تن ، تنم

مثل سمباده به آهن میزنم

هر که با تقواترین مردم است

نزد چشمان سفیدش پست پست

تازگیها معتصم بیدار شد

سامرال همبستر آوار شد

جای مریم یاس و نرگس ، بر زمین

یکسره جانی گرفته بمب و مین

بو لهب در نشریاتش نو به نو

هتک حرمت کرده از سیمای تو

انتظاری می کشم از پشت ابر

با تمام ندبه و آیین صبر

تا که در آدینه ای پر کفر و کین

یوسف آید به کنعان زمین

تا که احزان را گلستانی کند

خاک را منهای ویرانی کند

شیعه در آن روز معنا می شود

در صراط ذوالفقارت می رود

+ نوشته شده در  86/01/16ساعت 10:16  توسط محمدزاده  | 

متولدین فروردین :

رنگ شانس : قرمزملایم

اعداد شانس : 6 ، 9 ، 15 و 343

روز اقبال : سه شنبه                                  همراهان مناسب : مرداد ، خرداد ، آذر

 

متولدین اردیبهشت :

رنگ شانس : صورتی وآبی روشن

اعداد شانس : 5 ، 6 ، 13 ، 188 و 4524

روز اقبال : جمعه                                 همراهان مناسب : تیر ، شهریور ، دی ، اسفند

 

متولدین خرداد :

رنگ شانس : نارنجی

اعداد شانس : 3 ، 5 ، 24 ، 433 ، 2545

روز اقبال : چهارشنبه                                 همراهان مناسب : مرداد ، فروردین ، مهر ، بهمن

 

متولدین تیر :

رنگ شانس : سفید نقره ای ، آبی نیلی

اعداد شانس : 2 ، 4 ، 12 ، 456 و 9742

روز اقبال : دوشنبه                                   همراهان مناسب : اردیبهشت ، اسفند ، آبان

 

متولدین مرداد :

رنگ شانس : زرد طلایی

اعداد شانس : 1 ، 4 ، 34 ، 653 و 6743

روز اقبال : یکشنبه                                   همراهان مناسب : فروردین  ، آذر

 

متولدین شهریور :

رنگ شانس : قهوه ای وکرم

اعداد شانس : 0 ، 5  ، 16 ، 888  ، 6848

روز اقبال : چهار شنبه                                 همراهان مناسب : دی ، اردیبهشت

 

متولدین مهر :

رنگ شانس : بنفش وقهوه ای

اعداد شانس :  2 ، 6 ، 16 ، 432 ، 9143

روز اقبال : جمعه                                       همراهان مناسب : آذر ، بهمن ، خرداد

 

متولدین آبان :

رنگ شانس : قرمزروشن وسیاه

اعداد شانس : 3 ، 5  ، 7  ، 8 ، 9 ، 83 و 659

روز اقبال : سه شنبه                                  همراهان مناسب : تیر واسفند

 

متولدین آذر :

رنگ شانس : آبی وسفید

اعداد شانس : 3 ، 12 ، 582  ، 934 و 2343

روز اقبال : پنجشنبه                                 همراهان مناسب : فروردین ، مهر ، مرداد ، بهمن

 

متولدین دی :

رنگ شانس : سفید وقهوه ای

اعداد شانس : 8 ، 9 ، 62 ، 122 ، 7544

روز اقبال :  شنبه                                  همراهان مناسب : شهریور ، اردیبهشت

 

متولدین بهمن :

رنگ شانس : آبی تیره

اعداد شانس : 4 ، 8 ، 10 ، 84 ، 915 و 999

روز اقبال : یکشنبه                                  همراهان مناسب : خرداد ، آذر ، مهر

 

متولدین اسفند :

رنگ شانس : آبی آسمانی وقهوه ای روشن

اعداد شانس : 7 ، 11 ، 73 و 354 

روز اقبال : پنج شنبه                                همراهان مناسب : اردیبهشت ، تیر ، دی ، آبان

 

 

+ نوشته شده در  86/01/16ساعت 2:16  توسط رنجبران  | 

آري  آغاز دوست داشتن است

                 گرچه پايان راه ناپيداست

                                            من به پايان دگر نينديشم

                                                                      كه همين دوست داشتن زيباست

 

داني از زندگي چه مي خواهم

                         من تو باشم... تو... پاي تا سر تو

                                                      زندگي گر هزار باره بود

                                                                               بار ديگر تو... بار ديگر تو

 

بخدا غنچه شادي بودم

                 دست عشق آمد و از شاخم چيد

                                               شعله آه شدم صد افسوس

                                                                          كه لبم باز بر آن لب نرسيد

              

اين چه عشقيست كه در دل دارم

                     من از اين عشق چه حاصل دارم

                                                     مي گريزي ز من و در طلبت

                                                                                  باز هم كوشش باطل دارم

+ نوشته شده در  86/01/16ساعت 2:12  توسط رنجبران  | 

در پستهای قبلی ذکر شد که مهمترین شبکه های مواد مکعبی مرکزدار(‌bcc=body-centered cubic) و شبكه مكعبي با وجوه مركزدار(fcc=face-centered cubic) و هگزاگونال‌‍[از نوع فشره، بعداً اشاره مي شود](hcp=hexagonal close-packed) هستند. در اين پست بسيار آشنايي اوليه اي با شبكه bcc خواهيم داشت.( با شبكه BBC اشتباه نشود!) 

در اين نوع چيده شدن اتمها در رئوس يك مكعب قرار دارند به علاوه اتمي هم در مركز مكعب جا خوش كرده است:

 

البته واضح است در چيده شدن اتمها فاصله بين اتمها وجود نخواهد داشت. يعني حتي الامكان همه اتمها به هم مماس هستند.به اين نوع چيده شدن؛ فشردگي مي گويند(close-packing). مطابق تصوير زير:

 

طبق تصوير اگر طول ضلع مكعب برابر a باشد. چون در قطر مكعب اتمهاي مماس داريم. در اصطلاح " جهت فشرده" است و اتمهاي هر رأس مكعب به هشت شبكه تعلق دارد.( توجه كنيد  هر رأس مكعب ها در فضا بين هشت مكعب مشترك است.) راديكال سه برابرa با چهار برابر شعاع اتمي مساوي است. بنا براين كريستالوگرافي ابزاري جهت محاسبه شعاع اتمها و يونها در اختيار ما مي گذارد. زيرا با اشعه ايكس ساختار كريستالي مواد كاملاً تعيين مي شود.( نوع شبكه و طول ضلع واحد شبكه) در نتيجه محاسبه شعاع اتمها بسيار راحت خواهد بود.

از خصوصيات شبكه bcc  مي توان به ترد بودن فلزات داراي اين شبكه اشاره كرد. فلزات كروم،موليبدن، واناديم، سديم و پتاسيم و البته آهن (در دماي محيط) و چندين فلز ديگر داراي شبكه bcc مي باشند.

در پستهاي بعدي به دوشبكه معروف ديگر كريستالي مي پردازم.

+ نوشته شده در  86/01/15ساعت 14:9  توسط رنجبران  | 

الهی! به مردان در خانه ات!

به آن زن ذلیلان فرزانه ات!

به آنان که با امر ((روحی فداک))!

نشینند و سبزی نمایند پاک!

به آنان که از بیخ و بن زی ذیند!

شب و روز با امر زن می زیند!

به آنان که در بچه داری تکند!

یلان عوض کردن پوشکند!

به آنان که بی امر و اذن عیال

نیاید در از جیبشان یک ریال!

به آنان که داماد سرخانه اند

مطیع فرامین جانانه اند

به آنان که دارند با افتخار

نشان ایزو...نه! ((زی ذی نه هزار))!

به آنان که دامن رفو می کنند!

ز بعد رفویش، اتو می کنند!

الهی! به آه دل زن ذلیل!

به آن اشک چشمان ((ممد سبیل))!

به تن های مردان که از لنگه کفش

چو جیغ عیالاتشان، شد بنفش!

که ما را بر این عهد کن استوار!

از این زن ذلیلی، مکن برکنار!

به زی ذی جماعت نما لطف خاص!

نفرما ازاین یوغ، ما را خلاص

+ نوشته شده در  86/01/15ساعت 14:6  توسط رنجبران  | 

آلفردبرناردنوبل در بيست ويكم اكتبر سال 1833 در شهراستكهلم سوئدچشم به جهان گشود .

در 8 سالگي به همراه خانواده اش عازم روسيه شد . نشانه هاي علاقه به علوم و به ويژه شيمي درهمان نخستين سالهاي كودكي در وي پديدار شد.

آموخته هايش را به شكل خودآموز فراگرفت و هيچ گاه تحصيلات دانشگاهي را از سرنگذراند . در سال 1863 به سوئد بازگشت و دركارگاه پدر در هلنبورگ به عنوان شيميدان مشغول به كار شد . او در توليد صنعت مواد منفجره نيتروگليسيرين موفقيت بسياري بدست آورد .

در1864 انفجاري منجر به ويراني كارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد ، پس از آن كه كارخانه هايي در آلمان و نروژ ساخته شدند نوبل در1867 اختراع نوعي از نيترو گليسيرين به نام ديناميت را به ثبت رسانيد . در ديناميت او نيتروگليسيرين جذب خاك دياتومه جامد بي اثري شده بود از اين رو كاركردن با آن ايمن تر بود . اين اختراع به سرعت كار ساخت و ساز ها را در بسياري از كشورها بهبودبخشيد.

نوبل در سال 1875 ژلاتين منفجرشونده قويتري را ارائه داد كه در آن نيتروگليسيرين با نيتروسلولز ژلاتيني شده بود . اختراع وي طرحهاي بزرگ راه سازي مانند كانال كورينث و تونل گوتارد را امكان پذيرساخت . درسال1887 بالبيست ماده منفجره بي‌دود را براي امورنظامي معرفي كرد ، آلفرد نوبل مردي تنها غالباً بيمار فروتن كمرو و دوستدار انسان ها بود . او در دهم دسامبر سال 1896 پيش از تحقق ايده هايش درمنزل شخصي اش واقع در سن رمو ايتاليا چشم از جهان فرو بست .

قسمتي از وصيتنامه نوبل

تمام دارايي ام طبق آنچه درپي مي آيد تقسيم شود . اين سرمايه به شكل اوراق بهادار معتبر توسط كارگزارانم از طريق تأسيس يك صندوق به عنوان جايزه سالانه به كساني اعطا شود كه طي سال گذشته خدمت بزرگي به جامعه انساني انجام داده باشد.

جايزه مزبور به پنج قسمت مساوي تقسيم شود و هر يك از آنها به يكي از موارد زير اختصاص داده شود: 1سهم براي كسي كه مهمترين اختراع يا اكتشاف در زمينه علوم فيزيك انجام داده است . يك پنجم براي كسي كه مهمترين يا مفيدترين اكتشاف رادرزمينه علم شيمي انجام داده ، يك سهم براي كسي كه مهمترين كشف دررشته فيزيولوژي يا پزشكي انجام داده باشد ، يك پنجم براي كسي كه برجسته ترين اثر ادبي را خلق كند ، ويك سهم باقيمانده به كسي تعلق گيرد كه بيشترين يا بهترين اقدام را براي ايجاد صلح و برادري و فروكاستن آتش دشمني بين ملت ها و برقراري دوستي انجام دهد.

مشخصات جوايز

جايزه نوبل شامل مدال افتخار-ديپلم شخصي و مبالغي وجه نقد است . طبق بند چهارم اساسنامه بنيادنوبل بيش از سه نفر نمي توانند درجايزه سهيم باشند . جايزه تنها به كساني كه درقيدحيات هستند تعلق مي گيرد ، مگرآنكه نامزدي شخص وفات يافته پيش از مرگش اعلام شده باشد ، مراسم در سالن كنسرت استهكلم برگزار مي شود و اعليحضرت پادشاه سوئد شخصاً ديپلم-مدال وسند تأييدكننده مبلغ جايزه را به دست برندگان مي دهد.

ديپلم افتخار فيزيك-شيمي توسط آكادمي سلطنتي علوم سوئدوديپلم فيزيولوژي يا پزشكي توسط انسيتوي كارولينا تهيه مي شود ، صحافي ديپلمها بر عهده صحافي hassler و falth است0جلدها از چرم بسيارمرغوب بز است0ديپلم فيزيك داراي جلد آبي رنگ و ديپلم شيمي و فيزيولوژي يا پزشكي داراي جلد قرمز است ، به علاوه خوشنويسان آرمي كه از تركيب حروف اول اسم شخص تشكيل مي شود را برروي هر يك از ديپلمهاي اختصاصي برندگان حكاكي مي كنند ، ديپلمها درون جعبه اي از جنس مقوا كه به منظورحفظ ديپلمها طراحي شده قرار مي گيرند ، ابعاد ديپلم نيز 23در35 سانتي متر است.

طبق اساسنامه بنياد نوبل كه با حضور پادشاه وقت سوئد در تاريخ 29 ژوئن1900 تنظيم شده است هيأت اهدا جوايز موظف به تقديم حواله مبلغ جايزه-ديپلم-مدال و تقديرنامه اختصاصي به برندگان مي باشد مدال نوبل فيزيك – شيمي -فيزيولوژي يا پزشكي وادبيات توسط مجسمه ساز و كليشه ساز مشهور سوئدي -اريك ليندبرگ-و مدال نوبل صلح توسط مجسمه ساز نروژي گوستاو ويگلند طراحي شده است ، در يك طرف مدال سوئدي تصويري از نوبل و طرف ديگر آن سالروز تولد و مرگ نوبل با حروف لاتين نگاشته شده است ، اين مدال تا سال 1980 به وزن 200 گرم قطر66ميلي متر واز طلاي18عيار تهيه مي شداز آن زمان تا كنون مدال از تركيبي از طلاي 18عيار و 24 عيار تهيه مي شود ، مبلغ جايزه در سال1900-150800كرون سوئيس بود كه در سال 1923 به كمترين حدخود يعني 115000 كرون سقوط كرد ، اما در سالهاي اخير اين مبلغ به طور قابل توجهي افزايش پيداكرده است1ميليون كرون در سال 1981 ، 2ميليون درسال 1986 ، 3 ميليون كرون در سال 1989 ، 4 ميليون كرون در سال 1990 ، 6 ميليون كرون در سال 2000 و از 2001 ده مليون كرون درهررشته به برندگان اهدا مي شود .

+ نوشته شده در  86/01/15ساعت 11:29  توسط رنجبران  | 

یک استاد مردم شناسی در دانشگاه روتگرز در نیوجرسی اظهار داشت:واکنش شیمیایی در مغز که با

عنوان "عشق"شناخته شده است شبیه به یک واکنش دارویی است وخاصیت درمانی دارد.هلن فیشر

استاد مردم شناسی ونویسنده کتاب "چرا ما عشق می ورزیم/طبیعت وساختار شیمیایی دوست

داشتن"در این زمینه خاطر نشان کرد:عشق ورزیدن به عنوان احساسی که در نتیجه ترشح ماده

شیمیایی دوپامین بروز می کند وحالت علاقمندی که در اثر ترشح هورمون نورپنیفرین تظاهر می کند

تاثیراتی شبیه به مصرف داروهای مسکن بر روی مغز انسان دارند.بدن ما همیشه نمی تواند دراین حالت

باشد وتنها در زمان عشق ورزیدن ودوست داشتن این اتفاق می افتد.

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت 15:9  توسط نصرتي  | 

یه روزی وقتی چشمای جست وجوگرت توی آسمون خدا لابه لای ابرها

 

پی یه شعاع نور می گردن تا دلتو گرم وروشن کند یهو متوجه می شی

 

که نم نم بارون برکت خدا دلتو آب پاشی کردن وهر چی غبارغم بوده شستن

 

وبردن.وتو اون وقته که می فهمی آسمون خدا اگه صافه/اگه ابریه/اگه

تاریکه واگه روشن

                               فقط وفقط برای تو وبه خاطر توست.

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت 14:56  توسط نصرتي  | 

در سال ۱۸۴۸ براوه( A.Bravais ) اثبات كرد كه از انتقال يك نقطه در فضا فقط ۱۴ شكل فضايي ساخته مي شود در صورتيكه دو شرط زير رعايت گردد:

۱-اشكال ايجاد شده در كنار هم همگي يك شكل باشند يعني مكعب در كنار مكعب مستطيل  يا منشور قرار نگيرد، مكعب فقط مي تواند در كنار مكعب قرار داشته باشد.

۲-فضاي خالي بين اشكال باقي نماند.يعني تمامي حجم مورد نظر پر شود.

اين چهارده شكل در تصوير زير نشان داده شده اند:

 

ساده تر بگوييم، از قرارگيري اتمها در فضا فقط ۱۴ نوع ‹‹ شبكه كريستالي›› تشكيل مي شود. در تعدادي از اين ۱۴ شكل، اتمها فقط در رئوس شكل قرار مي گيرند. به اين شبكه ها ساده يا simple گفته مي شود. گروهي ديگر علاوه بر رئوس در قاعده ها نيز داراي اتم مي باشند به اين گروه شبكه با قاعده مركزدار يا base-centered گفته مي شود. در گروه ديگر رئوس و مركز شكل محل قرار گيري اتم مي باشند. به اين گروه مركزدار يا  body-centered گفته مي شود. و بالاخره در گروه آخر علاوه بر رئوس در مركز هر وجه شكل نيز اتمي قرار مي گيرد. به اين گروه وجوه مركزدار يا  face-centered  گفته مي شود.اين چهارده شكل را مي توان بر حسب نوع شكل در هفت كلاس طبقه بندي كرد:

1- مكعبي : شامل مكعبي ساده،مكعبي مركزدار و مكعبي با وجوه مركزدار. ( توجه كنيد طبق اثبات رياضي-هندسي براوه، هرگز هيچ ماده در سيستم مكعبي با قاعده هاي مركز دار متبلور نمي شود)

2-  تتراگونال( مكعب مستطيل با قاعده مربع) شامل تتراگونال ساده و تتراگونال مركزدار.

3- اورتورومبيك(Orthorhimbic):(مكعب مستطيل با قاعده مستطيل) شامل هر چهار نوع كريستال

4-رومبوهدرال(Rombohedral) منشوري با قاعده متوازي الاضلاع، شامل نوع ساده

5- هگزاگونال. منشوري با قاعده شش ضلعي شامل نوع قاعده مركزدار

6- منوكلينيك( Monoclinic)  منشوري با قاعده لوزي. شامل نوع ساده و نوع با قاعده مركزدار

7- تري كلينيك(Triclinic) منشوري با قاعده لوزي اما بصورت مايل.( همان شكل منوكلينيك كه قاعده در جهت موازي ارتفاه منشور، 45 درجه دوران كند). شامل نوع ساده.

شايان ذكر است اغلب مواد در سيستم مكعبي به صورت مركزدار يا وجود مركزدار يا سيستم هگزاگونال متبلور مي شوند. در پستهاي بعدي اين سه سيستم پراهميت مطالعه مي شود. ان شاء الله.

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت 12:12  توسط رنجبران  | 

سلام بچه ها از این پست تا چند تا پست بعدی راجع به کریستالوگرافی مطلابی میذارو. راستشو بخواید من خودم سر کلاس استاد خسروشاهی چیز زیادی نفهمیدم برا همین یه کم تو سایت های کریستالوگرای گشتم ویه کم بیشتر فهمیدم . گذاشتم تا شما هم اگه نفهمیدید ُ بفهمید !!!!!!!!!!!!!

كريستالوگرافي يا بلورشناسي، علم شناخت و مطالعه چينش اتمها، يونها و يا مولكولهاي هر ماده در حالت جامد است.در صورتي كه مذاب هر ماده با سرعتي معين سرد شود،جامد آن ماده به شكل كريستالي( يا متبلور) خواهد بود. كريستاله بودن به اين معني است كه اتمها در فضا چينش و آرايش كاملاً منظمی دارند که اين نحوه چينش مرتباً تكرار مي شود. يا به عبارت ديگر در جامدات كريستالي جاي هر اتم مشخص است.

همانطور كه گفته شد، سرعت سرد شدن از مذاب تعيين كننده حالت قرارگيري اتمهادر حالت جامد است. به اين معني كه اگر مذابي با سرعتي بيشتر از سرعت معين سرد شود ساختار جامد آن منظم نبوده و در اصطلاح آمورف(Amorphus) یا شیشه ای است.(شیشه معرف ساده ترین مثال جامد غیر کریستالی است).این سرعت سرد شدن بحرانی برای هر ماده ای مقدار خاصی است. مثلاْ مذاب SiO2  در صورتی که در هوا سرد شود(سرعت سرد شدن در حدود چند دهم درجه سانتیگراد بر ثانیه) شیشه می شود.(شیشه های سودالایم،همین شیشه های خانگی ما) اما مذاب فولاد در صورتیکه با سرعت ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد بر ثانیه سرد شود باز شیشه نخواهد شد. در حقیقت فولاد بسیار تمایل به تشکیل جامد متبلور دارد. البته هنوز بشر به آنجا نرسیده است که سرعت های سرد کردن بالاتر از ۱۰۰۰ درجه را بتواند در آزمایشگاه در هرشرایطی استفاده کند. با این حال بعضی آلیاژهای فلزی اکنون شیشه ای شده اند.(Metallic Glasses)

در هر حال تمامی فلزات در جدول تناوبی عناصر در اغلب سرعت سرد کردن هایی که تکنولوژی به ما اجازه می دهد داشته باشیم، به صورت کریستالی منجمد می شوند. این کریستاله بودن خواصی بسیار متنوع و گوناگونی برای جسم به همراه دارد که در پستهای آینده به آنها اشاره می شود.

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت 12:12  توسط رنجبران  | 

سلام. امیدوارم که تعطیلات بسیار اندک (!) سال نو که اصلاْ هم زیاد و بی رویه نیست و مملکت ما یکماه تمام تعطیل نیست وامور کشور کاملاْ بر طبق برنامه های دقیق قبلی پیش می رود، به همه ما خوش گذشته باشد. اما دیروز سیزدهم نوروز یا سیزده به در بود. البته به دامان طبیعت رفتن بسیار نیکوست اما آیا این عدد ۱۳ بد بخت واقعاْ نحس است؟

طبیعی است که نحس نیست و عددی است مثل بقیه اعداد! اما ما خیال می کنیم که نحس است و می رویم و حمله می کنیم به دامان طبیعت و خشتک دامان طبیعت را جر می دهیم! بس که شاخه درخت می شکنیم و آشغال می ریزیم و رودخانه و دشت و صحرا و هوا و زمین و زمان را آلوده می کنیم!!!

 

خارج از این بحث شلوغی بی حد و اندازه هم گاهی خراش عمیق دیگری  بر روان خط خطی ما می اندازد، به جای اینکه روح ما را تازه کند.تصادفات جاده ای هم که در این روز سر به آستان آسمان می ساید. اصلاْ، خوبش را که بخواهید من با این سنت مخالفم!!! فکر می کنم بهتر است که آداب و رسوم ما کمی دینامیک هم باشد و به روز شود، که بتوانیم بگوییم ما در سال ۲۰۰۷ میلادی زندگی می کنیم!!!

و اما آخر عاقبت سبزه های عید !!!!

 

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت 12:5  توسط رنجبران  | 

باور کن : در یک دقیقه میتونی یکی را خورد کنی .

در یک ساعت یک کسی را دوست داشته باشی .

در یک روز میتونی عاشق یکی بشی ................

اما یه عمر طول میکشه اونو فراموش کنی !!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت 12:0  توسط رنجبران  | 

شعري قابل تأمل از علي رضاي قزوه شاعر خوب گرمساري


      مرانشناختند   که گفتند:    بخند    و شادباش     شاد!


       مرا نشناختند که گفتند:   لب فرو بند  وبه سري که درد نمي کند 

              دستمال مبند

من اما سرم درد مي کرد


 

گفتم:


 

         ديروزچاره ساز اين سر پر درد


 

         يک پيشاني بند سبز بود


 

                                         و امروز


 

                                           جز با زبان سرخ نشايد که ....


 

                                               گو هر چه باد باد


 

علي رضا قزوه


           


                     


                         


 


           


                   

                         


                                                         

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت 1:11  توسط   | 


*تجمع دانشجويي مقابل سفارت انگليس در تهران*/كامل/‌
دانشجويان معترض:‌
كمترين خواسته نسل سوم انقلاب تعطيلي جاسوسخانه انگليس است

اعضاي برخي تشكل‌ها و اتحاديه‌هاي دانشجويي، امروز هم‌زمان با روز جمهوري اسلامي ايران در اعتراض به تجاوز اخير 15 نظامي انگليسي به آبهاي خليج‌فارس مقابل سفارت انگليس در تهران . . . ادامه خبر

+ نوشته شده در  86/01/13ساعت 1:50  توسط   | 

به شکوه آنچه بازیچه نیست بیاندیش،

 

مگذار زمان پشیمانی بیافریند.

 

وبه زندگی بیاندیش با میدان گاهی پهناور و نا محدود؛

 

به زندگی بیاندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست

 

خویش انتخاب کند و به یاد داشته باش

 

که روزها و لحظه ها هیچگاه باز نمی گردند.

 

به زمان بیاندیش

 

و شبیخون ظالمانه زمان...

 

بیدار شو و سلام ساده ماهیگیران را بی پاسخ مگذار

 

و زندگی کن...

+ نوشته شده در  86/01/12ساعت 19:55  توسط نجیبی  | 

 

۱۲ فروردین روز جمهوری اسلامی مبارک

 

+ نوشته شده در  86/01/12ساعت 12:52  توسط   | 

حس همکاری(1)

 

سلام عزیزان خسته نباشین

 

سال 1386 رو برای همه ی عزیزان تبریک عرض میکنم و روز

 

هایی خوش و خرم و سرشار از موفقیت برایتان آرزو می کنم و

 

امیدوارم هرجا که هستین ما رو هم دعا کنین.

 

یه سری مطالبی هست که می خوام به اطلاع دوستان

 

برسونم  :

 

1- اگه یادتان باشه روزی که خواستیم وبلاگ رو تو کلاس b1 برا

 

دوستان معرفی کنیم گفته شد که در زمینه های علمی بیشتر

 

فعالیت کنین ولی با توجه به انتقادات و پیشنهادات قرار شد

 

وبلاگ یه محیط آزاد باشه و هرنوع فعالیتی مطابق میل عزیزان

 

انجام بشه که تاحدودی هم شد ولی با توجه به تعداد نویسندگان

 

و پستهای زده شده راضی کننده نیست برا من سواله چرا

 

عزیزانی که پیشنهاد یا انتقاد میکنن خودشون دست به کار

 

نمیشن ؟

 

2- در 28 اسفند 85  ساعت 22 یه جلسه بین اعضای فعال

 

وبلاگ که سه نفر تیم مدیریت و یکی از خانمها که این پیشنهاد

 

رو ایشون داده بودند ولی بنابه دلیل موجه حضور نداشتند در یاهو

 

چت برگزار شد که در سری دیگر از حس همکاری نتایج رو به

 

اطلاع عزیزان خواهم رساند.

 

3- عزیزانی هم که در وبلاگ فعالیت میکنن لازمه که در نظر

 

داشته باشند هر نوشته ای که درج می کنن یا نظراتی که میدن

 

بخاطر آزادی بیان از وبلاگ حذف نمیشه بجز توهین !  که به هر

 

عنوان موقع درج مطالب سنگینی و متانت متالورژی 85 را در نظر

 

داشته باشین و همانطور که می دونین از همه نقاط جهان دارن

 

کار ما رو نظاره میکنن پس یه خورده زیاد دقت کنین .

 

به زودی حس همکاری (2) زده خواهد شد.      

 

باز هم میگم کاری کنین متالورژی 85 رو اونطوری که هست

 

بشناسن.

 

+ نوشته شده در  86/01/12ساعت 0:31  توسط محمدزاده  | 

نگاهي به صهيونيسم از درون صهيونيسم
+ نوشته شده در  86/01/11ساعت 12:5  توسط   | 

آفتاب: خبرگزاری «نووستی» روسیه خبر داد که روبوسی خاخام اتریشی با «محمود احمدی نژاد» رئیس‌جمهور ایران برای وی به قیمت از دست دادن همسرش تمام شد که بدون انتظار بازگشت وی از کنفرانس نافیان هولوکاست در تهران، شوهر خود را رها نمود! 

در این رابطه روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آهارونوت» روز دوشنبه نوشت که حدود یک ماه قبل «موشه آریه فریدمان» در ترکیب هیئت یهودیان ضد صهیونیزم که خواهان نابودی اسرائیل هستند، وارد ایران شد. تصاویر دیدار گرم فریدمان با محمود احمدی نژاد در آن زمان در بسیاری از روزنامه‌های جهان منتشر شدند.

این روزنامه ادامه می‌دهد که در پایان کنفرانس، خاخام «موشه آریه فریدمان» روانه سفری دو هفته‌ای به دانشگاه‌های ایرانی شد که در آنجا سخنرانی‌هایی ضد‌اسرائیلی داشت. وی پس از بازگشت به خانه خود، فهمید که همسرش پس از مشورت با والدین، به نیویورک رفته و در آنجا با اتهام رفتار نابجا به همسرش مرحله طلاق را آغاز نموده است.

این روزنامه می‌نویسد که فریدمان تنها نماینده این هیئت ضد صهیونیستی نیست که شرکت در کنفرانس تهران برایش ایجاد مشکل نموده است. همکار انگلیسی وی، محافظ شخصی استخدام کرده است، زیرا از حمله خصمانه از سوی یهودیان محلی هراس دارد.

انتشار این خبر بیانگر تفکرات فوق افراطی برخی صهیونیست‌هاست که در زندگی زناشویی نیز اثرگذار است...
 
 
 
                                                           
 
 
 
+ نوشته شده در  86/01/11ساعت 2:4  توسط رنجبران  | 

حتما شما هم راجع به فیلم  300 یه چیزایی شنیدید. حتما هم کلی فحش رو بستید به سازندگان فیلم . خوب من هم مثل شما اولش خیلی بدم اومد که یه همچین فیلمی ساخته شده و توی اون اینطوری به ایرانی ها توهین شده باشه .

اما بعدش که یه کمی فکر کردم با خودم گفتم که چرا ما باید اجازه بدهیم که یه همچین فیلمی ساخته بشه . داستان فیلم حمله خشایار شاه با ارتشی بالغ بر یک میلیون نفر به یونان باستان است که با مقاومت یک گروه سیصد نفری مواجه می شود.

داستانی از تاریخ ایران که مطمئنم هیچ کدوم از شما این داستان رو قبلا نخوندید . نمیخام بگم داستان غیر واقعیه ، نه ، فقط میخام بگم چرا ما باید بذاریم خارجی ها یه همچین فیلمی رو بسازند که اینقدر به ما توهین بشه . آیا ما اگه یکمی تاریخمونو وسیع تر میخوندیم(تاریخ رو واسه ما اینجوری معنی کردن : تاریخ عربستان از 5 هجری تا 270 هجری وتاریخ ایران از سال 1343 به بعد ) و راجع به تاریخ کشور خودمون اطلاع  داشتیم الان در به در دنبال داستان فیلم 300 بودیم.

آیا اگه ما خودمون این فیلم رو به شیوه درست روایت میکردیم و میساختیم ، جایی برای توهین خارجی ها به ما میموند ؟ اگه ما نصف اینهمه هزینه که واسه ساختن فیلمهای تاریخ عرب کردیم رو هزینه ی ساختن تاریخ خودمون میکردیم بهتر نبو د؟

به نظر شما نمایش خشایارشاه در هیبت "ارک ها " در فیلم ارباب حلقه ها توهین آمیز نیست

      

وقتی مثلا ما خودمان با آبگیری سد سیوند در حال نابودی تاریخ خودمان هستیم چه گونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که دیگران به تاریخمان احترم بگذارند.

امیدوارم به شخصه روزی در توان و قدرت داشته باشم که بتوانم حقیقت را درباره فرهنگ و تاریخ پارس و ایرانی ها نشان دهم.

توسط : رضا.ر

حتما نظر بدید 

+ نوشته شده در  86/01/11ساعت 1:56  توسط رنجبران  | 

سلام من برگشتم یه منوی جدید گذاشتم واسه آپلود . امیدوارم بدونید آپلود چیه ؟ اگه نمیدونید بگید واستون توضیح بدم آخه من خیلی میدونم !!!!!!!!! خلاصه برید حال کنید .........

+ نوشته شده در  86/01/11ساعت 1:45  توسط رنجبران  | 

333 magnify
در شيراز، در نزديكي تنگ الله اكبر و در ميان كوه هاي باباكوهي و چهل مقام واقع شده است. وجه تسميه اين دروازه وجود قرآني بر بالاي طاقي مرتفع است. اين دروازه شامل يك طاق مرتفع از نوع طاق كجاوه اي در وسط دور طاق با ارتفاع كم در طرفين است. اين طاق در زمان حكومت عضدالدوله ديلمي در فارس، ساخته شد و قرآني نيز در آن جاي داده شد تا مسافرين به بركت عبور از زير آن سفر را به سلامت به پايان برند و در موقع سفر از زير قرآن بگذرند. به مرور زمان طاق شكسته و تخريب شد. در دوره حكومت زنديه كريمخان زند (1172 – 1193) مجددا" آن را بازسازي نمود و در قسمت فوقاني آن اطاقي ساخت و دو جلد قرآن نفيس به خط ثلث و محقق، اثر سلطان ابراهيم بن شاهرخ گوركاني را در آن اتاق جاي داد. اين قرآن ها به قرآن هفده من مشهورند. در سال 1316 كه طرح توسعه راه شمالي شيراز در دستور كار دولت قرار گرفت، اين طاق خراب شد و قرآن مذكور نيز به موزه پارس منتقل گرديد. در زمان قاجاريه كه چند زلزله شيراز را تكان داد، اين دروازه آسيب هايي ديد اما به وسيله محمد زكي خان نوري مورد بازسازي و مرمت قرار گرفت.

در سال 1327 ه.ش. يكي از بازرگانان شيراز به نام حسين ايگار، مشهور به اعتمادالتجار، با هزينه شخصي خود طاق كنوني را بازسازي كرد و چند آيه از قرآن كريم را كه با خط ثلث و نسخ بر روي كاشي نوشته شده بود، بر بدنه طاق نصب كرد. در پيشاني شمالي اين طاق (سمت كوه بمو) اين آيه بر روي كاشي نوشته شده است، ان هذاالقرآن يهدي للتي هي اقوم و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا" كبيرا" در پيشاني جنوبي طاق (سمت شهد شيراز) اين آيه به چشم مي خورد.

قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي ان يأتوا بمثل هذاالقرآن لايأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيراً

در گوشه غربي طاق اين آيه نوشته شده:

انا نحن نزلناه الذكر

و ادامه اين آيه در قسمت شرقي طاق و روبروي همان كتيبه نوشته شده

و انا له لحافظون.
+ نوشته شده در  86/01/10ساعت 23:28  توسط   | 

/اعتراف يكي ديگر از ملوانان انگليسي/‌
‌"از مردم ايران به خاطر ورود غير قانوني به آب‌هاي كشورشان عذرخواهي مي‌كنم"

يكي ديگر از ملوانان انگليسي متجاوز به آبهاي سرزميني ايران، از مردم كشورمان به خاطر ورود غيرقانوني به آبهاي ايران عذرخواهي كرد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شبكه‌ي العالم امروز (جمعه) اعترافات . . . ادامه خبر


طبق اعلام پخش‌كننده:‌
«خون‌بازي» به فروش 50 ميليوني رسيد

«خون بازي» دومين ساخته‌ي مشترك محسن عبدالوهاب و رخشان بني‌اعتماد بعد از 9 روز نمايش در تهران 50 ميليون تومان فروخت. 

عباس گردان مسوول پخش باران در گفت‌وگويي با خبرنگار . . . ادامه خبر


جهان علم آبستن تولد«فن‌آوري همگرا»
چهره ماندگار نانوفن‌آوري كشور:‌
«فن‌آوري همگرا» تا نيم قرن آينده از تلفيق چهار حوزه فن‌آوري موجود ايجاد مي‌شود

چهره ماندگار نانوفن‌آوري ايران با اشاره به چشم‌انداز آتي فن‌آوري‌هاي نوين طي چند دهه آينده پيش‌بيني كرد كه تا 50 سال آينده، فن‌آوري اطلاعات و فن‌آوري‌هاي مبتني بر علم ژنتيك، . . . ادامه خبر

ياري از سيارات احتمالا دو خورشيد دارند

براساس يافته‌هاي جديد حاصل از تلسكوپ فضايي «اسپيتزر» ناسا حداقل نيمي از منظومه‌ها در كهكشان راه شيري دو خورشيد مركزي دارند. به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين تحقيقات كه جزئيات . . . ادامه خبر

+ نوشته شده در  86/01/10ساعت 23:22  توسط   | 

دل هیچ کس رو نشکنین

 

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی..... فقط خواستم بگویم تولدت مبارک پسرم..... پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت..... ولی مادر دیگر در این دنیا نبود..... دل هیچ کسی رو نشکنین

 

+ نوشته شده در  86/01/10ساعت 13:44  توسط   | 

سلام بچه ها منم از کافی نت براتون پست میذارم چون سیستمم .... از اول نوروز سريالي از شبكه سوم به نام «ترش و شيرين» پخش مي‌شود كه كارگردان آن كسي نيست جز رضا عطاران كه يد طولايي در ساخت مجموعه‌هاي طنز دارد، در اين مجموعه بازيگران صاحب نامي چون مجيد صالحي، حميد لولايي، رضا شفيعي‌جم، شهره سلطاني، آناهيتا همتي و... ايفاي نقش مي‌كنند. شنيده‌ها حاكي از آن است كه «حميد لولايي» باز هم ايفاگر يك نقش به يادماندني خواهد بود، مي‌خواهيم به نكاتي از زندگي كاري و شخصي لولايي اشاره كنيم.

    • متولد 1334 در محله عشرت‌آباد تهران.
    • اصالتا شمالي است اما بزرگ شده محله عشرت‌آباد است متاهل و دو دختر به نام‌هاي مريم و سارا دارد.
    • از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبه‌هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي بچه‌هاي محل را دور خود جمع مي‌كرد.
    • با پول‌هاي عيدي خود به سينما مي‌رفت. بهترين تفريح زمان كودكي‌اش سينما رفتن بود.
    • عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاس‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند.
    • دوره كلاس‌هاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند.
    • كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث شروع كرد.
    • «پيكرتراش» فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد مي‌كند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد.
    • در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از شروع جنگ تحميلي بود.
    • با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
    • در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچه‌ها» تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچه‌ها اجرا مي‌كرد.
    • در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما عصر جديد را به عهده گرفت.
    • مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمي‌اش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد.
    • «فراموشخانه» مجموعه‌اي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد.
    • بهترين فيلمي كه در هنگام مديريتش در سينما اكران شد «مادر» بود كه هميشه از آن به خوبي ياد مي‌كند.
    • سال 1372 از مديريت سينما آزادي استعفا داد و دقيقا يك سال و نيم بعد، سينما آزادي دچار آتش‌سوزي شد.
    • عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظه‌اي او را رها نمي‌كرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست مي‌آورد زود جيم مي‌زد و خود را به سر صحنه مي‌رساند.
    • با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليت‌هاي او را در اين وادي كشف كرد.
    • در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه بهتري داشت.

    • مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش مي‌شد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد.
    • با خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد.
    • در بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي مي‌كند و هميشه به خاطر صداقت و روراستي‌اش زبانزد خاص و عام است.
    • نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك مي‌داند او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
    • صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كم‌حرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نمي‌گيرد.
    • خودش معتقد است حميد لولايي آدم بي‌آزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.
    • بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
    • عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
    • عاشق بازي چارلي چاپلين است. در بچگي براي ديگران اداي چارلي چاپلين را در مي‌آورد.
    • به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسيار فروتن ياد مي‌كند.
    • از تلخ‌ترين خاطره‌هاي زندگي‌اش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت.
    • تعصب خاصي روي دو تيم پرسپوليس و استقلال ندارد اما به بازي مهدي مهدوي‌كيا در تيم ملي علاقه‌مند است.
    

 

+ نوشته شده در  86/01/10ساعت 13:33  توسط   | 

من از یزدم پست میذارم اونوقت بعضی ها بگن من ناز میکنم . خداییش فعالترین عضو منم ( اینو گفتم که بسوزیذ)

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها
منقرض شدند

عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه
: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز
آهنی

عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه
: کمبود آب و جیره بندی شدن آب

عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد

عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد
بهتر است.

نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟

عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن
مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها
==> عروس ها
عامل اصلی کمبود
آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح
شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها
==> عروس ها

+ نوشته شده در  86/01/08ساعت 21:14  توسط رنجبران  | 


200 مجروح، تخريب كامل 58 منزل و آسيب‌ديدگي 455 واحد مسكوني
‌175پس‌لرزه، شب گذشته زلزله‌زدگان ژاپن را به پناهگاهها و خودروها كشاند

با گذشت يك‌روز از زمين لرزه 9/6 ريشتري صبح روز گذشته در ساحل غربي مركز ژاپن (توكيو) كه به تخريب جاده‌ها، منازل مسكوني و همچنين آلوده‌كردن بسياري از ذخاير آبي اين كشور منجر شد، تعداد مجروحان . . . ادامه خبر

+ نوشته شده در  86/01/08ساعت 14:22  توسط   | 


در پي تاخير در تصويب عضويت رسمي درپروژه«سزامي»
ايران در آستانه محروميت از بزرگترين پروژه علمي بين‌المللي منطقه قرار گرفت

به رغم نقش محوري استادان و فيزيكدانان ايراني در شكل‌گيري پروژه شتابگر«سينكروترون» خاورميانه و مشاركت فعالانه آنها در بخش‌هاي مختلف علمي، فني و آموزشي اين طرح كه از مهمترين . . . ادامه خبر


سيستم كنترل آسيب‌هاي موشك‌هاي نظامي جديد طراحي شد

مهندسان آمريكايي يك سيستم جديد كنترل طراحي كرده‌اند كه مي‌تواند نواقص و آسيب‌هاي وارده به انواع جديد موشك‌هاي نظامي را شناسايي كند. به گزارش سرويس فن‌آوري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دانشمندان . . . ادامه خبر

 
 
روشي جديد با كاربردهاي استثنايي در شيمي
دانشمندان با اعمال فشار مكانيكي، واكنش‌پذيري مولكول‌ها را افزايش دادند

محققان به تازگي دريافته‌اند كه مي‌توانند از فشار مكانيكي براي واكنش‌پذيرتر كردن مولكول‌ها استفاده كنند كه اين توانايي كاربردي استثنايي در علم شيمي خواهد داشت. به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان . . . ادامه خبر

+ نوشته شده در  86/01/08ساعت 14:17  توسط   | 


خاتمي در قاهره:‌
هدف از جهاني سازي كنوني تحميل تمدن و ارزش‌هاي غربي است

سيد محمد خاتمي گفت:« مساله جهاني شدن كنوني درحال حاضر تعبيري است از تسلط غرب بر جهان.»

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، رييس جمهور سابق كشورمان و رييس موسسه بين المللي . . . ادامه خبر

+ نوشته شده در  86/01/08ساعت 14:11  توسط   | 

Palace of Darius IGate of Xerxes at PersepolisApadana at PersepolisCourt of Apadana
+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 21:12  توسط   | 


در ديدار سران چين و روسيه تاكيد شد:‌
مساله‌ي هسته‌يي ايران منحصرا بايد از راه مسالمت‌آميز و مذاكره حل شود

روساي جمهور چين و روسيه با درخواست براي حل و فصل مسالمت‌آميز مساله هسته‌يي ايران متعهد شدند كه رقابت تسليحاتي خود را در فضا متوقف كنند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري رويترز، . . . ادامه خبر


استادايراني دانشگاه نوادا درگفت‌وگوباايسنا تشريح کرد:‌
جزئيات توليدنخستين حيوان داراي15درصد سلول‌هاي انساني در جهان
توليد حيوانات با مغز انساني امکانپذيرنيست

رييس ايراني دپارتمان بيوتکنولوي حيواني دانشگاه نوادا آمريکا طي تحقيقات چند ساله خود با انتقال سلول هاي بنيادي انساني به جنين گوسفند براي نخستين . . . ادامه خبر


يك مقام هسته‌يي روسيه خبرداد:‌
‌*ايران پرداخت‌هايش را به«روس اتم» مجددا آغازكرد
‌*پول‌هاي پرداخت‌شده نيمي ازهزينه‌هاي ماهانه‌ي نيروگاه بوشهر راپوشش داده است

يك مقام هسته‌يي روسيه گفت:« ايران اولين پرداخت خود به روسيه براي ساخت نيروگاه هسته يي بوشهر از زمان بروز مشكلات بر سر مسايل مالي را انجام داده است.»

به گزارش خبرگزاري دانشجويان . . . ادامه خبر

+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 17:8  توسط   | 

تقدیم به دوستداران شیراز

+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 17:0  توسط   | 

payman's picturepayman's picture payman's picture
Hafezie (Hafez, shiraz's famous poet).
Eram Garden in
+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 16:58  توسط   | 

payman's picture payman's picture
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 16:52  توسط   | 

 

 


صندلي چرخدار پسرها اگر پشت شمشادهاي حياط بيمارستان ميلاد باشد و تو فقط سرهايشان را ببيني ، خيال مي کني دوقلوهايي سالم هستند با چشمهاي درشت سياه ، مژه هايي بلند و خنده هايي شيرين که پشت شمشادها از سر بازيگوشي پنهان شده اند ؛ اما اگر عظمت ، مادرشان صندلي چرخدار کهنه را هل بدهد و شمشادها جا بمانند آن وقت 2 پسربچه مي بيني با تن هاي مچاله و استخوان هاي کج و معوج که ديگر جايي براي شکسته شدن ندارند و هنوز مثل ساقه هاي گل ناز نرمند، در وحشت يک تلنگر. زياد نمي گذرد که مي فهمي هر چند بچه ها مي خندند، طوق کبود زير چشمهايشان خبر از گريه هاي طولاني روزهاي قبل مي دهد. پسرها با حسرت به دست و پاي سالمت نگاه مي کنند و اگر بيشتر با تو رفيق شوند، مي خواهند برايشان لي لي کني ، بدوي ، بالا بپري يا توپي پلاستيکي را روي چمن ها شوت کني. حسن و حسين گاهي وقتها خواب مي بينند پري دريايي شده اند. حتما تو هم قصه پري هاي دريايي را شنيده اي. نيمي آدمند، نيمي ماهي. تن پسرها مثل تن پري هاي دريايي ، نرم و بي شکل است با اين تفاوت که پري ها مرض استئوژنسيس ايم پرفکتا (استخوان سازي ناقص) ندارند: «براي خرج عملشان ، به هر سازماني که فکر کني التماس کرده ايم». عظمت روشن ، مادر پسرها وقتي گريه مي کند صورتش را با دست مي پوشاند. بعضي ها مي گويند پري هاي دريايي تا هميشه عمر مي کنند: «هر 4 ماه يک بار بايد پاميدرونات مصرف کنند. قيمت هر بار تزريق ، مي شود 240 هزار تومان که نصفش را بيمه مي دهد، بقيه را خودمان.» پري هاآزادند، غصه ندارند: «پدرشان خدماتي بيمارستان امين مازندراني است. ماهي 150 هزار تومان حقوق مي گيرد، هم کرايه خانه مي دهد، هم خرج 6 سر عائله را.» دل پري ها هميشه خوش است ؛ آنقدر که مي توانند آرزوهاي اين و آن را هم برآورده کنند، نه مثل پسرها در آرزوي دويدن باشند يا مدرسه رفتن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 14:17  توسط عليمحمدي  | 

 

 

با اولين حرکت برگ درختان،به خيال نسيم دلخوش کردم....

طوفان بود....

برگها را برد.

+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 14:11  توسط عليمحمدي  | 

۱۲ ماه را کامل بردارید.همه آنها را به کلی از تلخی وتنفروحسادت پاک کنیدوتا نهایت ممکن پاکیزه وبا

 

طراوت نگهداری نمایید.حال هر ماه را به ۲۹ و ۳۰ و ۳۱ بخش متفاوت تقسیم کنید.اما همه را در یک دسته

 

بسته بندی نکنید.هر روز را از محتویات زیر پر کنید:

یک پیمانه ایمان/یک پیمانه صبر/یک پیمانه شهامت/یک پیمانه کار.

 

مقادیر فوق را خوب با هم مخلوط کنید.سپس یک پیمانه امیدوصداقت وسخاوت وعمل خوب به آن

 

بیفزایید.بعد همه را با جرعه ای نشاط و مختصری تفریح ونوک انگشتی بازی ویک فنجان پراز اخلاق خوش

 

فصل بندی کنید.هم اکنون همه موارد را در تابه ای از عشق بریزیدوبا اشعه لذت وخوشحالی همه 

 

قسمت های آن را کاملآ بپزیدوبا لبخندی تزئین کنیدوهمراه با آرامش وتواضع وسرور سرو نمایید. 

+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 12:8  توسط نصرتي  | 

نظر سنجی درباره ی مدیریت وبلاگ }
 
بسته به رضایت خود از عملکرد مدیر وبلاگ یکی ازگزینه هارا برگزینید؟
عالی 4 امتیاز ( 4رای، 66%)
خوب 3 امتیاز ( 1رای، 16%)
متوسط 2 امتیاز ( 0رای، 0%)
ضعیف 1 امتیاز ( 1رای، 16%)

 

+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 5:20  توسط رنجبران  | 

 

روز قسمت بود و خداهستی را قسمت میکرد.

خدا گفت: چیزی از من بخواهید هر چه باشد شما را خواهم داد.

سهمتان را ازهستی طلب کنید زیرا خدا بخشنده است وهرکه آمد چیزی خواست.

یکی پري مي خواست برای پروازودیگری پایی برای دویدن و آن يكي جثه ای بزرگ خواست براي عرض اندام و جبران حقارت و آن یکی چشمانی تیزبين وآن یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را طلب ميكرد وهركس به فرا خورخود چيزي از آن خالق يكتا درخواست ميكردند  .در این میان کرمی کوچک جلو آمد ومتواضعانه به خدا گفت: خدایا من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم نه چشمانی تیزونه جثه ای بزرگ نه پري و نه پایی  نه آسماني ونه دریائي تنها ذره اي ازوجود خودت را به من بده و خدا کمی نوربه او داد. او کرم شب تاب شد.خدا فرمود : هرکه نوری با خود دارد بزرگ است. حتی اگر به قدر ذره ای باشد.و خطاب به كرم شب تاب فرمود تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگ کوچکی پنهان می شوی و رو به دیگران گفت: کاش می دانستید که این کرم کوچک بهترین را خواست زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.

ما با  توکل به  خدا  می تونیم همه چیز داشته باشیم .

بچه ها اون نوری را که کرم از خدا خواسته بود مگه چی بود کمی از توانایی های خالق خود را خواسته بود . فقط همین بچه ها، اون نور را من ،تو ،همه داریم فقط اگه به خودمون اطمینان داشته باشیم، که داریم . فقط اون را باید تو خودمون پیدا کنیم، که پیدایش کردیم.  پس حالا نوبت چیه، آره درسته باید بتابیم . چطوری؟ خوب این کاره راحتیه برگردیم  در درون خودمان و اون راجستجو کنیم . پیدایش کردی؟ آره، آفرین میدونستم که پیدایش می کنی.. چطوری باید ازش استفاده کنی؟خوب بابا خودت خوب می دونی دیگه ، آره خودش علاقه، استعداد، نیروهای درونی خودمون همون هایی که میگیم نمی تونیم نمیشه بابا جور در نمی یاد . تو بخواه میشه خوبشم میشه !می گی نه تو که امتحانش نکردی خوب امتحانش کن! آره تو می تونی تو برنده ای ، می دونی چی رو میگم آره درسته خوب فهمیدی رویا هایت را دنبال کن!  اونا رو رها نکن توبرنده هستی . هیچ وقت این نور را از خودت رها نکن این نور خدایی در وجود هر آدمی نهفته است . عمل کردی پس بدان پیروزی . خدا همه چیز به تو داده پس شکر خدا کن و حرکت کن ! خدا با توست!

همه ما از نور متولد شده ایم پس به دنبال این نور باشید

+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 2:32  توسط   | 

هر کدام از ما چندین بار طعم تلخ شکست را چشیده ایم ،هر چند شاید آنها را به خاطر نیاوریم.

نخستین باری که سعی داشتیم راه برویم، زمین خوردیم.

 

نخستین باری که در صدد شنا بر آمدیم ،چیزی نمانده بود غرق بشیم.

ووو..........

 

پس نگران شکست ها نباشیم،

نگران فرصت هایی باشیم که به خاطر عدم سعی و تلاش،آنها را از دست دادیم.

 

شکست چیزی نیست جز دست کشیدن از تلاش؛اکثر افرادی که شکست می خورند در یک قدمی موفقیت دست از تلاش باز میدارند.........

+ نوشته شده در  86/01/07ساعت 2:29  توسط   | 

 آری.آغاز دوست داشتن است

                                                    گرچه پايان ناپيداست

                                                                               من به پايان دگر نيازنداشتم

                                            که همين دوست داشتن زيباست

+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 16:27  توسط   | 

خانم ها مثل چی هستند؟
خانم ها مثل راديو هستند
هر چی می خواهند می گويند ولی هر چه بگويی نمی شنوند
خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند
از هر موضوعی يك فايل اطلاعاتی دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازی هستند
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون می رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند
اول شيرين و بعد تلخ می شوند
خانم ها مثل موبايل هستند
هر وقت كاری مهم پيش می آيد در دسترس نيستند
خانم ها مثل گچ هستند
اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت می شوند كه هيچ شكلی نمی گيرند
خانم ها مثل كنتو ر برق هستند
هر از چند سالی يكبار سن آنها صفر می شود
خانم مثل فلزياب هستند
هرگاه از نزديكی طلافروشی رد می شوند عكس العمل نشان می دهند
خانم ها خيلی زرنگ هستند
آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند
 
+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 16:19  توسط   | 

مرد ها مثل چی هستند؟
 
مردها مثل « مخلوط كن » هستند
. در هر خانه يكی از آنها هست ولی نميدانيد به چه درد ميخورد
: مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند
. حتی يك كلمه از چيزهائی را كه ميگويند نميتوان باور كرد
: مردها مثل « كامپيوتر » هستند
. كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند
: مردها مثل « سيمان » هستند
. وقتی جائی پهنشان ميكنی بايد با كلنگ آنها را از جا بكنی
: مردها مثل « طالع بينی مجلات » هستند
. هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه می گويند
: مردها مثل « جای پارك » هستند
خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائی كه باقی مانده اند يا كوچك هستند يا جلوی درب منزل مردم
: مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند
. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گيرند
: مردها مثل « باران بهاری » هستند
. هيچوقت نميدانيد كی می آيند ، چقدر ادامه دارد و كی قطع ميشود
: مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند
. ارزان هستند و غير قابل اطمينان
: مردها مثل « موز » هستند
. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
: مردها مثل « نوزاد » هستند
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلی زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته می شويد
+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 16:18  توسط   | 

- ساعت 4 صبح که از خواب بیدار شده اید و  برای آب خوردن به طرف آشپزخانه رفته اید در بین راه Mail هایتان را چک کنید!
2-وقتی از اینترنت خارج می شوید احساس پوچی می کنید انگار که عزیزی را از دست داده باشید!
3-تصمیم می گیرید یکی دو سالی بیشتر در دانشگاه باشید فقط برای دسترسی رایگان به اینترنت!
4-در نامه های پستی هم از علائمی مانند (<:) استفده می کنید با اینکه کاری انجام نمی دهد!
5-وقتی می خواهید بخندید سرتان را 90 درجه به سمت چپ می چرخوانید (به مطلب 4 رجوع شود)
6-تکلیف هایتان را به صورت HTML در می آورید و آدرس آن را به استادتان می دهید!
7-سگتان هم برای خودش یک صفحه وب دارد!
8-شب ها خواب هایتان را با فرمت HTML می بینید!
9-سن خودتان را به صورت 3 ایکس بیان می کنید!
10-پسرتان جواد را به صورت Java صدا می کنید!
11-همسرتان را به صورت زیر معرفی می کنید:
شوهر تان را به صورت -->  Hossein@Work. Biz  شوهرتان حسین شاغل است.
زن تان را به صورت --> Elahe@Kitchen. Home --->زن تان الهه خانه دار است.
12-آدرس منزلتان را به این صورت روی فرم ها و پاکت نامه می نویسید:
http://Rafsanjan. Janbazan27. ave/no21. html
13-همه دوستانتان یک @ (ات) در اسمشان هست مثل اتابک !
14-از اینکه نمی توان در یک آگهی ترحیم آدرس ایمیل جدید مرحوم را نوشت ناراحت هستید!
15-تنها ارتباط تان با اعضای منزل از طریق ایمیل هست!
16-انتخاب بین پرداخت قبض آب یا قبض اشتراک اینترنت آسان است،باید مدتی بی آبی بکشید!
17-خانم شما یک گلا گیس بر روی مانیتور می گذارد تا به شما یاد آوری کند چه قیافه ای دارد!
18-بر روی دکمه های کنترل تلویزیون تان هم دابل کلیک می کنید!
19-نیمی از سفرتان را در هواپیما در حالی طی می کنید که کامپیوتر کیفی تان بر روی پاهایتان و بچه تان در جعبه بالای سرتان قرار دارد!
+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 15:54  توسط   | 

در 4 سالگی ... موفقیت یعنی ... خیس نکردن شلوار
 در 12سالگی ... موفقیت یعنی ... پیدا کردن دوست
 در 18 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن گواهینامه
 در 20 سالگی ... موفقیت یعنی ... امکان ازدواج
 در 35 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن پول
 در 50 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن پول
 در 60 سالگی ... موفقیت یعنی ... امکان ازدواج
 در 70 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن گواهینامه
 در 75 سالگی ... موفقیت یعنی ... پیدا کردن دوست
 در 80 سالگی ... موفقیت یعنی ...خیس نکردن شلوار
+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 15:52  توسط   | 

وزیر امور خارجه جمهوری‌اسلا‌می ایران با رد قطعنامه شورای امنیت گفت:این نخستین باری نیست که شورای‌امنیت از ایران می خواهد از حقوق خود صرفنظر کند و گروه پنج بعلا‌وه یک روش تقابل را به جای تعامل در برخورد با ایران برگزیده و همواره از مذاکرات منطقی طفره رفته است .
منوچهر متکی در کنفرانس مطبوعاتی در نیویورک با اشاره باینکه اگر اراده آنان برحل مسالمت آمیزمسئله باشد ما نیز آماده ایم به این روند کمک کنیم گفت:آنان باپیش شرط گذاشتن عملا مذاکره و راههای مسالمت آمیز را نفی می کنند.

وزیر امور خارجه ایران در پاسخ به این سوال که شما که شورای امنیت را قبول ندارید چرا در نشست آن شرکت کرده اید گفت:شورای امنیت یک نهاد بین المللی است و این نهاد بین المللی موظف به اجرای قانون و رعایت حقوق ملت هاست و اعتراض ما به شورای امنیت در حقیقت اعتراض به عملکرد برخی از اعضای آن است که با استفاده ابزاری از این نهاد بین المللی آن را بی اعتبار کرده‌اند.

متکی با تاکید بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای ایران گفت:در واقع در چهار سال گذشته آژانس بین المللی انرژی اتمی‌بیش از دو هزار و صد نفر روز بازرسی از تمامی تاسیسات هسته‌ای ایران بعمل آورده است و همه گزارشهای آژانس از نوامبر دوهزار و سه تاکنون حکایت از ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای‌ایران دارد اما گروه پنج بعلا‌وه یک با جو سازی تلا‌ش دارد فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران را تهدید امنیت بین المللی جلوه دهد.

وی افزود:ملت ایران خاطرات تاریخی بسیار بدی از شورای امنیت دارد که عملکرد این شورا در ملی شدن صنعت نفت ایران و حمله صدام به خاک ایران از آن جمله است .

متکی در ادامه افزود:بیست و هفت سال پیش یعنی زمانیکه صدام‌حسین به ایران حمله کرد شورای امنیت هفت روز تمام منتظر ماند تا عراق بتواند سی هزار کیلومتر مربع از سرزمین ایران را اشغال کند وپس از آن قطعنامه چهار صد و هفتاد و نه را به اتفاق آرا به‌تصویب رساند و طی آن از دو طرف خواست به درگیریها خاتمه دهند بدون آنکه از متجاوز بخواهد از سرزمینهایی که اشغال کرده بودعقب‌نشینی کند, بعبارت دیگر شورای امنیت عملا از ایران خواست اجرای بخشی از حقوق خود را که در آن زمان به معنای سی هزار کیلومتر مربع از قلمرو ایران بود تعلیق کند.

وزیر امور خارجه کشورمان گفت:غنی سازی جزء حقوق ملت ایران است وکسی حق ندارد آن را نادیده بگیرد و از آن بگذرد .

وی در ادامه در خصوص بازداشت تنفگداران انگلیسی در حریم آبهای ایران اظهار داشت آنان بخاطر نقض حریم آبهای ایران بازداشت شده‌اند و موضوع روند حقوقی خود را طی می کند.

وزیر امور خارجه کشورمان همچنین با نکوهش اقدام امریکا در بازداشت دیپلمات های ایران اظهار داشت مسئولیت این اقدام غیر قانونی و زشت بر عهده دولت امریکاست وما امیدواریم با توجه به وعده نماینده امریکا در اجلا‌س عراق این دیپلماتها آزاد شوند.

وی بحران عراق را ناشی از اشغالگری دانست و اظهار داشت از نظر ما تروریسم و اشغالگری دو روی یک سه هستند که صلح و امنیت بین‌المللی را تهدید می کنند .
+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 15:46  توسط   | 

اینم یه داستان از صادق هدایت روی لینک زیر کلیک کنید وبعد دانلودش کنید و ...

زنی که مردش را گم کرد

خودم با این داستانش خیلی حال کردم اگه داستان دیگه ای از صادق میخاید بگید آپلود میکنم.

+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 3:40  توسط رنجبران  | 

بهره‌گيري ايرانيان قديم از فناوري نانو

ايرانيان در قرن‌هاي چهارم تا هفتم هجري از نانوذرات نقره و مس براي تزيين سفال‌هاي خود استفاده مي‌كرده‌اند.

محققاني از كشور ايتاليا به همراه مهندس فرح شكوهي، مهندس پروين اوليايي، دكتر جواد رهيقي و دكتر محمد لامهي رشتي از سازمان انرژي اتمي كشورمان، نتايج تحقيقات صورت‌گرفته بر روي لعاب‌هاي استفاده‌شده بر روي سفال‌هاي ايراني قرن‌هاي 4 تا 7 هجري را به صورت مقاله‌اي در مجلة Applied Physics A منتشر كرده‌اند.

طبق نتايج اين تحقيق، وجود نانوذرات نقره و مس در لعاب مورد استفاده در تزئينات سفالي قرون 4 تا 7 هجري موجب پيدايش اثرات كروماتيكي مختلفي در اين سفالينه‌ها شده است.

تصاوير TEM ارائه‌شده در اين مقاله، حاكي از پخش‌شدن نانوذرات هم‌اندازه نقره با قطر حدود 20 نانومتر در پاية شيشه‌اي لعاب روي سفال‌هاست .

+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 3:22  توسط رنجبران  | 

حال کردم یه مطلب راجع به جنگ جهانی دوم بذارم . اگه اطلاعات کاملتری خواستید بگید میذارم.

جنگ جهانی دوم در اول سپتامبر سال 1939 آغاز شد و جهان را در قتل و خونریزی غوطه ور ساخت.
آغاز جنگ، همچنین سرآغاز یک سلسله فجایع بسیار دردناک تر علیه یهودیان اروپا و جهان بود.
ارتش آلمان در آن روز به طور ناگهانی به لهستان حمله برد و بر بخش غربی آن مسلط شد و ارتش اتحاد شوروی طبق قراردادی که با آلمان به منظور تقسیم لهستان امضا کرده بود، بخش شرقی آن را در تسلط خود گرفت. در 22 ژوئن 1941 هیتلر علیه اتحاد شوروی اعلام جنگ داد و سراسر لهستان را به اشغال خود درآورد.

چمبرلین هنگامی که از نزد هیتلر بازگشت ادعا کرد که صلح را با خود به همراه آورده است.
چمبرلین هنگامی که از نزد هیتلر بازگشت ادعا کرد که صلح را با خود به همراه آورده است.
ولی هیتلر که در واقع میخواست اروپا را خواب کند، در اولین فرصت مناسب حمله به لهستان را آغاز کرد و به این ترتیب آتش جنگ جهانی دوم را برافروخت

در آن دوران لهستان شامل یکی از پرجمعیت ترین جوامع یهودی اروپا بود و شمار یهودیان آن کشور بر 5ر3 میلیون نفر بالغ می شد. از هنگام آغاز رسمی جنگ جهانی دوم و اشغال لهستان، حکومت آلمان نازی هر گونه محدودیت را در مورد بازداشت یهودیان، فرستادن آنها به بازداشتگاههای نظامی و کشتن و نابود کردن آنها کنار گذاشت و دست خود را برای از بین بردن انسانهائی که پایه گذار یکتاپرستی در جهان و پیشگام ملت های دنیا در بسیاری از امور علمی، پزشکی، فرهنگی و انسانی بودند کاملا آزاد دید.
در همان نخستین هفته های اشغال لهستان، رئیس اداره مرکزی امنیت «رایش سوم» (راینهارد هایدریش Reinhard Heydrich ) بخشنامه ای برای مسؤولان امنیتی در لهستان اشغال شده فرستاد که در آن دستورات مشروحی برای بازداشت یهودیان و انتقال آنها به اماکن ویژه گنجانیده شده بود.
به موجب این دستور، اشغالگران آلمانی و مأموران دست نشانده آنها در لهستان وظیفه داشتند همه یهودیانی را که در شهرک ها و روستاهای لهستان زندگی می کردند، به محله های یهودی نشین شهرهای بزرگ (موسوم به «گتوها Ghetto ») منتقل کنند و یک سازمان داخلی یهودی نیز برپا سازند که وظیفه آن اجرای دستورات ارتش اشغالگر نازی باشد.
با صدور این دستور، هزاران نفر پزشک، دانشمند، مهندس، آموزگار و افراد عادی یهودی همراه با زن و کودک خود، در شهرها و شهرک ها و روستاها با خشونت و بیرحمی بازداشت شدند و به طور موقت به زندان ها انتقال یافتند.
در جریان این بازداشت های دسته جمعی، سربازان آلمانی و مزدوران لهستانی آنها، هر یهودی را که از دستور آنان سرپیچی می کرد به گلوله می بستند. در این مرحله، قصد سران آلمان هنوز نابودی یهودیان نبود، بلکه هدف آن بود که یهودیان تحت نظر قرار داشته باشند تا نتوانند در انجام برنامه های توسعه طلبانه «رایش سوم» اخلال کنند.

ماموران اس اس هر کجا یهودی می دیدیدند، به ویژه یهودیان مذهبی را ، تحقیر میکردند و شدیدا آزاد می دادند

ماموران اس اس هر کجا یهودی می دیدیدند، به ویژه یهودیان مذهبی را ، تحقیر میکردند و شدیدا آزاد می دادند

سربازان آلمانی از روز اولی که وارد شهرها و روستاهای یهودی نشین لهستان شدند، یهودیان را بازداشت میکردند، به تحقیر و آزار آنان می پرداختند، آنها را به شلاق می بستند، ریش سالخوردگان را به صورت تمسخرآمیز قیچی می کردند، لباس مذهبی آنان را پاره می کردند و موجب رعب و وحشت همگانی می شدند.
افراد واحدهای «اس.اسS.S.» که همراه با سربازان آلمانی به نواحی یهودی نشین لهستان می رسیدند، بلافاصله به آتش زدن کنیساها و مراکز یهودی می پرداختند و گاهی خانه های یهودیان را بر سر آنها خراب می کردند و آنانی را که از خانه گریخته و به خیابان پناه می بردند دستگیر می کردند و به اردوهای کار اجباری می بردند تا به بازسازی نقاط ویران شده جنگی بپردازند.
آلمان هیتلری ادعا می کرد که یهودیان مسبب آغاز جنگ جهانی دوم بوده اند و از این رو جریمه های سنگین بر آنان بست و به هر نقطه ای پا می گذاشت اموال یهودیان را مصادره می کرد، آنها را از کسب و شغل محروم می ساخت و یهودیان را مجبور می کرد بازوبندی داشته باشند تا همانند قرون وسطی، از دور بتوان آنها را تشخیص داد. پس از مدتی، این بازوبند که ستاره شش پر داود (מגן דוד ماگن داوید) بر آن نقش بسته بود باطل گردید و به جای آن «وصله جهودی» رایج شد که به صورت ستاره شش پر زرد رنگی بود که یهودیان ناچار بودند آن را روی سینه خود نصب کنند.

+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 3:14  توسط رنجبران  | 

اینو تویه سایت تاریخی دیدم نمیدونم راسته یا نه ؟؟؟اگه کسی میدونه بگه!!!

اينک من از دنيا ميروم بيست وپنج کشور جزء امپراتوري ايران است. و در تمام اين کشور ها پول ايران رواج دارد وايرانيان در آن کشور ها داراي احترام هستند . و مردم کشور ها در ايران نيز داراي احترام هستند.

جانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشور ها بکوشد . وراه نگهداري اين کشور ها آن است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از اين دنيا مي روم تو دوازده کرور در يک زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت تو ميباشد . زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي . من نمي گويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبار ها را که از سنگ ساخته مي شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبار ها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و توبايد بعد از من به ساختن انبار هاي غله ادامه بدهي تا اينکه همواره آذوقه دو و يا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اينکه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبار ها براي تامين کسري خواروبار از آن استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوغه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود .
هرگز دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است . چون اگر دوستان ونديمان خود را به کار هاي مملکتي بگماري و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي .
کانالي که من ميخواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار کند ، ولي فرصت نکردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني . با يک ارتش قدرتمند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند .
توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن ، و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون ماليات وضع کردم که تماس عمال ديوان با مردم را خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت .
افسران وسربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نکن . اگر با آنها بد رفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بيشتر شود ، تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت کني . همواره حامي کيش يزدان پرستي باش . اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد و از هر کيش که ميل دارد پيروي نمايد .
بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم . بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که من خود فراهم کرده ام بر من به پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزماني که ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، که من پدر تو پادشاهي مقتدربودم و بر بيست وپنج کشور سلطنت ميکردم ،مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد . زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد ، خواه پادشاه بيست وپنج کشور باشد خواه يک خارکن و هيچ کس در ان جهان باقي نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني ، غرور وخود خواهي برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي ، بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ينکه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعي وهم قاضي نشو اگر از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد . و راي صادر نمايد . زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار . زيرا که اگر از آباد کردن دست برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا اين قاعده است که وقتي کشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازي را در درجه اول قرار بده .
عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولي عفو بايد فقط موقعي بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ظلم کرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .بيش از اين چيزي نميگويم اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند ، کردم . تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميکنم مرگم نزديک شده است .

+ نوشته شده در  86/01/06ساعت 3:4  توسط رنجبران  | 

عجيب ترين مردان دنيا

....

سربازي كه 28 سال مخفي شد
<شوييچي يوكويي> سربازي بود كه در سال 1941 به ارتش امپراطوري ژاپن احضار و كمي پس از آن به <گوام> منتقل شد. در سال 1944 وقتي نيروهاي آمريكايي جزيره گوام را تسخير كردند، يوكويي از ترس كشته شدن به جنگل رفت و در آن جا پنهان شد. روز 24 ژانويه سال 1972 يوكويي توسط دو تن از ساكنان آن محل در يكي از نواحي دوردست <گوام> پيدا شد. در مدت 28 سال در يك غار زيرزميني كه خودش آن را كنده بود مخفي مانده بود و با وجود اينكه مدتها پس از پايان جنگ جهاني دوم اعلاميه آن را در نزديكي غار خود پيدا كرده بود ولي باز هم مي‌‌ترسيد از مخفيگاهش بيرون بيايد. او پس از بازگشت به ژاپن در حاليكه تپانچه زنگ‌زده خود را به كمرش بسته بود گفت: <واقعا عجيب است كه من پس از اين همه سال زنده از جنگل بيرون آمده‌ام.>










خـزنده انســان‌نمــا
<ديويد ايكه> قبلا يك فوتباليست حرفه‌اي بود و در شبكه تلويزيوني بي‌‌بي‌‌سي برنامه ورزشي اجرا مي‌‌كرد و البته سخنگوي ملي حزب سبز بريتانيا نيز بود. او از سال 1990 تمام هم و غم خود را بر روي يك تحقيق گذاشت. تحقيقي كه خود <ايكه> نام آن را <تحقيق تمام وقت بر روي خزندگان، كساني كه يا چيزهايي كه بر دنيا حكومت مي‌‌كنند> گذاشته است.او هميشه فقط لباس‌هاي فيروزه‌اي رنگ مي‌‌پوشد و معتقد است دنيا به دست يك گروه اسرارآميز به نام <اليت‌ها> اداره مي‌‌شود. به گفته او <اليت‌ها> گونه‌اي از خزندگان انسان‌نما هستند كه در زمان‌هاي باستان به عنوان < انجمن برادران بابيلوني> معروف بودند و در عصر حاضر <جورج دبليوبوش> ، <ملكه اليزابت دوم> و <كريس كريستوفرسون> از اعضاي آن هستند. او مي‌‌گويد: نسل‌هاي فعلي اين خزندگان به كودك‌آزاري و شيطان‌پرستي مي‌‌پردازند. او نويسنده پانزده كتاب است و نظرات و عقايد خود را در اين كتاب‌ها به تفصيل توضيح داده است. <ايكه> در سال 1999 پس از يك سخنراني پنج ساعته در دانشگاه تورنتو مورد تشويق و ستايش شديد دانشجويان آن دانشگاه قرار گرفت.










مـردي كـه رسمـا مـرده بــود
<لعل بيهاري> متولد سال 1961 يك كشاورز از منطقه <اوتارپرادش> هندوستان است. او ظاهرا يك انسان معمولي است ولي يك تفاوت عمده با ديگران دارد و آن اينكه <بيهاري> از سال 1976 تا 1994 يعني مدت هجده سال از نظر دولت مرده بود. او انجمن <مرتيك سنگ> يا <انجمن مردگان> را در <اوتار پرادش> تاسيس كرد و مدت هجده سال با نظام بروكراسي دولت هند جنگيد تا بالاخره در سال 1994 ميلادي توانست ثابت كند هنوز زنده است.در سال 1974 وقتي <لعل بيهاري> تصميم گرفت از بانك وام بگيرد، تازه فهميد كه از نظر دولت مرده است.
عموي بيهاري به يكي از كارمندان دولتي رشوه داده بود تا نام او را در ميان مردگان بنويسد و بدين ترتيب مي‌‌خواست ملك و املاك بيهاري را تصاحب كند. مدتي بعد بيهاري دريافت كه او تنها كسي نيست كه اين وضعيت را دارد و حداقل صد نفر ديگر مثل او مرده قلمداد مي‌شدند. همان وقت بود كه تصميم گرفت انجمن <مرتيك ‌سنگ> را تاسيس كند.
او و بسياري از اعضاي اين انجمن در خطر كشته‌شدن بودند زيرا خويشاوندانشان به‌خاطر دارايي‌هايشان نمي‌خواستند آنها زنده بمانند. بيهاري بالاخره توانست به حق خود برسد ولي هم‌اكنون اين انجمن بيش از بيست‌هزار عضو دارد كه همگي هندي هستند آنها توانسته‌اند هويت چهار نفر از اين بيست‌هزار نفر را اثبات كنند. بيهاري در سال 2004 كانديداي انتخابات پارلمان <لعل گنگ> شد.










او همـه‌چيـزمي خورد
<ميشل لوتيتو> متولد پانزده ژوئن سال 1950 يك مرد فرانسوي است. لوتيتو كه در شهر <گرين ويل> به دنيا آمده است به خاطر خوردن اشياي غيرقابل هضم مشهور شده و در كشور خود با لقب<موسيو مانگتو> به معناي <آقاي همه‌چيزخوار> معروف مي‌‌باشد. او براي مردم برنامه اجرا مي‌‌كند و در برابر چشمان حيرت زده آنها همه نوع فلز، شيشه، پلاستيك و چيزهايي از اين قبيل را مي‌‌خورد. او تاكنون چندين دوچرخه و تلويزيون را در كنار اشياي كوچك‌تر خورده است. لوتيتو ابتدا اجزاي اين وسايل را از هم جدا مي‌‌كند و سپس آنها را تكه‌تكه و به راحتي قورت مي‌‌دهد.
لوتيتو خوردن وسايل غيرمعمول را از كودكي آغاز كرده بود و از سال 1966 يعني از شانزده سالگي تا كنون براي مردم برنامه اجرا مي‌‌كند. لوتيتو تاكنون به‌خاطر اين رژيم غذايي عجيب خود احساس بيماري نكرده و حتي پس از خوردن مواد مسموميت‌‌زا هم مريض نشده است. او در هنگام اجراي برنامه به طور متوسط روزي يك كيلوگرم وسايل غيرقابل هضم مي‌‌خورد و قبل از صرف اين غذاي غيرمتعارف مقداري روغن معدني تناول مي‌‌نمايد. در طول خوردن آنها نيز مقداري زيادي آب مي‌‌نوشد. به نظر مي‌‌رسد كه ضخامت ديواره معده و روده‌هاي لوتيتو دو برابر يا حتي چند برابر مردم عادي است و اسيدهاي معده‌اش آنقدر قوي هستند كه مي‌‌توانند غذاهاي فلزي او را هضم كنند.










صد و چهل سال عمر
<يوشيرو ن